بانک جامع اطلاعات فرش و دست بافته های ایران
 

  جستجو
 موزه فرش  
بازرگاني سبحه
 OldCarpet.com  
 مجله گره  
 مجله هالي
 سازمان توسعه تجارت ايران
 Miri Iranian Knots
 ICOC
 Araghchi Carpet
 DOMOTEX
 مرکز ملي فرش
 فرش در آيينه مجلات
 دسترسي اعضا
نام:
رمز عبور:


عضو جديد












 

نظر بدهيد! 

نسخه چاپ

 ارسال براي ديگران

 بازگشت




تاريخ درج: 21/5/86


پاسخ ناکافي، مبالغه آميز و فرافکنانه وزارت بازرگاني به تذکر تعدادي از نمايندگان مردم در مجلس شوراي اسلامي



86/5/21 - کارپتور
    عليرضا قادري
    ghaderi@carpetour.net
    
    الهي اگر کاسني تلخ است از بوستان است
    و اگر عبدالله مجرم است از دوستان است*

    
    در طول سالهاي گذشته و بواسطه بررسي هاي مستقيم و يا از طريق طرح برخي مطالبات صنفي دست اندرکاران فرش کشور به نمايندگان خود در مجلس شوراي اسلامي، هر از گاه سئوالات و تذکراتي از طرف نمايندگان بصورت فردي و يا جمعي مطرح گرديده و مي گردد.
    تجربه اين پرسش و پاسخ اما، نه تنها از دغدغه ها و نگراني ها نمي کاهد، بلکه روند اين دور سئوال و جواب ها بر اين نگراني بيش از پيش دامن مي زند که مبادا نمايندگان محترم با دريافت اين جوابيه ها و انعکاس آن در حوزه انتخابي وظيفه خود را انجام شده و مشکلات را حل شده تلقي کنند.
    
    آخرين نمونه اين پرسش و پاسخ ها را مي توان در جريان انتشار جوابيه وزارت بازرگاني به تذکر تعدادي از نمايندگان مردم در مجلس شوراي اسلامي با عنوان | اگر تامين منابع کنيم مشکلات فرش دستباف حل مي شود | به وضوح ديد.
    وزارت بازرگاني در پاسخ به اين نمايندگان به جوابيه اي کلي، نامفهوم و متاسفانه مبالغه آميز و توام با فرافکني بسنده کرده است. با گذشت قريب به يک هفته از انتشار اين جوابيه در رسانه ها عکس العملي از ناحيه نمايندگان نسبت به اين جوابيه منتشر نگرديده است. از اين رو بيم آن مي رود تا در اين سيکل ناقص، اصل قضيه به فراموشي سپرده شده و يا از مسير صحيح خود بطور کلي خارج شود.
    
    صورت مسئله و پرسش بي پاسخ مانده نمايندگان، دلايل کاهش صادرات فرش دستباف ايران در بازارهاي جهاني است.
    
    انتظار رفته و مي رود تا وزارت بازرگاني در مقابل اين سئوال روشن، پاسخي صريح، غير مبهم، مسئولانه و متکي بر يافته هاي عقلي، علمي و مديريتي ارايه نموده و با اظهار حقايق موجود در اين بخش، ضمن جلب حمايت هاي آگاهانه نمايندگان محترم مجلس، از گمراه شدن و مشتبه شدن ايشان نسبت به مسائل و موضوعات اين بخش حساس از فعاليتهاي توليدي کشور جلوگيري نموده و آنان را در عرصه پاسخگويي منطقي به موکلان خود و جلب مشارکت آنان در اصلاح و سامان دهي امور، به ادله و آمار و اطلاعات واقعي مجهز کند.
    طرح روشن مشکلات و شرح مستند و همراه با مصاديق اقدامات انجام شده، روش مورد قبول و منطقي اي بود که از وزارت بازرگاني در اين باره انتظار مي رفت.
    
    پاسخ وزارت بازرگاني اما متاسفانه عاري از اين ويژگي ها و مشحون از کلي گويي، ابهام افزايي، تيترسازي و اغراق هاي دور از انتظار بود. در اين جوابيه که بدليل شاکله غير علمي و شکننده، بعيد بنظر مي رسد که از مسير نظارت هاي وزارتي گذشته باشد، خلاف روش متداول گزارشات اين وزارتخانه، در پاسخگويي و رفع ابهام در ساير ماموريت هاي خود، ليست بلند بالايي ارايه گرديده که مرزهاي آن از آمال ها و آرزوها تا اقدامات نيم بند و شکلي را بي هيچ تفکيکي و ارايه هيچ آماري، در بر مي گيرد.
    
    براي کساني که کمترين تماسي با فرش دستباف و مسائل آن داشته باشند اين پاسخ ها تعجب آور، نارسا و بشدت بدور از واقعيت است. تا آنجا که براي نويسنده، انتساب اين جوابيه به وزارت بازرگاني به هيچ روي قابل قبول و تصور نيست. با مروري بر عناوين دلايل شمرده شده مي توان دلايل اين ناباوري را يک به يک و با کمال تعجب ديد.
    
    در پاسخ منتسب به وزارت بازرگاني و در جواب به سئوالات نمايندگان در باره دلايل افت صادرات، دو پاسخ متناقض ارايه گرديده است.
     اولا تاکيد گرديده که اين امر سابقه اي بيش از 5 سال دارد و آمده است: "صادرات فرش طي پنج سال گذشته روند نزولي داشته"... پس پديده نوظهوري نيست و فرصت کافي براي يافتن روشهاي منطقي برون رفت از اين شرايط موجود بوده و هست.
    ثانيا دلايل آن:
    - "كاهش حجم تجارت جهاني فرش دستباف به دليل جايگزين شدن ساير كف‌پوش‌ها از جمله فرش ماشيني، موكت، سنگ، پاركت، و ساير زيراندازها." (تصادفا سنگ و پارکت زمينه مصرف فرش را بالا مي برد!)
    - "افزايش قيمت‌هاي داخلي در اثر رشد تورم (!)"
    - "انتقال تاثيرات تورم به خريدار خارج از كشور."
    - "رشد قيمت فرش دستباف در سال 85 در مقايسه با قيمت‌هاي صادراتي سال 83 كه تاكنون ملاك ارزيابي در گمركات كشور بوده است بين پنج تا 200 درصد."
    - "ثابت بودن نرخ ارز صادراتي كه با توجه به افزايش قيمت تمام شده صادركننده را نيز مجبور به افزايش نرخ فروش فرش در خارج از كشور نموده و بنابراين در مقايسه با ثابت بودن قيمت‌ها در ساير كشورها از سويي و از سوي ديگر افزايش قيمت فرش دستباف ايران، مصرف كنندگان نمي‌توانند اين افزايش را بپذيرند و از خريد آن منصرف مي‌شوند."
    - "پايين بودن قيمت فرش كشورهاي رقيب در مقايسه با فرش ايران"
    - "هماهنگ بودن آن (توليدات کشورهاي رقيب) با سلايق بازارهاي جهاني"
    
    شمرده شده است.
    
    در ادامه اين جوابيه – گزارش، اهم اقدامات متقابل صورت گرفته از سوي وزارت بازرگاني و دواير تابعه به شرح ذيل آمده است:
    - افزايش جوايز صادراتي فرش دستباف از سه به پنج درصد.
    - تبليغات فرش دستباف در شبكه‌هاي جهاني.
    - انجام تبليغات در مجلات اروپايي با هدف بسط فرهنگ فرش دستباف ايراني.
    - تبليغات در جام جهاني 2006 فوتبال.
    - حمايت از عرضه كنندگان فرش دستباف در نمايشگاه‌هاي مختلف دنيا براي گسترش بازارهاي هدف.
    - برنامه‌ريزي براي شناسنامه داركردن فرش ايران براي هويت بخشي و حمايت از كيفيت فرش ايران در بازارهاي جهاني.
    - اختصاص تسهيلات از محل كمك‌هاي فني و اعتباري براي ايجاد مجتمع‌هاي قاليبافي براي گسترش سفارش پذيري و هماهنگ كردن توليدات با سلايق بازارهاي جهاني.
    - اختصاص تسهيلات از محل كمك‌هاي فني ـ اعتباري براي حمايت از كارگاه تامين مواد اوليه مرغوب.
    - اختصاص بودجه در جهت حمايت از بيمه از كارافتادگي و بازنشستگي قاليبافان براي حمايت از بافندگان و تشويق آنان در امر توليد فرش دستباف.
    - تشكيل اتحاديه‌هاي صنفي قاليبافان در راستاي حمايت از بافندگان فرش و سامان دادن به شناسايي آنان.
    - حمايت از تشكل‌هاي تعاوني‌هاي فرش دستباف در جهت هدفمند بودن توليدات كشور با سلايق بازارهاي جهاني.
    - اختصاص تسهيلات زودبازده براي گسترش توليد فرش دستباف و حمايت از فارغ‌التحصيلان رشته فرش دستباف در سراسر كشور،
    - مبادله تفاهم نامه با سازمان ميراث فرهنگي گردشگري و صنايع دستي در جهت گسترش استفاده از فرش دستباف در نمايشگاههاي گردشگري در سراسر جهان و همچنين ايجاد نمايشگاه‌هاي دائمي در خانه‌هاي گردشگري سراسر كشور،
    - اختصاص بودجه به امر آموزش بهبافي در سراسر كشور براي بالابردن سطح اطلاعات بافندگان در زمينه استفاده از مواد اوليه مرغوب طرح و رنگ مورد نياز بازار،
    - آموزش مربيان هنرستان‌هاي كار و دانش و تدوين كتاب‌هاي مورد نياز رشته مذكور با هدف حمايت از علمي كردن فرش دستباف،
    - ايجاد دوره‌هاي علمي و كاربردي فرش دستباف با همكاري دانشگاه جامع علمي و كاربردي براي استفاده از نيروهاي كارآموز در توليد و بازرگاني فرش
    - آموزش تجار و مديران تعاوني‌هاي فرش دستباف در جهت استفاده از تجارت به شيوه‌هاي الكترونيكي
    - ايجاد نمايشگاههاي مجازي فرش.
    
     در بخش ديگري از اين پاسخ اقدامات سازمان توسعه تجارت براي توسعه صادرات فرش دستباف نيز مورد تاكيد قرار گرفته و آمده است:
    - پوشش بخشي از هزينه‌هاي مشاركت شركت‌ها و تشكل‌هاي بخش خصوصي در نمايشگاه‌هاي خارج از كشور.
    - پوشش بخشي از هزينه‌هاي اعزام هيات‌هاي تخصصي به بازارهاي هدف.
    - انجام تبليغات عام در زمينه فرش دستباف ايران از طريق ابزارهاي تبليغاتي نظير رسانه‌ها، نشريات.
    - كمك به برگزاري همايش‌ها و سمينارهاي علمي و تخصصي و بازرگاني در داخل و خارج از كشور.
    - كمك به انجام مطالعات و تحقيقات در زمينه‌هاي مرتبط با صادرات فرش دستباف براي خلق مزيت‌هاي رقابتي جديد.
    - برگزاري دوره‌هاي آموزشي به منظور ارتقا سطح آگاهي طراحان، بافندگان و تجار.
    - كمك به ايجاد پايگاه‌هاي اطلاع رساني (نمايشگاه‌هاي مجازي و اطلاع رسانيON-LINE فرش).
    - كمك به ارتقاي توان رقابتي صادركنندگان فرش دستباف.
    - فرهنگ سازي به منظور ارتقا نگرش در فرآيند توليد و صادرات فرش دستباف.
    - اقدام براي پرداخت جوايز صادراتي در سال‌هاي 1381 تا 1384 و پرداخت جوايز سال 1385.
    - بازنگري قيمت برخي از اقلام فرش دستباف براساس قيمت‌هاي جهاني.
    - برنامه‌ريزي براي معرفي توان توليدي و جايگاه هنري فرش ايران به بازارهاي جديد صادراتي (آزادسازي).
    - برنامه‌ريزي براي ايجاد شركت‌هاي بزرگ و توانمندسازي (شركت‌هاي مديريت صادرات) و حمايت از اين شركت‌ها براي افزايش توان سفارش پذيري.
    - ارتقاي توان رقابتي در بازارهاي هدف، انجام تبليغات و حضور در بازارهاي صادراتي به صورت منسجم وسازمان يافته،
    - بهره‌گيري از برند و علامت يكسان در محصولات صادراتي به منظور جلوگيري از سوءاستفاده رقباي تجاري از علامت و طرحهاي صادراتي كشور.
    - انتقال نيازهاي بازار به بخش توليد.
    - نظارت و كنترل بر صادرات فرش دستباف در بخش‌هاي مختلف (كيفت مواد اوليه و بي گره بافي و ...)
    
    اين در حالي است که بخش قابل ملاحظه اي از اين گزارش در حد مباحث وقت گير و جلسات بي نتيجه بوده است و بخش ديگري از آن نظير آموزش هايي که از آن نام برده شده، متوقف به اجراي طرح هاي شکلي اي بوده که نه تنها خود برگزارکنندگان (عمدتا بخش خصوصي در ازاي دريافت دستمزد) معترف به بي اثر بودن آن هستند بلکه ساز و کار و روش هاي اجراي آن با اندک دقتي بيحاصلي و اتلاف اعتبارات و سرمايه ها را آشکارا گواهي مي کند.
    
    براي مثال، "فرهنگ سازي به منظور ارتقا نگرش در فرآيند توليد و صادرات فرش دستباف" اساسا با چه تعريفي از فرهنگ و تحت کدام برنامه مدون، مورد ادعا قرار گرفته است. آيا تقاضاي انتشار اين تعاريف و روشها با توجه به اينکه قرار است نگرش در فرايند توليد و صادرات فرش دستباف را بدنبال داشته باشد و ارايه مستندات اين ادعا ضروري بنظر نرسيده و تقاضاي گزافي است؟
    
    مجلس محترم و نمايندگان مردم آيا با اين لفاظي و کلي گويي هايي که قابليت متر کردن و اندازه گيري ندارند قرار است قانع شده و وظيفه خود را تمام شده تلقي کنند؟
    
    بسياري از اين عناوين به عنوان ارايه گزارش به مجلس، توهين به ساحت خانه ملت و دست کم گذاردن بر نمايندگان اين مردم تلقي خواهد شد. بگذريم که وجاهت گزارشات وزارت بازرگاني را نيز زير سئوال برده و در صحت و اعتبار بسياري از خدمات، تلاش ها و اقدامات کارساز و موثر اين وزارتخانه تشکيک وارد مي کند.
    پيشتر راقم اين سطور در مطلب ديگري با عنوان " وزير بازرگاني بجاي مديرانش پاسخ بدهد!" وزارت بازرگاني را از سپردن تهيه جوابيه ها و ارايه گزارشات به چنين مسير غير قابل اتکايي مشفقانه برحذر داشته بود.
    نوع عناوين يادشده در اين گزارش جز شعاري کلي و غير مسئولانه نيست.
    
    مشکل از آنجا هايي سرچشمه مي گيرد که براي مثال بدون هيچ تمهيد و مطالعه اي از بين المللي بودن نمايشگاه کيش جو عظيمي مي سازيم و حتي در مراسم افتتاحيه اين نمايشگاه، بي هيچ هراسي از پاسخگويي و بدون حضور حتي يک مشارکت کننده خارجي، باز هم در مقابل چشم جمعيت حاضر بي پروا از حضور شرکت کنندگان خارجي در حضور وزير بازرگاني حرف مي زنيم و آبروي يک وزارتخانه را براحتي به بازي مي گيريم.
    واقعا فکر مي کنيد تصور غرفه داران در طول برگزاري چند روزه اين نمايشگاه از برگزار کننده چه بود؟ چه قضاوتي از متولي فرش در اعلام غير واقعي حضور شرکت کنندگان خارجي آنهم در حضور وزير بازرگاني در ايشان رسوب کرد؟
    
    
    رييس محترم سازمان توسعه تجارت از پرداخت 200 ميليارد تومان (نصف درآمد صادراتي!!) براي توسعه تجارت فرش دستباف در سال گذشته خبر داده است. اين مبلغ معادل 50 درصد کل درآمد صادرات فرش کشور است! که صرف حمايت از فعالان عرصه فرش دستباف گرديده!
    ريز اين هزينه و نتايج بدست آمده از آن در هيچ منبعي موجود و در دسترس نيست. و متاسفانه هيچ دستگاه نظارتي نيز عکس العملي در اين باره نداشته است.
    
    پاسخ سئوال نمايندگان را تنها در عوامل بيروني جستجو کردن و رفع آن را به دريافت اعتبارات بيشتر موکول کردن به معني فرافکني و شانه خالي کردن از بار مسئوليتي است که صدمات ناشي از آن نه تنها امروز بلکه فرداي اين ملت را نشانه خواهد گرفت.
    
    شايد يک مثال براي روشن تر شدن مطلب کفايت کند و آن اينکه مديران ما معتقدند که :
    1- يکي از عمده دلايل ضعف ما در بازارهاي جهاني وجود رقباست.
    2- اين رقبا به استناد جوابيه وزارت بازرگاني توانسته اند با رعايت بيشتر سليقه مشتري، سهم ما را در بازارهاي جهاني بواسطه عدم توجه کافي ما به سلايق بازار، تهديد و محدود کنند.
    3- رقبا نقشه هاي فرش ايراني را کپي مي کنند.
    
    از اين دلايل برغم تصور عزيزان اين نتيجه حساس بدست مي آيد که بنابر اين، رقباي فرش ايران با فروش طرح هاي ما ميدان داري مي کنند! اگر اين طور است بنابر اين چرا به توليد کننده آدرس غلط مي دهيم و او را با موضوع موهومي با مفهوم نامشخصي چون سليقه بازارهاي جهاني سردرگم مي کنيم؟! از آنطرف در گزارشات خود غير صادقانه و بدون ارايه کمترين اطلاعاتي به بخش هاي توليد و تجارت، ادعا مي کنيم که بخشي از خدمات انجام شده را گردآوري و توزيع اطلاعات بازار به توليد کننده و صادرکننده تشکيل مي دهد!
    
    برعکس آنچه امروزه در داخل کشور و خصوصا در ذهن مديران ما شکل گرفته است، توليدکنندگاني نظير پاکستان (کشور چين مدتهاست که بدلايل اقتصادي و بدليل رشد فوق العاده صنعتي عملا بر توليد فرش تکيه نمي کند و حتي امروز خود خريدار فرش هاي توليد ايران است و برخي از توليد کنندگان ما در حال حاضر سفارشات طرف هاي چيني را در دستور کار خود دارند!) گرچه کاشان و نايين و ... توليد مي کنند ولي اگر کمي به طرح ها و نقشه هاي اين فرش ها دقت کنيد خواهيد ديد که راز موفقيت آتها علاوه بر امتياز کارگر ارزان قيمت، در انتخاب طرح و نقشه و رنگ آميزي هاي فرش هاي ايراني اي است که ما از توليد آن غافل شده ايم.
    
    اشتباه نشود... نقشه هاي کاشان توليد هند و پاکستان نقشه هاي امروز فرش هاي توليدي کاشان توليد کنندگان ايراني نيست! آنها بهترين نقشه هاي فرش هاي مناطق ايراني را که ديگر حتي نشاني از آن در ذهن توليدکنندگان ما نيست بازبافي و توليد مي کنند.
    بعد ما نشسته ايم و بدون حتي اندکي تفکر ادعاي مدير توهم زده اي را داير بر ساخت شهري بنام کاشان در چين دامن مي زنيم.
    
    اين نحو توليد تا آنجا جدي گرفته شده که بسياري از همان فروشندگان ايراني خارج از کشور که ما بر روي سايت نيم بند مرکز ملي برايشان تبليغ مي کنيم، فرشهاي مورد نياز خود را به همين رقبا سفارش داده و بنام فرش توليد ايران به بازارهاي خارجي عرضه مي کنند.
    گره زدن ريشه ها که کار چندان پيچيده اي نيست. آنها از بهترين مکانيزم بروز شده عرضه کالا در بازار سود مي جويند. از پشم هاي دباغي شده گوسفنداني که در مراسم حج توسط حجاج ذبح مي شوند با نازلترين قيمت استفاده مي کنند. مشکل تهيه پشم مرغوب ايراني هم که بواسطه صدور صدها هزار راس گوسفند ايراني براي ذبح در اين مراسم از ايران به عربستان صادر گرديد، عملا برطرف شده است! ب عد ما بزرگترين فرش جهان را با نازلترين قيمت توليد مي کنيم و در اين باب از نتيجه فرداي آن بي خبريم. چرا که قبول سفارشاتي با اين دستمزد در يک ضرب و تقسيم ساده هيچ منفعتي براي بخش دست اندرکار فرش ايران نخواهد داشت. ما با اين اقدام عملا پايه قيمت توليد خود را رسما اعلام کرده ايم و بالا بردن آن کاري بود که بايد ديروز انجام مي شد. امروز توقع خريدار را از قيمت تعريف کرده ايم. نتيجه آنکه با چنين درآمدي نتوانستيم فرداي مطمئن بافندگان حتي سه روستاي کوچک را کوچکترين تضميني کنيم. کسي مي داند بافندگان بزرگترين فرش دستباف جهان در حال حاضر از چه طريقي و با چه دستمزدي ارتزاق مي کنند؟
    
    آيا رنگ آميزي اين بزرگترين فرش جهان کوچکترين تماس و قرابتي با رنگهاي فرش ايراني برقرار کرده است؟ 100 سال ديگر اين فرش بايد معرف فرشبافي ايران در اين سالها باشد. آيا اين وظيفه را مي تواند انجام دهد؟
    
    اگر واقعا بخواهيم مشکل را شناسايي کنيم راه هاي ساده تر و صادقانه تري نيز وجود دارد. مثلا مرکز ملي فرش ايران کپي تمامي ايميل هاي دريافتي خود را در اختيار دستگاه هاي نظارتي قرار دهد تا معلوم شود که به رغم تمام هزينه هاي فرصت، جايگاه بالاترين مرجع رسمي فرش کشور با اتکا به برنامه ها و طرح هايي که از آن در گزارش منسوب به وزارت بازرگاني ليست دور و درازي ارايه شده است در سطح بين المللي کجاست.
    
    براي جلوگيري از اطاله و تصديع بيشتر به همين مقدار و مشتي از خروار اکتفا مي شود. در عين حال نويسنده اين سطور نه از سر اصرار بر مدعاي خود بلکه بواسطه احساس وطيفه و به اميد رفع مشکلات و موانع آماده است تا با تمام کوچکي و بضاعت اندک، داعيه خدمت هرچند ناچيز خود را با ارايه هرچه بيشتر خدمات به عنوان کمترين وظيفه زير قدوم مردم شريف قرار داده و از هيچ خدمتي دريغ نورزد. انشاءالله.
    دست همه شما را خاضعانه و از سر وظيفه مي بوسم و مطمئنم که با نزديک تر شدن دلها و اراده ها فرداي روشني را بخواست خدا تجربه خواهيم کرد.
    
* از مناجات خواجه عبدالله انصاري

    
    64539271 


نظرات شما:
  • آقای قدرت اله اسدي     طراح فرش     ايران تهرانsarvenazcarpet@yahoo.com
  • سلام جوابيه موشکافانه و دقيق جنابعالي را در پاسخ به گزارش وزارت بازرگاني به مجلس خواندم . بنده فقط يک قسمت را متوجه نشدم ! اينکه: آيا رنگ آميزي بزرگترين فرش جهان کوچکترين تماس و قرابتي با رنگهاي فرش ايراني برقرار کرده است؟ 100 سال ديگر اين فرش بايد معرف فرشبافي ايران در اين سالها باشد. آيا اين وظيفه را مي تواند انجام دهد!؟ " ....... يعني چه و منظور چيست ؟ يک مشتري از بورکينو فاسو يا ... سفارش فرشي را به ما ميدهد و طرح و رنگ اميزي هاي پيشنهادي را نيز نمي پذيرد و في المثل نوع خاصي از رنگبندي باب طبع و پسند و علاقه افريقائي را سفارش داده و بر ان اصرار دارد. در اين لحظه بايد چه کرد ؟! آيا بايد نگراني و دلمشغولي ا صالت رنگ و هزار مسئله ريز و درشت ديگر را مد نظر داشت و احيانا 100 سال ديگر را ؟!
    يا بايد سليقه و سفارش و خواست مشتري و اهميت بازار و تجارت روز را در نظر گرفت؟! آيا بهتر نبود راه حل روشني نيز در اين خصوص ارائه مينموديد؟
    با تشکر
    :::::::::::::::::
    بسيار از تماس و اظهار نظر شما درباره اين مطلب سپاسگزارم. و اما توضيحاتي که خواسته ايد:
    اولا بايد ديد ما کار را از کدام منظر ميبينيم. اگر مجري صرف هستيم براي سليقه و دلمشغولي هاي سفارش دهنده، تکليف روشن است. او سفارش مي دهد ما مي بافيم.
    اما اگر ما از نظر مشتري تنها مجري نيستيم و مشاوره ما براي خريدار ارزش دارد. که يقينا لااقل در باره فرش ابوظبي چنين بوده است. در اين صورت لازم است ما ضمن نزديک کردن کار با خواسته او چارچوب ها و ويژگي هاي فني و هنري را نيز رعايت کنيم. در مورد اين نمونه طرف اماراتي بر روي رنگ سبز تاکيد دارد. اتفاقا تاکيد با مسمايي هم هست. اما اينکه اين رنگ سبز چگونه سبزي باشد مورد بحث ماست. رنگ سبز چمني بکار رفته نامتناسب و خارج از دايره قوائد رنگرزي فرش هاي ايراني است. خريدار آمده تا فرش دستباف بخرد. اين بهترين زمان براي معرفي و تبليغ و ترفيع فرش و ويژگي هاي هنري آن است. يقينا اگر رنگ سبز خواسته شده او به منطق تطابق يافته با اصالت رنگرزي در فرش دستباف ايراني مسلح شود او سبز شما را بر سبز خود ترجيح خواهد داد. همانطور که شما در اين رابطه چند طرح از ميان اتودهاي خود به او نشان ميدهيد و او از ميان آنها انتخاب مي کند.
    اصالت يقينا براي سفارش دهنده فرش ابوظبي از اهميت فوق العاده برخوردار بوده اگر غير از اين بود او اين فرش را به توليدکننده پاکستاني سفارش مي داد. نه به شما.

    ثانيا: بحث ظريفي در ميان است و آن هم نقاط اشتراک و همپوشاني ميان هنر و تجارت و تعريف رابطه صحيح ميان اين دو. اگر اين اقدام از سوي يک شرکت خصوصي و يا يک فرد و اراده و تصميم فردي صورت مي گرفت شايد مي شد در مورد آن اغماض کرد ولي وقتي اين اقدام از سوي شرکت سهامي فرش ايران که پيش از اينکه يک بنگاه اقتصادي باشد ضرورتا بايد بازوي اجرايي و الگوي اجرايي مديريت فرش کشور باشد صورت مي پذيرد عميقا بايد به اينگونه مسائل حساسيت نشان داد.
    اگر کمي از اين زاويه به موضوع نگاه کنيد خواهيد ديد که منافع مقطعي تا چه ميزان خواهد توانست منافع دراز مدت ما را در بخش فرش دستباف به مخاطره بياندازد.
    مشکل اصلي خلط ميان ارايه متنوع و همه شمولي طرح ها و رنگها براي انتخاب آزادانه و منطبق با سليقه خريدار و تسليم محض شدن در مقابل شرايط سفارش است.
    مشتري مداري در هيچيک از مباني بازاريابي به مفهوم توليد بر اساس فهم مشتري خصوصا در مورد کالاهاي ارزشي و هنري نيست. مشتري مداري و توليد مبتني بر سليقه بازار هرگز به مفهوم واگذاري فکر و انديشه و ذوق و خلاقيت به مشتري نيست.
    کداميک از کمپاني هاي موفق دنيا و کداميک از روشهاي آکادميک اقتصادي چنين شبهه اي را به عنوان اصلي در توليد و تجارت پذيرفته اند؟ به ضرس قاطع هيچکدام. من در هيچيک از مطالعات دائمي خود که ناگزير بواسطه شغلي داشته و دارم تا به حال شاهد چنين تئوري اي نبوده ام. اين اشتباه مهلکي است که روز به روز ما را در باتلاق خود فرو مي کشد. آيا بازارداري پاکستان و مفهومي که آنان از سليقه مشتري در دست دارند چنين است. شواهد، مطالعات و بررسي هاي نزديک خلاف اين را مي گويد.
    اين بحث بحث بسيار خوب و ضروري اي است ولي از مجال اين فرصت خارج است. پيشنهاد مي کنم جنابعالي در اين زمينه مطلبي تهيه و براي ما ارسال کنيد تا موضوع نه تنها در ارتباط با اين فرش بلکه درباره ابهامي که از آن سخن به ميان آمده است از زواياي مختلف شکافته شده و به تحليل و بررسي درآيد.
    اين حقير نيز در ادامه مطلب شما مطلبي در همين خصوص نوشته و تقديم خواهم کرد.
    از اينکه صرف وقت نموديد سپاسگزارم و منتظر دريافت مطلب شما هستم. يقين کنيم که مشکلات بزرگ مي تواند در همين گفتگوها به راه حل هاي اساسي دست پيدا کند. پيروز و سرافراز باشيد.
    برادر کوچک شما. عليرضا قادري

      همچنين در اين باره بخوانيد:
      فرش ايران زنده است. عزاداران موجود، بازماندگان توليد فله اي و هرزه بافي اند!! 
      روبات ها فرش مي بافند؛ صنايع دستي و فراموشي سنت ها 
      اقتصاد پنهان: آينده مبهم صنعت فرش دستباف در چشم انداز جهاني 
      ادعاي كمك به ايجاد پايگاه‌هاي اطلاع رساني فرش از سوي سازمان توسعه تجارت به هيچ روي صحت ندارد 


     
      رويدادها
      مقالات
      گفتگو
      دنياي نشر
      گزارش
      نقد و نظر
      قوانين و مقررات
        کليه حقوق متعلق به سايت اطلاع رساني فرش ايران است
    نقل مطالب به هر شکل تنها با ذکر عنوان و نشاني سايت مجاز است
    CARPETOUR.COM   2000-2009 All Rights Reserved.