بانک جامع اطلاعات فرش و دست بافته های ایران
 

  جستجو
 موزه فرش  
بازرگاني سبحه
 OldCarpet.com  
 مجله گره  
 مجله هالي
 سازمان توسعه تجارت ايران
 Miri Iranian Knots
 ICOC
 Araghchi Carpet
 DOMOTEX
 مرکز ملي فرش
 فرش در آيينه مجلات
 دسترسي اعضا
نام:
رمز عبور:


عضو جديد






 

نظر بدهيد! 

نسخه چاپ

 ارسال براي ديگران

 بازگشت




تاريخ درج: 27/4/88


مديريت؛ چالش اصلي فرش دستباف کشور

تنزل بخشیدن به مرتبه مدیریت در این بخش به موضوعات دست چندم اقدام نسنجیده ای است که ریشه در عدم تعریف اساسی از این هنر صنعت ملی دارد


88/4/27 - کارپتور
    عليرضا قادري
    

    فرش دستباف ایران یکی از فعالیت های جدی و فراگیر در عرصه هنر و صنعت است. کمتر نمونه پایدار از جنبه های هنری را می توان سراغ داشت که تا این اندازه و در این سطح در کشور مان نفوذ و گستردگی داشته و جمع قابل ملاحظه ای از جمعیت کشور را با خود همراه کرده باشد. سابقه تاریخی این تلاش ملی علاوه بر شهرهای بزرگ و مراکز اصلی در استانهای کشور، ریشه در روستاهایی دور دارد. بطوری که این آبادی های گاه بسیار کوچک، آوازه ای جهانی به خود گرفته اند. هریس، انجلاس، درخش و دهها روستای کوچک ایران حتي پیش از اینکه در جغرافیای سیاسی کشور به عنوان شهر معرفی شوند، شهرتی جهانی داشته اند که آن را مدیون همین تلاش هنری و تولید و عرضه قالی و انواع دستبافته ها بوده اند. در لیست بلند این آوازه جهانی همچنین به وفور نام ایلات و عشایر مختلف کشور را از ترکمن،افشاری، قشقائی، لر، بختیاری، شاهسون و.. می توان یافت.
    

    چیره گی ناگزیر الزامات زندگی معاصر، که تمامی شئون و شرایط زندگی مردمان را تحت تاثیر خود وادار به تغییر کرده است از یکسو و توسعه ارتباطات و سهولت دسترسی از سوی دیگر، در کنار رفع نیازمندی های انسان امروز از طریق تولید و عرضه گسترده کالاهای ارزان تر، سبک تر، ماندگار تر و تنوع پذیر تر، عملا نیاز دیروز روستا نشینان و عشایر را به تولید محصولاتی که عموما جنبه کاربردی داشته مرتفع نموده است. این امر باعث گردیده تا تولید انواع زیادی از محصولات و صنایع روستایی و عشایری ایران از نمکدان و سفره و خورجین و توبره تا مال بند و تسمه و ریسمان، روندی رو به نابودی بخود گرفته و بدلیل وجود کالاهای جایگزین، عملا مصرف قبلی و اصلی خود را از دست داده و به اشیایی تزئینی و نه کاربردی تبدیل شوند در عين حال که بدلیل انگیزش احساسی نوستالژیک، مورد توجه و درخواست گروه هایی از مردم شهرنشین واقع گردیده و با بازار بسیار محدودی روبرو گرديده اند.
    اینکه صنایع و حرفه هایی چنین دچار فراموشی و نابودی گردند نه گناه مردمان است و نه راه گریزی برای آن وجود دارد. این اشیاء و لوازم، مولود نیاز انسان بوده اند و همواره نیز با تغییر و تحولاتی که روشهای زندگی انسان را دچار دگرگوني می کرده است متحول شده اند. آنچه این اشیاء را ارزش و هویتی دیگر می بخشد، حضور قابل لمس و اثر گذار انسانهایی است که در تولید این اشیاء و لوازم روح و جانی ویژه در آن دمیده و حیات دیگری را نیز در آن متجلی کرده اند. این اثرگذاری ناشی از تاریخی طولانی و فرهنگی کهن است که به مدد هنر و دریافت های معنوی توانسته است برای اشیائی مصرفی و کاربردی، هویتی خاص ایجاد نموده و آن را محملی برای انتقال احساسات و ادراکات خود از هستی و جهان پیرامونی کند.
    
    مقصود این نیست که بخواهیم در مقابل پیشرفت ها و تحولات ناگزیر زندگی بشری بایستیم و بر تولید و مصرف کالاهایی اصرار بورزیم که امروزه یا کاربرد خود را از دست داده اند و یا کالاهای مناسب جایگزینی، وظایف آن را بر عهده گرفته اند. نه. مقصود این نیست. بلکه غرض شناسایی، گردآوری و حفظ مبانی و ابعاد زیبا شناختی ای است که مبنای ظهور ویژگی های هنری در این اشیاء گردیده است. این امر بسیار فراتر و اساسی تر از نگاه تجاری به بازاری است که می توان با دسترسی به آن فعالیتی اقتصادی را پایه ریزی کرد. این مسئله از ناحیه حفظ میراث و ارزشهای فرهنگ و هنر ملت ماست که ارزشمند و قابل توجه می باشد.
    
    ضرورت حفظ، گردآوری و ثبت و ضبط دقیق ویژگی های اصیل این کالاهای هنری، در واقع ناظر بر ویژگی هایی است که چون حلقه هایی، سلسله تاریخی فرهنگ و هنر ما را معرفی کرده و تشکیل می دهد. حفظ این حلقه ها مانع از گسست روابط معقول و منطقی زنجیره تلاشهای علمی و فرهنگی ما است و اهمیت آن بسیار فراتر از آن است که بخواهد با ملاک ها و معیارهای اقتصادی و تجاری مقایسه گردد.
    
    اگرچه ظرفیت های تجاری و اقتصادی ناشی از فعالیت در برخی از این رشته ها همچون قالیبافی بدلایل مختلف از جمله پایداری کاربرد آن، زمینه های مناسبی را در طول قریب به یکصد سال گذشته، برای توسعه اقتصاد کشور و معیشت مردم ما فراهم نموده است، لیکن توجه افراطی به این بعد، در صورت استمرار، می تواند تلاش تاریخی مردم ما را از عرصه های متعالی و والای هنري تا نازلترین میزان ، به عنوان کالایی بازاری دچار سقوط و افول کند. هستی هنر قالیبافی ما ناشی از ویژگی ها و اختصاصات بومی و ملی است، هر میزان تصرف در این خصوصیات، دور شدن از اصالت ملی و هویت مستقلی است که آن را به تولیدی مشابه سایر تولیدات صنعتی و نیمه صنعتی تبدیل نموده و بطور طبیعی مدعیان و رقیبان رنگارنگی را به عرصه ادعا و عمل می کشاند.
    
    باور و التزام جدی و عملی به حفظ و حراست از اصالت ها و ویژگی های تمامی اقسام هنرهای سنتی و صناعی، که قالیبافی نیز در زمره آن است، علاوه بر ضرورتی اساسی و غیر قابل اغماض، تنها راه بقاء و ماندگاری این هنر ها است. نکته قابل ملاحظه و کلیدی اینکه، اقتصاد محتمل بر این بخش نیز در گرو حفظ همین ارزش ها قابل دستیابی است.
    
    یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد
    آن که یوسف به زر ناسره بفروخته بود

    در غیر این صورت است که موضوعات مخربی چون توجه به سلیقه مشتری، در اولویت قرار گرفته و ضمن بلعیدن بخش بزرگی از اعتبارات به بهانه پژوهش در این امر، با نفی ارزش های اصیل قالیبافی ایران، از مجرای تجارت و بازرگانی بسرعت خود را بر مفاهیم اساسی ای چون فرهنگ و هنر تحمیل کرده و بنیادهای محکمی را که در طول تاریخ و با وسواسی فراوان آفریده شده و حفظ گردیده است را بر سکوی بازار به یغمای سوداگری برده و یوسف حسن و جمال هنر ملی مان در مقابل زر و سیم حاکم بر بازارهای تنوع طلبی، معاوضه هویتی خواهد شد. این در حالی است که امروزه کشورهای مختلف جهان با صرف هزینه های سنگین و اعتبارات فراوان و به مدد بودجه های کلان تحقیقاتی تلاش دارند تا مظاهر تمدنی ملت خویش را از زوایای تاریک تاریخ بیرون کشیده و هویت ملی خود را هرچه روشنتر به ظهور و تجلی درآورند. در چنین شرایطی ما با بی توجهی غیر قابل درکی، در میدان مسابقه ای حاضر شده ایم که شرط اول آن بی اعتنایی به خاستگاه و انگیزه های هنری قالیبافی ایران بوده و سکوی اول قهرمانی! به کسی تعلق خواهد گرفت که بتواند با انباشته کردن بیش از پیش قالی های بی هویت در بازارهای جهانی، مقدار بیشتری از این فقر بافته ها را با انواع حیله ها، در کنار پیش پا افتاده ترین و معمولی ترین کفپوشها به خانه های مردم ببرد. برنده این مسابقه بطور طبیعی صاحبان اصلی این هنر نخواهند بود چرا که رقابت نه در هنرمندی و خیال انگیزی و خلاقیت در طرح و رنگ، بلکه صرفا در زمینه تولید کالایی است که ظاهری مشابه با قالی ایرانی داشته و تولید آن با استفاده از کار کارگرانی است که از سر فقر و بی پناهی و بعضا در ازای یک وعده غذا آن را به دار می کشند!
    
    آنچه اما در این میان به عنوان مهمترین نیاز برای حفظ و توسعه ارزشهای هنری و اصیل خودنمایی می کند، ضرورت مدیریتی کارآمد و مبتنی بر برنامه است. تنزل بخشیدن به مرتبه مدیریت در این بخش به موضوعات دست چندم اقدام نسنجیده ای است که ریشه در عدم تعریف اساسی از این هنر صنعت ملی دارد. نبود تعریف جامعی از انتظارات معقول و آینده نگرانه به این بخش مسئله مهمی است که مادام که پاسخ صحیحی برای آن در دستگاه مدیریت و برنامه ریزی کشور یافته نشود، هر اقدامی با هر میزان اعتبار و صرف هزینه های مادی و معنوی محکوم به شکست و عدم توفیق خواهد بود.
    
    نگاهی به عملکرد مرکز ملی فرش ایران از زمان تشکیل تا کنون بروشنی بر این مسئله تاکید دارد که نبود برنامه ای دراز مدت، مدیران را در لابیرنت بی انتهای سرگردانی دچار روزمرگی و قبول نتایج محدود نموده و تاثیر بیرونی آن بر بخش های مختلف به حکم قانون ظروف مرتبطه، عینا به سایر اجزاء و ارکان تولید و تجارت منتقل و منعکس گردیده است.
    
    از این رو در آستانه تحول در قوای مجریه و تصدی دولت جدید، بررسی ضرورتها و نیازهای این بخش، بدور از هرگونه تعلق و گرایش سیاسی، یکی از مهمترین رویکردهایی است که می تواند و باید مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته و دستاندرکاران با بهره گیری از تجارب حرفه ای خود به تعریف انتظارات معقول و منطقی از دستگاه متولی فرش دستباف کشور بپردازند و با سهیم شدن در این همفکری راه رسیدن به شرایطی مطلوب و همه جانبه برای فرش کشور را هموار کنند. بر متولی این بخش است که با بهره گیری از نظرات کارشناسان و دلسوزان، در تسهیل شرایط ناگواری که بدلایل مختلفی از جمله رکود سنگین اقتصاد جهانی روز به روز بر دشواریهای آن افزوده می شود همت گمارد. تجربه گذشته در تعامل این مرکز با دستاندرکاران بخش خصوصی تجربه ای ناخوشایند و رابطه ای یکجانبه و آمرانه بوده است. نتیجه اینکه اعتبارات هزینه شده عملا نتوانسته اند کمترین بهبودی را در شرایط موجود و آتی فرش کشور فراهم کنند. مرکز ملی فرش ایران برای برون رفت فرش کشور از شرایط ناگوار موجود گزینه ای مهمتر و کارامد تر از تعامل واقعی و مشفقانه با بخش درگیر در تولید و تجارت پیش روی نداشته و توفیقات آتی فرش دستباف کشور بی تردید جز در سایه تعامل مبتنی بر التزام متقابل هر دو بخش خصوصی و دولتی قابل فرض نخواهد بود.
    
    از همین رو از دستاندرکاران و کارشناسان دعوت می شود تا با توجه به جمیع جهات و ملاحظات و به انگیزه کمک به ایجاد تشکیلاتی کارامد و موثر برای راهبری فرش کشور، نظرات و پیشنهادات خود را بر این مقوله افزوده و سهم خود را در اعتلای فرش کشور ایفا نمایند.
    منتظر دریافت نظرات شما و انتشار آن هستیم. 


نظرات شما:
  •  Dr Taher Sabahi           
  • Marde nik o khub vali heif ke in chahar sal mogheiate khubi bud ta betavanad khedmati be farshe Iran bekonad va az khod khaterehi mosbat begozarad.
    Emkanat va pule ziad dar daste ishan bud vali eshqi be farsh nadasht.
    Motassefam vali shakhse dust dashtani va mati hast.
    Ommid varam be onvane moshaver vazir moaffaq bashand.
    Dr Taher Sabahi
    www.ghereh.org

  • آقای م-ع-س     فرش فروش     ايران تهران
  • ما ميتوانيم با صادرات فرش هاي قديمي در بازارهاي جهاني از کاهش صادرات نفت خود به نفع ايران استفاده نماييم چرا اهمال کاري ميکنيم ! چرا ... رفتار ميکنيم! و چرا فرش را فراموش کرده ايم!!!!!

  • آقای فعال فرش           
  • انچه مسلم و روشن است اتفاقاتي بود که پاره اي مديران در دوراني که متولي فرش جهاد سازندگي که امروزه انرا جهاد کشاورزي مينامندش برسرفرش اوردند که سرمايه گزاري هاي غير اصولي و بي برنامه ميخوانندش انهم با تسهيلات اعطايي دولت از محل تبصره هاي برنامه بودجه ساليانه.وسرانجام تغيير متولي فرش که بازهم حيف و ميل تسهيلات و بودجه ها در قالب طرحهايي همچون دوره هاي بهبافي و سليقه يابي و اعزامهاي بي هدف عده اي خاص و بعضا بافنده ها به نمايشگاههاي خارجي و........ ولي تو اين چند سال که مرکز ملي فرش بوجود امد بدليل بي برنامگي و ...... شرايط فرش اين است که مي بينيد. بچه هاي جهاد بازهم دمشان گرم که اغلب دلسوز بافنده بودند و حامي انان و کاربلد انهم بصورت عملي و علمي.

  •             
  • قريب به يقين با ادغام وزارت صنايع و معادن و وزارت بازرگاني دو سازمان مرکز ملي فرش ايران و سازمان صنايع دستي ايران نمي توانند بصورت موازي در کنار يکديگر باقي بمانند. و در نتيجه اين احتمال که مرکز فرش معاونتي در سازمان صنايع دستي شود بعيد نيست. در اين صورت بايد گفت از سال 1382 تا به امروز تاريخ پيچيده و شگفت آوري را براي مديريت فرش مملکت رقم زده ايم . خداوند ماجرا را ختم به خير گرداند.

  •  Dr Taher Sabahi           
  • Salam duste aziz va fadakar
    Bessiar zibast in design jadide shoma va kheyli atractiv.
    Ey kash aqaye Dr Faraji in magaleh ro mikhund va un hamkarane va modiran doro baresh.....
    Dar Tehran dar moqehe namayeshqah bana be goftehe safir kabire Iran dar rom ke iek mahe pish in ja dar torino be didane man amadeh bud raftam be didane iek magame aliqadr dar reshtehe Kilim va Farsh.
    Bad az megdari khosh obesh va taarofate motadavel chenin goftand:
    Aqaye doctor mellat az ma hamayesh mikhahand dar shahrestanha ke ma be unha mooz o portegal taarof konim nah ketab harchand ketab mimuneh vali......
    Khob boland shodam umadam birun va pashimun shodam az kardanam.
    Moaffag bashid
    Dr Taher Sabahi
    www.ghereh.org
    sabahi.collection@gmail.com

      همچنين در اين باره بخوانيد:
      روايت مرکز ملي از افزايش فزاينده صادرات در سال جاري و واقعياتي که کتمان مي شوند 
      چون نيک نظر کرد پر خويش در آن ديد... بي اعتنايي به آبروي فرش ايراني در نمايشگاه هاي خارجي 
      نخستين نمايشگاه فرش دست بافت ايراني در تاجيکستان گشايش يافت  
      رکود بازار، برخي فعاليتهاي مرتبط با فرش خراسان را به تعطيل کشانده 
      پاسخ ناکافي، مبالغه آميز و فرافکنانه وزارت بازرگاني به تذکر تعدادي از نمايندگان مردم در مجلس شوراي اسلامي 


     
      رويدادها
      مقالات
      گفتگو
      دنياي نشر
      گزارش
      نقد و نظر
      قوانين و مقررات
        کليه حقوق متعلق به سايت اطلاع رساني فرش ايران است
    نقل مطالب به هر شکل تنها با ذکر عنوان و نشاني سايت مجاز است
    CARPETOUR.COM   2000-2009 All Rights Reserved.