بانک جامع اطلاعات فرش و دست بافته های ایران
 

  جستجو
 موزه فرش  
بازرگاني سبحه
 OldCarpet.com  
 مجله گره  
 مجله هالي
 سازمان توسعه تجارت ايران
 Miri Iranian Knots
 ICOC
 Araghchi Carpet
 DOMOTEX
 مرکز ملي فرش
 فرش در آيينه مجلات
 دسترسي اعضا
نام:
رمز عبور:


عضو جديد




 

نظر بدهيد! 

نسخه چاپ

 ارسال براي ديگران

 بازگشت




تاريخ درج: 8/8/90


غمنامه: جزئيات بيشتري از سانحه منجر به فوت اساتيد دانشگاه هنر اصفهان



90/8/8 - کارپتور
    عليرضا قادري
    
    به کجا چنین شتابان؟
    گون از نسیم پرسید
    دل من گرفته زینجا، هوس سفر نداری؟
    ز غبار این بیابان؟
    همه آرزویم اما.... چه کنم که بسته پایم....
    به کجا چنین شتابان؟
    به هر آن کجا که باشد بجز این سرا سرایم
    
    سفرت به خیر اما، تو و دوستی، خدا را
    چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی
    به شکوفه ها به باران
    برسان سلام ما را

    
    

    
    صبح امروز دو اتومبيل حامل اساتيد و مدرسين از اصفهان به سمت نائين حرکت مي کنند تا دانشجوياني را که بر سر کلاس هاي درس خود حاضر خواهند شد با حرف ها و مطالب تازه آشنا کنند. در يکي از اين اتومبيل ها راننده، فتحعلي قشقايي فر مدير گروه قراردادي فرش و سه تن از همکارانش را پذيرا شده است. و راننده اتومبيل ديگري، چهار نفر ديگر شامل استاد اکبر جامه طحاف (جامي) از اساتيد با سابقه مرمت، رضيه رضي زاده استاد طراحي و مباني رنگ، شهربانو کاملي و خانم خسروي را. اين افراد جهت ارايه آموزش به دانشجويان دانشکده هنر واحد نائين، ساعت 6 و 15 دقيقه صبح اصفهان را به سمت نائين ترک مي کنند. تا 15 کيلومتري نائين همه چيز بخوبي مي گذرد... اتومبيل حامل گروه اول ساعت 7 و 55 دقيقه به محل دانشکده مي رسد. ولي عليرغم انتظار، اتومبيل دوم که فاصله چنداني با آنها نداشت هنوز از راه نرسيده است. کمي مکث و تامل و سپس نگراني...
    فتحعلي قشقايي مي گويد: از دانشکده تماس گرفتند و اطلاع دادند که اتومبيل دوم دچار سانحه شده است. خود را بسرعت به محل حادثه رسانديم شايد چيزي حدود 5 دقيقه از اتفاق ناگوار نگذشته بود. خانم رضيه رضي زاده و کاملي و خسروي توسط گروه امدادي که قبل از ما رسيده بودند کناري خوابانده شده و رويشان را با پتويي پوشانده بودند تا به استاد جامي که حال وخيم تري داشت رسيدگي کنند. همزمان با ما گروه امداد دوم هم به محل حادثه رسيد. رضي زاده از مشکل تنفسي اش مي گفت و اينکه نمي تواند درست نفس بکشد."
    
    اتومبيل ال90 استيجاري دانشگاه در مسير اصفهان به نائين در حرکت بود.
    راننده خودرو مي گويد: "يک تريلر جلوي ما در حرکت بود و من تصميم گرفتم که از او سبقت بگيرم. وقتي وارد خط سبقت شدم تريلر شروع کرد به انحراف به چپ. هر لحظه فضا براي سبقت کمتر ميشد و ناگزير به شانه خاکي جاده منحرف شديم. راننده تريلر گويا خواب بود چون به بوق هاي اتومبيل ما توجهي نکرد."
    
    
    با انحراف به چپ براي فرار از تصادم، خودرو به شانه خاکي کشيده شده و از سمت راننده به خارج از جاده منحرف و واژگون مي شود. غافلگير شدن راننده از يکسو و اختلاف سطح شانه خاکي با جاده از سوي ديگر کنترل اتومبيل را از وي سلب کرده و خودرو پس از واژگوني از ناحيه چپ و چندين بار غلطيدن و بدور خود گشتن، مچاله و لهيده متوقف مي شود. استاد جامي که در قسمت جلوي اتومبيل و در کنار راننده نشسته بوده است، بر اثر کوبيده شدن سقف به سرش در دم کشته مي شود. درست در پشت سر استاد جامي مرحومه رضيه رضي زاده استاد طراحي و مباني رنگ نشسته است و در کنار وي شهربانو کاملي منشي دانشکده نائين و خسروي .
    
    پس از واژگوني اتومبيل و بفاصله کمتر از 3 دقيقه اولين گروه امدادي در محل حاضر مي شود و با توجه به ميزان جراحات مصدومين ضمن مستقر کردن آنان در کنار جاده به سراغ استاد جامي مي روند که بيشترين صدمه را ديده بود. دومين آمبولانس پس از 5 دقيقه و همزمان با رسيدن فتحعلي قشقايي و همراهانش به محل حادثه به کمک ساير مصدومين مي شتابد. افراد صدمه ديده به بيمارستان نائين منتقل مي شوند. بيمارستاني که متاسفانه امکانات کافي براي مواجهه با جراحاتي که رضي زاده ديده بود را در اختيار نداشت. رضي زاده بايد پانزده دقيقه ديگر رنج را تحمل مي کرد تا جراحي که از خارج بيمارستان دعوت شده بود براي تخليه خون، لوله مکنده را در اتاق عمل وارد ريه اش کند. استاد جامي در همان دقايق اوليه جان باخته است.
    
    قشقايي مي گويد: شرايط سخت و پر اضطرابي بود. تصور جان باختن استاد جامي باور نکردني بود. از طرف ديگر وضعيت سايرين برايمان چندان روشن نبود. همين امر باعث شد تا از لحظه ورودبه بيمارستان با خواهش و تمنا از کادر و مديريت بيمارستان بخواهم تا از هيچ کاري براي نجات همکارانمان دريغ نکنند. دائما با مصدومين خصوصا رضي زاده که حال بدتري داشت صحبت مي کردم تا از وضعيت جسمي آنان با خبر باشم. پيش از انتقال رضي زاده به اتاق عمل در پاسخ من به وضعيت و حالش مي گفت:" مشکل مي توانم نفس بکشم... " کادر بيمارستان گفتند براي کمک به نجات مصدومين تقاضاي هليکوپتر کرده ايم که گفته اند تا نيم ساعت ديگر مي رسد. اين انتظار کشنده براي رسيدن هليکوپتر بيش از يکساعت و نيم طول کشيد. در اين فاصله جراحي اوليه براي وارد کردن لوله به ريه رضي زاده تمام شده بود. کادر پرستاري و پزشک جراح گفتند که يکبار در حين عمل دچار ايست قلبي شده است. بالاخره هليکوپتر آمد."
    
    خبر نشستنش را در زمين فوتبالي در فاصله 2 کيلومتري بيمارستان که اعلام کردند مصدومين را با آمبولانس پاي هليکوپتر مي رسانند.
    مقصد هليکوپتر بيمارستان الزهرا است که امکان فرود بالگرد را دارد.... لحظه ها غم انگيز و سنگين مي گذرند...
    
    قشقايي مي گويد: "حال رضي زاده رو به وخامت بود و صورت و گلويش دچار تورم شده بود. ساعت 4 رسيديم به اصفهان. کاري از دست کسي بر نيامده بود و خانم رضي زاده در فاصله پرواز از نائين به بيمارستان الزهراي اصفهان فوت کرده بود..."
    
    خانم خسروي حالش خوب است ولي شهربانو کاملي دو مهره ستون فقراتش آسيب ديده. پزشکان ميگويند خطرناک نيست ولي وقتي خودش از حالت تهوع مي گويد گمان ها را به جاهاي نگران کننده مي برد. وي در حال حاضر در بيمارستان الزهرا بستري است. گرچه يقينا پزشکان کمکش خواهند کرد ولي دعاي ما هم بي اثر نيست.
    
    حالا دو جنازه بر فرش زمين مانده و روحشان در عرش به تماشاي ما نشسته اند. يکي استاد اکبر جامه طحاف استاد مرمت کار است. شوهر خواهر اکبر مهدي ئي طراح نام آشناي سبک اصفهان. با اکبر مهدي ئي تلفني صحبت مي کنم. صدايش شکسته است. و صداهاي شکسته ديگري همراه با زاري در گوشي تلفن مي پيچد.
    مهدي ئي سنگين و کوتاه و با فاصله حرف مي زند: اکبر (جامي) خيلي آقا بود... خيلي دوست داشتني بود... عاشق کارش بود. عاشق بچه ها و ياد دادن به به اونا بود... حيف شد اکبر. حيف!
    گفتم اکبر جان بقاي عمر شما باشد. گفت: اينه! عاقبت کار همه ما اينه... يک عمر دويدن و تلاش براي هنر ... با اين قيمت!
    فردا قراره از محله شون تشييع شه. آدرس و ساعت خواستم. گفت: 9 صبح فردا از حسينيه رضوي خيابان کمال به سمت "باغ رضوان"...
    
    همان ساعت هاي اول خبر را به مهدي ئي داده بودند و او هم با همه دلشکستگي افتاده بود دنبال کارهاي استاد جامي تا صبح فردا بتواند پيکر استاد را در قطعه هنرمندان و نام آوران اصفهان در باغ رضوان بخاک بسپارند.
    
    از رضيه رضوي زاده چيز زيادي نميدانم الا اينکه با 25 26 سال، سن بهارهاي زيادي را نديده بود. از خاک کليشاد نزديکي اصفهان بود و کارشناس ارشد نقاشي... در چند مرکز آموزشي از جمله هنر اصفهان و نائين تدريس مي کرد. مباني رنگ را مي گفت و آخرين رنگي را که درس داد سرخ سرخ بود.
    فردا قرار است پيکر اين استاد کوچولو را ببرند به امامزاده کليشاد و آنجا بدست خاک بسپارندش. معلوم نيست چند نفر بر سر مزار او جمع خواهند شد؟ ولي اميدوارم آنقدرها باشند که باري از دل سوخته ي بازماندگاني که در فاصله کمتر از 6 ماه دو عزيز خود را پرپر شده تحويل خاک داده اند بردارند و آب اشکي بر آتش دلشان بفشانند.
    آخر هنوز 6 ماه از مرگ مشکوک برادرش که از نخبه هاي فيزيک هسته اي بود نگذشته است. تحصيلاتش را در آمريکا تکميل کرده بود و قرار بود برگردد به ايران و همه خانواده منتظرش بودند که خبر آمد: مرد!
    
    چقدر دلم مي سوزد براي همه اينها و چقدر نميتوانم جلوي اشکم را بگيرم. چهره ها و منظره ها از جلوي چشمم مي گذرد و صداهايي که در گوشم مي پيچد: تريبون و همهمه جمعيت. يکي از آن بالا مي گويد: دوستاني که موافقند دستشان را بالا ببرند. خوب. تصويب شد. دانشجوهايي که شادند. دانشجوياني که مي گريند. دخترکي که پرپر مي شود و استادي که روزگار از گوشه جگرمان بي رحم و شفقتي مي کندش. خون جگرمان. دانشگاهي در ناکجا آباد. مدرسه متوسطه اي که نامش را به دانشگاه تغيير داده ايم. مرگ. گريه هنگامه تولد کودکي که نميدانيم روزي استاد جامي يا رضيه خواهد شد يا سياستمداري که از سر سماجت آنقدر اين و آن را مي بيند و مي دود تا دانشگاهي را در جايي برپا کند که تا فاصله 70 کيلومتري آن هيچ جوان بومي اي بر سر کلاسهاي درسش حاضر نخواهند شد.
    
    اتومبيل ال90 متعلق به يکي از شرکت هاي سرويس دهنده کاملا نو بوده و تنها چند روزي بکار گرفته شده بوده است.
    من بجاي همه شما گريه ميکنم. کاري از دستم نمي آيد. مثل جغدي نشسته ام در اين غروب غم انگيز پاييز و خبر ميدهم که مردند...! کار ديگري نميدانم و توان ديگري ندارم. شما ها کاري بکنيد! 


نظرات شما:
  • خانم مریم پناهنده     دانشجو     ایران  اصفهان
  • تاريخ ارسال: 30/4/91
    درود بر دوستان
    استاد جامی پدر بزرگی بود

  • خانم ز مختاري     دانشجوي فرش     ايران اصفهان
  • استاد عزيزم امروز 5ماهه که رفتي .اين مدت دنيابرام جهنم شده .هرهفته ميرم دم کارگاه ولي نيستي.هر لحظه از زندگيم که ميگذره با ياد شماوخوبياتونه.باورم نميشه که رفتي کاش ميشد جامو باهات عوض کنم اين طرف خيليا نميتونن بدون تو زندگي کنن.برگرد....خدا بهت التماس ميکنم برشگردون...........

  • خانم Narges Nasri‎           
  • رضی جان ،یک هفته است که در کنار برادر آرام گرفته ای و کمتر از 5 ماه است که پدر و مادر برای از دست دادن برادرت با صبوری های تو آرام می شدند،نگاه مادر به گلهای قالی وسط اتاق دوخته شده است،همه ساکت نشسته اند و کسی حرفی برای گفتن ندارد،فرشته ی زمینی چه زود آسمانی گشتی؟ آمدم به اصفهان و خانه به خانه به دنبالت گشتم اما نشانی از تو نیافتم،می بینی آسمان هم مانند آسمان دل من هوای گریه کرده است،پس بگو با آسمان دل پدر و مادر چه کنیم؟؟؟ فریاد بر آسمان کشیدیم اما جوابی نگرفتیم؟؟؟؟؟؟؟

  • خانم آوا          ايران 
  • رفتي و رفتن تو آتش نهاد بر دل
    از کاروان چه ماند جز آتشي به منزل

    ....... و چه غمگين پاييزيست ... ببار آسمان ببار که در غم نبودن چنين عزيزي بايد گريست...
    و دلم تنگ است
    دلم تنگ آن صدا آن لبخند آن اخم آن دستها آن حرفها....
    ..........تا هميشه براي ما زنده ميمانيد استاد عزيزم .....

  •  امين آبخو     کارمند دانشگاه     ايران اصفهانaminabkhoo@yahoo.com
  • تاريخ ارسال: 14/8/90
    عرض تسليت جهت درگذشت استاد جامي
    رفتي و رفتن تو آتش نهاد بردل .هنوزباورمان نيست که ديگر چهره خندان تورا نبينيم ولي بدان باتارهاي خاطره ودرسهايت نام وياد تورادرقلب .شهرو کشورمان ميبافيم وهنرت را زنده نگه خواهيم داشت.
    امين آبخو و هدي شفقتي

  •  ليلا خدادوست          USA HoustonLiliakhoda@yahoo.com
  • تاريخ ارسال: 12/8/90
    تسليت
    در گذشت پدر بزرگوار گروه هنر را تسليت ميگويم.
    روحت شاد و يادت گرامي.

  • آقای کسرا عبداله پور     مدیر کانون آگهی و تبلیغاتی     سوئد استکهلمinfo@pouruchista.com
  • تاريخ ارسال: 12/8/90
    هم دردی و ابراز دلداری برای نبود استاد جان ، جامی بزرگ.
    استاد دل "استاد جامی" از سر ادب و کرنش در پیشگاهت به دستان هنرمندت بوس میزنم و بدان که می دانیم همیشه انوشه روانی و پرآوازه نامی .اینک که تو نیستی مرمت فرش دل ما چه می شود؟


  •             
  • با سلام.
    رضيه رضي زاده با سن 35 سال در آرامگاه خود در امامزاده ابوالعباس خوراسگان آرميده است. تشيع و به خاک سپاري بسيار شلوغ و جمعيت بسياري براي تشييع آمده بودند.

  •  مجيد خاک           
  • دريغ که ديگر بار استاد و پدري مهربان را از دست داديم . وقتي به گذشته نگاهي مي اندام و لحظاتي که درکنار ايشان نه تنها هنر، بلکه مشق عشق را مي آموختيم را از ياد نمي برم. از صميم قلب به خانواده محترمشان و جامعه هنري تسليت مي گويم.

  • خانم و-م           
  • رضیه جان،
    چقدر دلم برای وجود مهربان و صدای پر شورت تنگ میشود، هر چند پس از برادرت از آن شور دیگر خبری نبود.. .
    چه زود به برادرت پیوستی و داغت را بر سینه‌هایمان نهادی...

  • آقای لطف الله شكري     طراح و مدرس دانشگاه      shokri255@yahoo.com
  • تاريخ ارسال: 9/8/90
    إنا لله وإنا إليه راجعون
    مرگ و میری عجب افتاده در آفاق هنر
    که همه شاهد انگشت نما میمیرد
    ...
    خداوند انشاالله رحمتشان كند ...
    خدمت استاد عزيز مهدي ئي، خانواده استاداکبر جامه طحاف ،خانواده استاد رضيه رضي زاده و خانواده فرش تسليت عرض ميكنم .

  • خانم azari          دیار غربت n.azari2011@yahoo.com
  • استاد
    دلم تنگ اون روزهاییست که ساکت و آرام کنارتان زانو میزدم و به دستان پر احساس وپر مسولیتتان خیره میشدم که عاشقانه به تار وپودهای فرش جهت می داد وتکه پاره شده اش رابه او باز می گرداند چقدر آن فرش خوشحال بود و چه آرام و با اطمینان زیر دستان ماهرانه شما آرمیده بود چقدر احساس او به من نزیک بودتکه های گمشده من هم در کنار شما کامل می شدند و تارهای قلبم دوباره ترمیم می شدند

    او تنها مرمتکار فرش نبود بلکه مرمتکار قلبها بود وهمیشه زنده است

    یادت گرامی باد استاد عشق

  • آقای داريوش ذاکري           
  • خداوند اين عزيز به اوج رسيده در کمالات انساني را قرين رحمت خويش سازد. ببايد که يادش و نامش الگويي براي همگان باشد.

  • خانم ...           
  • تاريخ ارسال: 9/8/90
    افسوس
    امروز بدترين روز زندگي ام بود چرا که جان دادن استادام رو با چشم ديدم و هنوز باورم نشده....
    براشون از جانب پروردگار طلب مغفرت ميکنم.....

  • آقای سليماني      طراح و توليد كننده فرش      سنندج
  • تاريخ ارسال:8/8/90

    إنا لله وإنا إليه راجعون
    خداوند متعال رحمتشان فرمايد انشالله

      همچنين در اين باره بخوانيد:
      پيکر استاد اکبر جامه طحاف در باغ رضوان آرام گرفت/ اعلام زمان برگزاري مراسم يادبود 
      تسليت به هنرمند ارجمند اکبر مهدي ئي 
      جان باختن دو تن از اساتيد دانشگاه هنر در سانحه رانندگي 
      مرگ دلخراش دو تن از دانشجويان رشته فرش دانشگاه اصفهان  
      معرفي استاد اكبر جامه طحاف 


     
      پيشخوان
      مراکز آموزشی
      دانشگاه هاي دولتي
      مراکز علمي-کاربردي
      دانشگاه آزاد
      هنرستان ها
      مرکز تحقيقات فرش دستباف ايران
      تورهای آموزشی گردشگری فرش دستباف Persian Carpet Educational Tours
      بانك جامع اطلاعات نان و گندم ايران
      پژوهشکده هنرهای سنتی سازمان میراث فرهنگی
      همایش گنجینه های از یاد رفته هنر ایران
        کليه حقوق متعلق به سايت اطلاع رساني فرش ايران است
    نقل مطالب به هر شکل تنها با ذکر عنوان و نشاني سايت مجاز است
    CARPETOUR.COM   2000-2009 All Rights Reserved.