بانک جامع اطلاعات فرش و دست بافته های ایران
 

  جستجو
 موزه فرش  
بازرگاني سبحه
 OldCarpet.com  
 مجله گره  
 مجله هالي
 سازمان توسعه تجارت ايران
 Miri Iranian Knots
 ICOC
 Araghchi Carpet
 DOMOTEX
 مرکز ملي فرش
 فرش در آيينه مجلات
 دسترسي اعضا
نام:
رمز عبور:


عضو جديد




 

نظر بدهيد! 

نسخه چاپ

 ارسال براي ديگران

 بازگشت




تاريخ درج: 19/8/90


در گفتگوي اختصاصي با کارپتور؛ مرداسي از اقداماتش براي فرش ايراني مي گويد



90/8/19 - کارپتور
    
    متني که در پي مي آيد گفتگويي است صميمي در ديدار مدير سايت اطلاع رساني فرش ايران با فيصل مرداسي.
     نظر شما را به اين گفتگو که عينا از مذاکرات ضبط شده بدون ويرايش پياده گرديده است جلب مي کنيم:
    
    
فيصل مرداسي/ عکس از کارپتور
فيصل مرداسي/ عکس از کارپتور

    
    عليرضا قادري: ضمن تشکر از فرصتي که براي اين مصاحبه فراهم نموديد. در اولين ديدار و گفتگويي که با شما داشتم گفتيد که ترجيح مي دهيد که بيشتر شنونده باشيد تا گوينده. حالا اين بار مي خواهيم ما شنونده باشيم و شما گوينده. و تنها اکتفا کنم به سئوالات محدود و کلي بنا بر اين از طرف ذينفعان اين بخش سئوالاتي از جنابعالي دارم. اول اينکه درطول دوره اي که شما در مرکز شروع به کار کرديد، در يک نگاه، شاهد چه پيشرفتهايي بوده ايم؟ يعني در طول دوره اي که شما تصدي داشتيد، مرکز ملي فرش توفيق انجام چه سرفصل کارهايي را پيدا کرده؟ و نکته ديگر اينکه علاقمنديم برنامه هايي را که براي آينده ي فرش کشور، چه در زمينه ي توليد و چه در زمينه ي تجارت داريد از زبان شما بشنويم.
    
    فيصل مرداسي : از شما تشکر ميکنم. من سعي مي کنم بطور تيتروار به سئوالات شما پاسخ بدم. زماني که من آمدم در جلسه معارفه، آقاي وزير اشاره کردند معيار ارزشيابي عملکرد مرکز ملي فرش را با خط کش صادرات اندازه گيري خواهيم کرد. ايشان چون قبلا سازمان توسعه ي تجارت را مديريت مي کردند اين خط کش را گذاشت و خط کشي بود که اساسا معنايش اين بود که فرش همه چيزش برايم مهم است. چون زماني و موقعي در صادرات فرش رونق داريم، که شما توليدتان هم خوب باشد، در بعد کيفيت و بازاريابي هم خوب عمل کرده باشيد، در مباحث نمايشگاهي با ظرافت عمل کرده باشيد. به عبارتي يک خط کشي گذاشت که آن خط کش از يک جامعيتي برخوردار بود که سررشته بود. و واقعيش هم اينکه براي من هم خيلي مهم بود.
    به همين خاطر مطالعه اي کردم در مورد وضعيت صادرات گذشته مان، البته از ديرباز يک ذهنيتي داشتم که متعلق به چند سال قبل بود، اما مي خواستم ريشه ها را بيشتر بررسي کنم. آمار را تا جايي که امکان داشت بررسي کرديم و تا سال 54 به عقب برگشتيم. از سال 54 تا سال 87 آمار را من بررسي کردم . چند تا نکته در اين آمار وجود داشت و آن اينکه ما بغير از بازه زماني سالهاي 68 تا 74 دوره اي را نداريم که صادرات ما از 700 ميليون دلار بالاتر بوده باشد. حتي در دوره قبل از 68 ما عدد هامان خيلي کوچکتر از اين حرفها بود. اين البته توي ارزش دلاري بود و به اين جمع بندي رسيده بودم که توي اين چندين ساله، قريب به 40 و اندي سال، ميانگين صادرات فرش دستباف ايراني حول و حوش 600 تا 700 ميليون دلار بود. 550 تا 700 ميليون دلار. اين چيزي بود که تکان ميدادي در آمارهاي سريالي سالها بدست مي آمد.
    ما در مباحث آماري بحثي داريم تحت عنوان "سري هاي زماني" براي اينکه بتواني آينده را پيش بيني کني. که عمدتا تکيه ميکند بر روند گذشته. روند گذشته را چک ميکند و در مورد آينده تصميم مي گيرد. و البته خب حدس است. ولي سعي مي کند نزديک به واقعيت باشه. توي اين سري هاي زماني مي آيد آن عدد هاي خيلي خيلي پرت را در مي آورد. مي گويد اينها انحراف ايجاد مي کنه در تحليل هاي واقعي. لذا سال هاي 68 تا 74 را رفتم بررسي کردم که چه بود که عدد يک ميليارد هم در آن داريم. ديدم که اساسا اين موضوع درون زا نبوده. اين نکته خيلي مهمه، من روي اين نکته تاکيد مي کنم؛ "درون زا نبود" اين موضوع. يعني اينطور نبود که بازار فرش در سطح جهاني دچار تحولي شده باشه يا بازار فرش ما از حيث توليد و تجارت يک دگرگوني اي داشته که اين اتفاق افتاده. نه. يک سياست اقتصادي اتخاذ ميشه در رابطه با مسائل ارزي و اين مي آيد کالاهايي را که در آن مقطع زماني صادراتي بوده را تحت تاثير قرار مي دهد، از جمله فرش دستباف. پس طبيعتا ما نمي توانيم آن را ملاک قرار دهيم و بگوييم ما اينگونه بوديم و بر اساس آن بخواهيم ببينيم چقدر از گذشته انحراف داريم. بايد هدف گذاري دقيق باشد. اين يک نکته !
    نکته دوم ، در مورد وزن بود. وزن هم حائز اهميت بود. ما بايد به اين نقطه مي رسيديم که وزن چگونه بوده. وزن برخلاف ارزش، دگرگونيش سنگين بود. دگرگوني اش هم اتفاقا مختص ايران نبود شامل کل بازار صادراتي دنيا بود، نه تنها ايران. من اين را بارها گفته ام الان فرصت هست کمي بيشتر اين موضوع را باز بکنم. من باز يک بازه ي زماني طولاني اي را کنترل کردم کشورهاي مختلف را از جمله هند و پاکستان و .... و چک کردم ديدم بازار يک زماني روي 42-43 هزار تن بود. بعد از سال 2008 به اينطرف رو به کاهش گذاشته بود شده بود 23 - 24 هزار تن. يعني نصف شده بود و البته ماهم مثل روند دنيا کاهش داشتيم و اين کاهش با شدت بيشتري بود. ما از سال 2000 شدت کاهش 17 درصد داشتيم. براي بقيه ممکن بود کمتر بوده باشد، ولي اين عموميت داشت به جز هند. که البته هند در اين دو ساله وضعيتي تقريبا مشابه گذشته ما را داشته.
    چرا وزن براي ما مهم بود؟ براي من مهم بود چون اگر ما الان 700 ميليون دلار صادرات بکنيم وزن مان بشود يک دوم، يک سوم، يک پنجم اين مهمه؟ براي من مهم بود. از اين بعد مهم بود که 700 ميليون دلار خودش به تنهايي عدد بزرگي نيست در قياس با بازار صادرات کشور، نفتي و غيرنفتي.
    پس در فرش ارزش به تنهايي ملاک نبوده چون خودش به تنهايي عدد بزرگي نيست، از اين لحاظ برايمان مهم بود که بدانيم که ما 10 تا فرش صادر ميکرديم الان چند تا شده؟ حالا ممکنه الان بجاي 10 تا 5 تا صادر بکنيم قيمت حتي بيشتر از آن 10 تا شده باشد اين دو تحليل متفاوت به شما مي دهد؛ بايد اينها را با دقت و با ظرافت کنترل مي کرديم البته طبيعي بود که روندي را شاهد باشيم که اين روند چند تا بعد داشت يکي اينکه ما کم کم به سمت فرشهاي ظريفتر برويم. حتي در بازار داخلي هم اين هست، بازار داخلي هم عمدتا تمرکزش روي فرش تبريزه. يک روند بين المللي هم بود. روند خود توليد ما به اين شکل بود که توليد کنندگان ما کم کم به سمت توليداتي مي رفتند که ارزش افزوده بالاتري داشته باشه؛ زحمت کمتري داشته باشه. نه اينکه زحمت کمتري داشته باشه به نسبت ارزش افزوده، يعني من يک وقت يکسال وقت ميگذارم يک فرشي توليد ميکنم، يکسال وقت ميگذارم يک فرش ديگه. ولي اينها تفاوت قيمت و تفاوت ارزش افزوده داشته باشه اين رو مقايسه با هم ميکنم زحمتش به پولش بيارزد. خوب اين باعث شده بود که حجم توليد بازار ما کاهش پيدا بکنه و از 20 هزار تن برسيم به 7 هزار تن به نسبت ارزش افزوده مقرون به صرفه تر باشد. از نظر زمان، که اين باعث شده بود که حجم بازار ما کاهش پيدا کنه که از 20 هزار تن برسيم به 7 هزار تن . بازار دنيا شده بود يک دوم (از 44 هزارتن شده بود حدود 22 هزارتن) و ما شده بوديم يک سوم يعني ما کاهش مان بيش ازديگران بود. از سال 2000 به اين طرف ما روند کاهش ارزش مان شروع شد. يعني قبل از دولت نهم، يعني حتي قبل از اينکه مرکز ملي فرش شکل بگيره.
    اين براي کساني که الان مي خواهند براي جهاد تصميم بگيرند خود نکته مهمي است که بشه از اينجا به ايشان انتقال داد .که ما وقتي مرکز شکل گرفت در حالي شکل گرفت که روند کاهش صادرات از حيث ارزشي و وزني وجود داشت تا حتي که رسيده بود به پايين تر از 400 ميليون دلار 390 و اندي ميليون دلار اين جداي از اين بود که داشتم اشاره مي کردم که ميانگين روند 600 تا 700 ميليون دلار بود کل اين سالها... ولي از سال 2000 به اين طرف ما واقعا کاهش برايمان ملموس تر بود. وزني بيشتر، ارزشي با ملايمات کمتري چون گاهي هم با قيمت هاي پايه يک قدري افزايش پيدا ميکرد، يک خورده جبران مي کرد. تا سال تقريبا 86 اين کاهش ادامه داشت از آن به بعد ارزش شروع کرد به بالا رفتن ولي وزن چندان اميدوار کننده نبود يعني از 398 رسيد به 418 از 418 رسيد به 450 (اگر اشتباه نکنم) تا... ظرف دو سال گذشته يعني 88 و 89. (من اواخر 88 آمدم اين را گفتم که نميخواهم در مورد خودم حرف بزنم). سال 88 يک اتفاقي افتاد و آن اين بود که ما علاوه بر اينکه از نظر ارزشي رشد کرديم از نظر وزني 2 درصد رشد بدست آورديم که اين مقايسه طولاني مدت رو کرده بودم اينها براي من سيگنالهاي خاصي داشت براي من تعريف خاص داشت، چون همه مي گفتند که اين روند کاهش ادامه دار است و به سمت کوچک شدن فرش مي رسيم. من بايد به اين نقطه نظر مي رسيدم که اين واقعيت است يا نه. يعني اين برايم مهم بود. سال 88 فرش بلحاظ وزني 2 درصد رشد کرد ارزشي هم رشد نسبتا مناسبي داشت. سال 89 هم اين ادامه پيدا کرد. ارزشي دو رقمي شد يعني علاوه بر دو درصد به 5-4 درصد رسيد اين به من ميگفت که اين تصور که فرش به يک نقطه اي رسيده که به سمت کاهش حرکت ميکنه از حيث فکر مديريتي بازرگاني، من به اين نقطه نظر رسيدم که اين يک توهم است. و فرش دردوره هاي مختلف به صورت سينوسي بالا و پايين مي رود نه فقط کشور ما ولي ما به عنوان رهبر بازار که بيشترين صادرات را داريم براي ما محسوس است ولي آيا مي رسد به 700 يا 800 ميليون دلار؟
    سال گذشته در برگزاري نمايشگاه آقاي رحيمي که من پيشش نشسته بودم سئوال کرد چون که مي خواست برود سخنراني. از من يک سوالي کرد به من گفت که آيا مي شود صادرات فرش را يک ميليارد دلارش کرد؟ اگر من مثلا به شما قول بدم پول بيشتري بدم شما مي توانيد اين کار را بکنيد؟ گفتم که والله بازار فرش يک ميليارد و 300- 400 بيشتر نيست يعني ما تو همين داريم دعوا مي کنيم. آقاي رحيمي رفت بالا و گفت که مرداسي اين طور ميگه، بعد يکنفر از آقايان از بين جمع گفت: " نه. مي شود."
    امسال من واقعيتش به اين نقطه نظر رسيدم که آن حرف قابل تحقق بود، ولي به شرطها و شروطها. يعني اگر دولت 5 - 6 تا تصميم بگيره يا وضعيت هاي شاخص هاي کلان اقتصادي که گاها کلي مربوط به توليد کشوراست و ربطي به فرش فقط ندارد، مثلا نرخ تورم، نرخ ارز، اينها چيزهايي نيست که مرکز ملي فرش در موردش تصميم بگيرد. اگر چند تا شاخص که الان واقعا دارند به کل توليد آسيب مي زند اينها به مرور به کمک دولت رفع شود و 3-4 تا تصميم خاص هم براي فرش بگيرند، مي توانند کم کم بازار فرش را توسعه بدهند و بازار فرش دنيا را توسعه بدهند، علت اين ديدگاه هم اين بود که وقتي روي بازارهاي جديد شروع کرديم به فکر کردن و مطالعه کردن و گاهي در نمايشگاه ها مي رفتيم و ميديديم که اين بازارها مثل بازار آلمان نيست. بازار آلمان يک بازار خيلي خيلي مهمي است اين بازار سالانه براي ما 70 ميليون دلار سالانه عدد خوب جون داري ارز ايجاد مي کنه ولي اين عدد ديگر قابل بزرگ شدن به اين راحتي ها نيست. يعني شما توي اروپا خيلي سخت بدليل مسائل مختلف (که من فقط جنبه اقتصاديش را مي گويم موارد ديگرش را ورود نمي کنم) بتونيد کار کنيد. ولي بازارهاي ديگر به دليل تازه و بکر بودن واينکه يه جورايي تازه زندگي اعياني داره توي آنجا خوب قوام مي گيره خيلي بنظر ميايد که مثلا عددهاي برزيل بگونه اي داره رشد ميکنه که ديگر درصد، 10 و اينها نيست. مثلا 50% 60% 100% يا چين. يا فرض، مالزي و بعضي کشورهاي ديگه. اين نشون ميده که اگر ما يعني دولت برود آنجا کارهاي خوب و بنياني بکنه مي توانيم بازار را توسعه بدهيم. لذا يکي از محورهاي کارهاي من روي صادرات بود. روي آن نگاهي که اشاره کردم که اين "سرزنجيره" است مي شود کارهاي زيادي رويش انجام داد. بهمين خاطر در برگزاري نمايشگاه ها تلاش کرديم که با تدبير و با دقت عمدتا روي بازارهاي جديد کار کنيم. زياد با بازارهايي که اونجا فروشنده داريم، فرش فروش داريم با برگزاري نمايشگاه آنجا آسيب ميزنيم گاهي البته گاهي هم تکان خوردن مي خواست. بدليل اينکه آنجا قيمت ها بي دليل گاهي حتي بشدت بالاست. ولي من بنايم را روي اين گذاشتم که ما انقدر فرصت نداريم که برويم آنجا را تکان بدهيم. فعلا برويم روي بازارهاي جديد کار کنيم به همين خاطر آن فهرست نمايشگاه هايي را که مورد حمايت مرکز ملي فرش توي سايت ما هست يا هيئت هايي را که اعزام کرديم پارسال و امسال روي همين تمرکز کرده و اگر امسال عدد 600 ميليون دلار را بهش نزديک بشويم يا محقق بشه به خصوص اگر وزن حتي در تعادل با سال گذشته بماند به نظر من يک ديدگاه فوق العاده روشن براي آينده مي دهد به خصوص اينکه در اين دو سه سال اخير ما با بازارهاي مهم اروپا که در حال رکود بودند مواجه بوديم که قابل کتمان نيست بازارهاي ما عمدتا اروپا و اينها هستند که در اين دو سه سال اخير و همين الآن بحران هايي را دارند که گاهي به تکه پاره شدن اتحاديه اروپا مطرح مي شود همين پريروز بود انگلستان قرار بود شور بکند در مجلس که آيا ما از اتحاديه اروپا جدا بشويم و از اين بحث ها و وضعيت معيشت آنها که مقايسه اش مي کنند با بحران هاي 1929 و امثالهم يعني در اين مدت 50 – 60 سال اخير نمونه هاش برايشان کم ديده شده. مسائل سياسي هم خوب واقعا تعيين کننده است. ما ملتي هستيم که يک ارزش هايي را رويش پايداري مي کنيم آنها هم يک بدخويي هايي دارند يک بد اخلاقي هايي دارند تلاش مي کنند که استواري ملت را تحت تاثير قرار بدهند ملت هم استواري ميکند خب اينها هم طبيعتا فشارهايي را دارد که گاها مي بينيم. و الان هم که بازارهاي عربي آشفتگي دارند. عمدتا بازارهاي عربي ما منفي هستند به غير از امارات و لبنان، عمدتا بقيه وضعيت خوبي ندارند. لذا با اين شرايط مي گويم و اگر تحريم امريکا را هم اضافه بکنيد به همين منطق مي گويم که اگر امسال به 600 ميليون دلار نزديک شويد عدد وزني تان تغيير نکنه نسبت به 89 و يا اگر تغييرش خيلي محسوس نباشه من از آن يک ديدگاه روشن براي آينده تصور مي کنم به عنوان يک موفقيت. صرف يک سال نمي بينم و آن تصوري که آيا بازار فرش قابل توسعه است را نگاه ميکنم که آن جوابم را بدست بياورم بعنوان يک تحقيق ذهني، اين در مورد بحث صادرات مفصل برايش توضيح دادم .
    
    نکته بعدي؛ من ديدم فرش ابعاد بالايي دارد. الان فرشي هاي ما آن خيلي خوب خوب هاشان، مي بينيد توي يک بعد خيلي رشد کرده اند. ديدگاه توليدي دارند ولي ديدگاه صادراتي ندارد. ديدگاه هنرمندي فوق العاده بالايي دارد ولي ممکنه از صادرات هيچ ذهنيتي ندارد، ديدگاه دانشگاهي خيلي با ارزشي دارد ولي از توليد خالي است، تهي است. اين ابعاد مختلف و مفصل تر باعث شد که من تصور بکنم که خيلي من هنر بکنم، خيلي هنر بکنم، اطلاعاتم را در يک بعد يا دو بعد خيلي قوي بکنم. فرض. من زمان کمي دارم توي مرکز و از طرفي هم هزينه و انرژي کمي دارم براي آزمون و خطا کردن. بهترين کار بجاي اينکه خودم را عذاب بدم که توي رشته هاي مختلف سرم را گرم کنم، خودم را به اقيانوس وصل بکنم اقيانوسي که اطلاعات قوي اي داره البته بايد بتواني از اين اقيانوس خوب استفاده کني که اين اقيانوس بخش خصوصي و تعاوني است. بنابر اين آمدم وصل شدم به اين اقيانوس که خبرگان با ارزشي دارد که از نظر ديدگاه ملي، ديدگاه ديني، ديدگاه ارزشي، ديدگاه انساني، بعضي هايشان فوق العاده انسان هاي فرهيخته اي هستند که واقعا براي من بخصوص در اين (نمي خواهم مبالغه بکنم چون در اين مدت با بعضي هايشان خوب آشنا شدم) لذا تلاش کردم که خيلي از سياست ها مان را به محک تجربه آنها بگذاريم. البته تناقض هاي زيادي دارند. خوب يکي يک موضوعي رو نگاه ميکنه ديگري موضوع ديگر، بايد سعي کنيم يک اجماعي برقرار بکنيم. اين اجماع برقرار کردن شايد سخت ترين کار باشد که شما هم استوار باشي، هم عقبگرد نکني، هم بري جلو، بعد مثلا اين بدنه را هم همراه خودت داشته باشي، تصميم درست هم بگيري وهيچ ايرادي هم ندارد که گاهي يک تصميمي را برگردي. بگويي هم. بگويي اين تصميم را ما انجامش مي داديم برمي گرديم. سال گذشته من يک تصميمي داشتم در رابطه با برگزاري فرش هاي موزه اي در هانوفر ما رفته بوديم روي ميز مذاکره با برگزار کننده آن شرکت بين المللي قبل از حرکت من يک ايميلي از يکي از همين نوع تيپ ادم ها که ازش مشورت گرفته بودم اونموقع ايميلش بمن رسيد يعني من پرينتي را که گرفته بودم وقتي به سمت هانوفر ميرفتم خواندم .ديدم يک تحليلي داد که اين کار کار درستي نيست خوب ما رفتيم انجا اتفاقا ان بخش بچه هاي هامبورگ هم بودند کمک مي کردند. اون نکاتي را که انجا بود را سئوال کردم از ان خانم که اين تضمين ها را چکار مي کنيد و سئوالاتي از اين دست و من توي اين مسير با رئيس اتحاديه آقاي طاهباز هم نکاتي از اين تحليل را برايش توضيح ميدادم، ديدم براي ايشان هم سئوال است، چون ايشون موافق بود. ما با يک موافقت اوليه رفته بوديم. به هر صورت من به اين نقطه نظر رسيدم که اينکار حداقل امسال شدني نيست و نميتواند نه تنها اعتباري ايجاد کند، ضد اعتبار هم مي شود. شايد تبديل بشه به يک دردسر بزرگ و پس گرفتيم. منظورم اين بود که ما خط قرمزي نداشتيم که ما حالا يک تصميمي گرفته ايم که حتما. نه . البته خيلي تلاش مي کرديم که اين پايداري رو حفظ بکنيم چون سيگنال هاي مختلف مي آمد بايد مي تونستيم ولي وقتي سيگنال مثبتي مي رسيد وقتي به اين مي رسيديم که اين حرف حرف درستي است بر انجامش اصراري نداشتيم. اين هم نکته دومي بود که با بخش خصوصي سعي کرديم يک يک کار را پيش ببريم. اين کارها بعد تبديل شد به مصاديق مثلا شوراي راهبردي مثلا شوراي پژوهشي و نشست ها و کميته ها، ستاد نمايشگاه، بصورتي که الان به آقاي رئيس زاده مي گويم آقاي رئيس زاده فلان موضوع را اينگونه کار کن. مي گويد شورا اين رو نپذيرفته. ميخواهيد انجام بدم ولي شورا نپذيرفته اين رو. طرح کرديم ولي نپذيرفتند. و ما بگيم باشه، چون شورا گفته عمل نشود. يعني با مصاديق مشخص و روشن. اين هم مبحث ارتباط با بخش خصوصي.
    
    نکته سوم در مورد توليد است، من در مورد توليد فکر مي کنم ما کار کمي کرديم و الان دغدغه من نسبت به توليد شايد بيشتر از صادرات باشه. چون ما توي توليد هم نياز به کمک بيشتري داريم به توليدکننده هامون، هم مباحث مديريتي هم داريم که بايد آنها را بتونيم حل کنيم. ما عمدتا تلاش کرديم روي مباحث آموزش کار کنيم مثل گذشته ولي روش رو تغيير بديم دهيم يک خرده کارايي مان را تغيير دهيم و بعد سبد تسهيلاتي مان را توسعه بدهيم يک خرده بيشترش بکنيم. بانک کشاورزي بياد، بانک صادرات بياد، بانک توسعه صادرات بياد ،صندوق مهر بياد. مثلا من داشتم ميامدم آقاي کاتب در مرحله امضاء تفاهمنامه بودند با صندوق مهراگر اين امضاء بشه قبل از رفتن من، يکي از دغدغه هاي اصلي من. چون هميشه به ما ميگفتند شما وام هايي ميدهيد 14% 20% اين صندوق مهر 4 درصديه. البته بايد با وسواس افرادش را شناسايي بکنيم و پرداخت بکنيم. اين هم نکته اي هستش در مورد توليد.
    
    قادري: نظر شما در مورد نقش رسانه ها چيست؟ نمي خواهم نظر شما را معطوف به جهت خاصي بکنم ولي برغم اينکه رسانه ها در اين حوزه کم نمي نويسند ولي غالبا يا خيلي سياه به آن نگاه مي کنند يا اينکه سطحي مطلب مينويسند. مي خواستم ببينم اصولا در کنار اين حرکت توليد و صادرات هميشه يک بحثي هست تحت عنوان ترفيع، تبليغ و بازاريابي اين رکن چهارم که رسانه ها هستند و امکاناتشون، اينها را چگونه ميبينيد چقدر موثر بوده اند تا بحال و چقدر مي توانند تاثير داشته باشند در آينده و به چه شرطي؟
    
    مرداسي : دو سه تا نکته هست. نکته اول اينکه فرش دستباف به دليل اهميتش و جايگاه فرهنگيش و جايگاهي که مردم از بعد عاطفي به فرش دارند که طبيعتا خبرنگاران هم همين طور هستند هميشه مورد توجه بوده و مثل يک محصول ديگر با آن برخورد نشده بدون اينکه گاهي اراده دولتي حاکم باشد يا نباشد. چون ما مخاطب رسانه اي براي سئوال کردن داريم اين هم در تلويزيون و هم در راديو و رسانه هاي مجازي و مکتوب وجود دارد و بايد واقعا هميشه تشکر کنم و شايد خود من هم هيچ وقت نتوانستم از اين همه ظرفيت استفاده کامل بکنم اما يک واقعيت محض وجود دارد بخصوص در تلويزيون و آن اينکه ما هميشه فرش را از دريچه آن اتاقک تاريک نمور يک قاليباف روستايي ديديم که از سر ناچاري دستهايش پينه بسته و فرش ميبافد نگاه کرديم. يک فيلمي را يکي از کارگردانان خارجي آمده بود اينجا توليد کرده بود با کمک همين اقاي ميري به اقاي ميري هم گفتم. بعد که من اين فيلم را نگاه مي کردم در واقع پشت صحنه فيلم را گذاشته بود که اونجا يک خانم قشقايي داشت مي بافت و مي خوند و ترانه خاص داشت و ... خوب مي گذشت. وقتي تموم شد شروع کرد با يکي از مسئولان با ناراحتي به صحبت کردن. مثل اينکه اکيپ آنها دير رسيده بود و چند بار هم بخاطر مسائل فني دوباره تکرار کرده بودند وايشون اذيت شده بود. يک جمله اي داشت که به آقاي ميري هم گفتم که اين خانم در اون فيلم به شما گفت که شما وقتم را گرفتيد من مقداري که بايد ببافم نبافتم ! من ذهنم ناراحته. کسي که نخواسته بود او اين را بگويد اين اصلا جزء پشت صحنه بوده و ايشان هم تصديق کرد. به ايشان گفتم اين نکته خيلي نکته مهمي است که ما هيچوقت برجسته اش نکرديم! خوب اين واقعيتي است که همه ما براي تامين معاش کار ميکنيم . کارگر داريم که توي شرايط سخت توي کارخانه و ذوب آهن و... کار مي کند او جهاد دارد مي کند براي معيشتش برخي از ما کارهاي سختي انجام ميدهيم. ما شاهد کار سخت افرادي مثل معدنچيان هستيم که در شرايط سخت کار مي کنند . انها هم براي تامين معيشت خود کار مي کنند. قاليبافان هم مثل بقيه اقشار براي معيشتشان کار مي کنند ولي ما هيچ گاه نگفتيم که اين قاليباف به خاطر ظرافت هاي روحي و هنريش باعث شده که در اين وادي کار کند و در کنار کارهاي دامداريش و کشاورزيش و ده تا کار ديگه مي آد اينکار را انجام مي دهد و از روي علاقه معاش زندگي اش را معاش خودش را جهاز خودش را تامين مي کند. اينها را کم بولد کرده ايم کم به قاليباف به عنوان يک هنرمند و چهره يک فرد با نشاط و يک فردي که درآمد زايي مي کند، ارزآوري مي کند نگاه کرده ايم. نمي گويم قاليبافان ما مشکل ندارند ولي خيلي از مشکلات قاليباف ما بدليل قاليباف بودن نيست به دليل معيشت هاي اقتصادي است .
    
    قادري: درواقع شرايط علي السويه است. ديگران هم وضعي بهتر از او در آن شرايط نداشته اند.
    
    مرداسي: نه من منظورم اين است که اگر بعضي از قاليبافان ما از نظر مالي ضعيف هستند به دليل اينکه چون قاليباف است فقير نمانده. بايد ديد. وضعيت معيشت آن روستا و اشتغال روستا چطور بوده و چه عواملي اثر گذاشته و نظاير اين. او امده براي اينکه خودش را از اين وضعيت نحات بدهد دست زده به يک کار شرافتمند. يک کار نجيب در منزل دارد کار را انجام مي دهد. من باز هم تاکيد مي کنم که نمي گويم مشکلات قاليباف رو نبينيم. من بيمه قاليبافان جزو خاطرات خوشم است. که ميروم و ميپرسم مي گويم دفترچه ات را بياور ببينم. خدا کند از دفترچه ات هيچوقت استفاده نکني ولي بيار که زير بالشت گذاشتي دفترچه درماني داري. با خوشحالي مياره. بعد بازنشست ميتونه بشه کنار شوهرش ميتونه درامد بازنشستگي داشته باشه اينها چيزهاي با ارزشه بايد پيگيري کنيم بيشترش هم بکنيم ولي شايد خود قاليبافها هم دوست نداشته باشند اينقدر با اين نگاه توي تلويزيون بهشون ديده بشه و اين براي نسل اينده ما نسل جوان ما خوب نيست بنظر من ميشه کارهاي بهتري کرد ما هم تلاش کرده ايم دائما توي مکاتباتمون توي صحبتهايمان توي ارتباطمون با صدا و سيما و رسانه ها اين مطلب رو از رسانه ها خواسته ايم تا فرش و قاليبافان را اينطور معرفي نکنند که بتواند به ارتقاء چهره فرهنگيش کمک بکنه.
    
    قادري: چند درصد فکر مي کنيد ظرفيت هاي بالقوه رسانه ها عموما صرف فرش شده از آن مقداري که مي توان صرف فرش بشود ؟ فکر ميکنيد چقدر از اين ظرفيت استفاده شده؟
    
    مرداسي: خيلي کم! يک خرده اش مربوط به من است. يعني شايد بايد بهتر کار مي کردم. ولي اون رو وصل کردي به بالقوه ديگه بالقوه يه عدديه بالفعلش چقدر شده و اينها به نظرمن هم ظرفيت خيلي بالاتر از اين حرف هاست که الان ما مي بينيم. عدد نمي گم شايد مناسب نباشد. ولي راضي کننده نيست، به خصوص تلويزيون. به خصوص تلويزيون. يعني تلويزيون چون يک رسانه ي ملي و فرهنگي است وظيفه اش کار روي همين مباحث است. مي آيند روي مولفه هايي از فرهنگ کار ميکنند که غني هستند تا نسل جديد را با آن مولفه ها آشنا کنند و آنها را به خود باوري برسانند. ولي اين ميزان کافي نيست. ما وقتي مولفه هاي فرهنگيمون رو چک ميکنيم مـــولفه هاي فرهنگي مان بالاستو نميگويم گند تا است و فرش هم يکيش. ولي فرش بين آنها مي درخشه من کاري ندارم که مسئول مرکز ملي فرش هستم. توش فرش ميدرخشه و پر از چيزهاي مثبت است. وقتي به فرش نگاه مي کنيم مي بينيم از آن مولفه هاي فرهنگي اين مملکت است که با دينت مي خونه دارد، با مليت مي خونه و اقوامت مي خواند يه چيزي که چندين بعد دارد يک کسي که بره از اين مولفه ها استفاده بکنه هميشه مثبت مثبته ما بعضي از شاخصه هايي را داريم که خيلي مهمه ورود توش بکنيم ممکنه مخالف هايي داشته باشه من نميخوام ورود بکنم ولي اين شما اصلا استثنا پيدا نمي کنه که مخالف داشته باشه. نکته ديگري که هست اينکه شما توي شاخص هاي فرهنگي کهنت داري که ديگه نيست. جاري نيست ديگه. ولي با ارزشه نگاه ميکني صلابت پيدا مي کني. خيلي مهمه. ولي اين ضمن اينکه ميبينيش صلابت پيدا ميکني، جاريه.! همين الان جاريه و داره تاريخ آينده رو ميسازه. تاکيد ميکنم نميخوام تعصب بخرج بدم همين الان يکي از مولفه هاي تاريخ و فرهنگ داره ساخته ميشه. کجاي اين مملکته ما نميدونيم. ما نميدونيم!
    
    قادري: من سئوالات زياد و حرف هاي زيادي دارم از طرف ذينفعان که ميخواهند از زبان شما بشنوند ولي با توجه به محدوديت زمان انها را کوتاه کرده ام و بيشتر به بحث هايي مي پردازم که کمتر به اون پرداخته شده. متاسفانه رسانه هاي تخصصي محدودند و عموما خصوصي، اين محدوديت خودش امر خوبي نيست و اين خصوصي بودن بدليل اينکه خب طبيعتا تو يک همچين بستري که بلحاظ اقتصادي شرايط خيلي خوبي نداره فعاليتهاي رسانه اي در اون کردن، رسانه اي که صرفا از تبليغات ميتونه خودشو اداره کنه اون هم کار صعبي است. شايد از توليد ضررش خيلي بيشتره. من حرفم اينجاست که بنظر شما آيا به عنوان اينکه يک رسانه ميتونه واقعا تبليغات بسيار خوب و آموزش و اطلاع رساني خيلي خوبي رو داشته باشه براي فرش و در عين حال ترغيب کنه ديگران رو تو همراهي با اين هنر، چه در داخل و چه در خارج، بنظر شما آيا توجه به آنها مغفول نمانده و آيا ضرورت نداره و وقت آن نشده که يک مقداري جدي تر به اينها برسيم و نگذاريم مجلات فرش دونه دونه تعطيل بشن و به نحوي بخشي از هزينه هاي تبليغات را اختصاص بديم به اين کار؟
    
    مرداسي: من گرفتم...! ما تو شوراي پژوهش يک مصوبه که ظرف دو سه ماه اخير تصويب کرديم اين بود که مثلا ما به چه شيوه اي از سايت هاي مجازيمون، پرتال ها و مجلات حمايت کنيم. اين الان اصلا جاري است. مثلا اخيرا مجله اي با ما مکاتبه کرده بود اسمش رو نميارم. بهش جواب داده بودند که ما به اينصورت حمايت مي کنيم مثلا اينقدرش رو پيش فروش مي کنيم. کمه. ولي تا به الان ما احساس مي کرديم که خب درسته سايت ها يا مجلات در مورد فرش کار ميکنن، ولي خب متوليشون متولي واحديه در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي که حمايت هاي کلي دولتي رو بايد انجام بده طبيعتا. مثل دانشجويان فرش، ما مي گفتيم اونها هم يک مسئول دارن اونا بايد پيگيري کنن. فرض بفرماييد. ولي به مرور به اين نتيجه رسيديم که نميشه بسنده کرد به اون کمک هاي عمومي، بايد يه مقداري خودمون هم ورود کنيم و يک کمک هايي رو انجام بديم. ميدونم مختصر هست واقعيت، ولي اميدوار هستم هم خود من تا اون مقطعي که باشم و بخش روابط عمومي مون و آيندگاني که مي آيند در مرکز ملي فرش به اين نکته توجه بکنند که اگر تبليغات براي فرش مهمه، اين ديدگاه مثبتي که بهش اشاره کردم انتشارش مهمه، اميد دادن به نسل جديد بخصوص اونهايي که جوان هستند و تو فرش هستند مهمه، راهي ندارن مگر اينکه اونهايي که بصورت اختصاصي، خصوصي، دارن رو اين موضوع کار رو انجام ميدن و هزينه هاي کل اين موضوع رو خودشون متقبل هستند رو مورد حمايت جدي قرار بدن اين چيزي هست که ديدگاه و دغدغه ذهن من هست و اميدواريم کم کم بتونيم توسعه اش بديم.
    
    قادري: خوب حرف زياد داريم ولي محدوديت وقت اجازه نميده تا بيشتر در خدمتتون باشم. بسيار ممنونم از توجه شما و پاسخ هايي که به سئوالات من يا بهتر بگويم سئوالات دستاندرکاران فرش ارايه نموديد.
    
    مرداسي: تشکر مي کنم. من هم از ايجاد اين فرصت براي برقراري ارتباط با مخاطبان از شما ممنونم.

پي نوشت:
378 


  همچنين در اين باره بخوانيد:
  مرداسي در ديدار با رئيس اتاق فکر فرش دستباف: ترجيح مي دهم بيشتر شنونده باشم تا گوينده 


 
  پيشخوان
  مرکز ملی فرش ایران
  اتاق فکر فرش ایران
  صفحه اختصاصی وزیر بازرگانی
  اتاق بازرگانی ایران
  چاي‌خانه: بخش ويژه دکتر طاهر صباحي
  صفحه اختصاصی فیصل مرداسی رئیس قبلی مرکز ملی فرش ایران
  اتحاديه ها
  انجمن ها
  سازمان ها
  شرکت سهامی فرش ایران
  کانون هماهنگی دانش، صنعت و بازار فرش دستباف ایران
  کنفدراسیون صادرات ایران
  سامانه خدمات کسب‌وکار پیـشه
    کليه حقوق متعلق به سايت اطلاع رساني فرش ايران است
نقل مطالب به هر شکل تنها با ذکر عنوان و نشاني سايت مجاز است
CARPETOUR.COM   2000-2009 All Rights Reserved.