بانک جامع اطلاعات فرش و دست بافته های ایران
 

  جستجو
 موزه فرش  
بازرگاني سبحه
 OldCarpet.com  
 مجله گره  
 مجله هالي
 سازمان توسعه تجارت ايران
 Miri Iranian Knots
 ICOC
 Araghchi Carpet
 DOMOTEX
 مرکز ملي فرش
 فرش در آيينه مجلات
 دسترسي اعضا
نام:
رمز عبور:


عضو جديد




 

نظر بدهيد! 

نسخه چاپ

 ارسال براي ديگران

 بازگشت




تاريخ درج: 19/11/90


نوسانات بازار سکه و ارز در گفتگو با هوشنگ فاخر: پرداخت یارانه به واردات تولیدکننده را تاجر می کند



90/11/19 - کارپتور
    منبع: نصرنيوز
     گفت و گو از امیر کریم زاد شریفی-محمد سهرابی
    عکس ها از محمد بزازیان
    
     اشاره: این روزها بازار روزهای پر افت و خیزی را تجربه می کند. سکه و ارز رکوردهای عجیبی را ثبت کردند! با وجود اینکه دولت و بانک مرکزی تلاش کردند با سیاست های پولی و ارزی آرامش را به بازار برگردانند ولی بازار هنوز هم به وضع ثابتی نرسیده است. تداوم وضع موجود بروز مشکلات عدیده برای تولید کنندگان به دنبال دارد. متاسفانه عملا این روزها کار عده ای خرید و فروش پول شده است، بدون اینکه چوب کبریتی به دارایی های این کشور افزوده شود!
    
     حال از این عمل چه سودی به اقتصاد کشورمان می رسد، جای بسی اندیشه است.
    
    کاهش ارزش پول ملی و به تبع آن افزایش لحظه ای نرخ دلار باعث افزایش جهشی قیمت مواد اولیه مورد نیاز کارخانجات تولیدی شده و نیز به تبع آن قیمت تمام شده محصولات آنها را نیز افزایش داده است. این افزایش قیمت در بازار فلزات رنگین ( مس، برنز، آلومینیم و...) ، استلنس استیل و حتی چرم، لاستیک و پلاستیک چشم گیرتر است. ادامه این روند ممکن است تولیدکنندگان را از ادامه کارشان دلسرد کند، چرا که هزینه تولید روز به روز افزایش یافته و از طرفی محصولات بنجل چینی بدون هیچ محدودیتی وارد بازار می شوند و از دیگر سو دلالان سکه و ارز بدون انجام هیچ زحمتی به سودهای باد آورده می رسند؛ این یک بی عدالتی آشکار است.
    
    برای بررسی علل و عوامل بروز این مشکلات سراغ نایب رئیس سابق اتاق بازرگانی ایران و عضو هیئت مدیره اتاق بازرگانی، صنایع و معادن تبریز رفتیم و ساعتی با وی هم کلام شدیم. هوشنگ فاخر معتقد است دولت هایی که می خواهند به ایران فشار وارد کنند بر مبنای مقررات جاری کشور طرح هایی را آماده کرده و پیاده می کنند که نرخ ارز در ایران بالا برود و واحد های تولیدی تعطیل شده و بیکاری افزایش یابد.
    
    وی همچنین معتقد است: اگر بحران افزایش قیمت ارز را همینطور به حال خود رها کنیم، تحریم کنندگان را بیشتر به اهدافشان خواهد رساند. گفت و گوی ما با نائب رئیس اتاق بازرگانی تبریز را در ادامه می خوانید:
    
    

    
    آقای فاخر، از اینکه با گشاده رویی درخواستمان برای انجام مصاحبه را پذیرفتید سپاسگزاریم، به عنوان نخستین سئوال بفرمائید به نظرتان نابسامانی های موجود در بازار ارز و سکه از کجا ناشی می شود؟
    
    دولت هایی که می خواهند به ایران فشار وارد کنند بر مبنای مقررات جاری کشور طرح هایی را آماده کرده و پیاده می کنند که نرخ ارز در ایران بالا برود و واحد های تولیدی تعطیل شده و بیکاری افزایش یابد. اگر بحران افزایش قیمت ارز را همینطور به حال خود رها کنیم، تحریم کنندگان را بیشتر به اهدافشان خواهد رساند. اگر اقداماتی که می تواند تدابیر آنها را خنثی کند به کار بندیم، علاوه بر اینکه نمی توانند ضربه ای بر ما وارد کنند، این تهدید می تواند برای بخش تولید ما فرصت بزرگی ایجاد کند.
    
    چرا که با بالا رفتن نرخ ارز، واردات کالا به تناسب هر کدام صرفه اقتصادی اش را از دست می دهد.
    
    ما سالانه حدود 80 میلیارد دلار واردات کالا داریم که این مقدار می تواند به 30 الی 40 میلیارد دلار کاهش یابد. آن هم باید محدود به کالاهایی باشد که توان تولید یا فراوری آن در داخل کشور موجود نیست. آلمان بزرگترین وارد کننده اروپا است؛ در عین حال بزرگترین صادر کننده اروپا محسوب می شود. وقتی می خواهیم در دنیای صنعتی حضور داشته باشیم، باید قبول کرد که نمی توان همه چیز را در داخل ساخت. به هر حال مجبوریم کالاهایی را وارد و صادر کنیم. ولی حالا که قیمت ارز بالا رفته باید ارز موجود را در جاهایی صرف کنیم که یا تکنولوژی آنها موجود نیست و یا تولید آنها صرفه اقتصادی ندارد. نباید کالاهای کم ارزش مانند نخود و لوبیا و حتی سنگ قبر! وارد شود. اتفاقا قبلا در جایی می گفتم در 2500 سال تاریخ مکتوب ما جایی ننوشته اند که مرده ای به دلیل نداشتن سنگ قبر روی زمین مانده باشد. ولی می بینیم اکثر سنگ های بهشت زهرا وارداتی هستند! چرا؟ چه بسا که سنگ خود ماست که در خارج آماده سازی کرده اند و دوباره آن را با چند برابر قیمت به خود ما برگردانده اند!
    
    
    جناب فاخر، به نظر شما جنابعالی روی آوردن به سوی واردات در نتیجه چه سیاست هایی بوده است؟
    
    بعد از سال 80 که درآمد ارزی دولت بالا رفت، سعی کرد برای کاهش تورم دلار ارزان را برای وارد کنندگان بدهد تا کالاهای وارداتی با قیمت ارزان وارد شوند تا از گران شدن کالاها در داخل جلوگیری شود. این می توانست خوب باشد، اما زمانی که دولت بتواند تورم را کنترل کند که متاسفانه نتوانست کنترل کند. معمولا همیشه در کشور حداقل 14 الی 18 درصد تورم وجود داشته است.
    
    در عرض 10 سال حدود 300 درصد تورم انباشته داشته ایم. این تورم انباشته قیمت تمام شده محصولات تولیدی را بالا برد، اما از این طرف نرخ ارز تثبیت شده و دولت دلار ارزان را به واردکنندگان داد. در حقیقت برای واردات یارانه پرداخت شد و در نتیجه واحدهای تولیدی یک به یک ورشکسته شدند و تولید کنندگان هم ناچارا به جای تولید به تجارت پرداختند.
    
    

    
    شما با تثبیت نرخ ارز موافقید یا خیر؟
    
    در برنامه پنج ساله چهارم و پنجم اینگونه پیش بینی شده است که نرخ ارز معادل تورم داخلی منهای تورم جهانی مدیریت شود اما نگفته اند مدیریت مطلق برای تثبیت نرخ ارز انجام شود ولی این برنامه درست اجرا نشده چرا که فکر کرده اند ساده ترین راه برای کنترل بازار و کاهش تورم دادن ارز ارزان برای واردات ارزان است ولی از طرف دیگر این را در نظر نگرفتد که با این کار تولید داخل فلج می شود. 20 درصد تولید ملی بر پایه واردات است، 80 درصد هم بر پایه نیروی کار، خدمات و توان داخلی است. هیچ وقت نباید 80 درصد فدای 20 درصد می شد. همیشه جزء را فدای کل می کنند ولی راهی که طی شده ساده تر بود .
    
    ببینید بعضی کشورهای اروپایی که نفت هم دارند، حتی یک دلار ارز نفتی را وارد اقتصادشان نکرده اند مگر برای سرمایه گذاری. آنها ارز نفتی را تبدیل به تولید کرده اند ولی ما چه کردیم؟ متاسفانه اکثر درآمد نفتی را به کالای مصرفی مصرف کرده ایم. مثلا چه لزومی دارد از آمریکای جنوبی انگور وارد شود؟ مگر تا حالا که انگور امریکا را نخورده بودیم خورشید طلوع نکرده بود؟ خداوند این تفکر و قدرت را به ما بدهد که روزنه هایی را که افزایش نرخ ارز می تواند به ما ضربه بزند را ببندیم. اگر بتوانیم 40 میلیارد دلار واردات را کاهش دهیم و این مبلغ در داخل سیستم اقتصادی ما سالی دو بار بچرخد، می تواند 80 میلیارد دلار ارزش افزوده برایمان به ارمغان بیاورد.
    
    

    
    آقای فاخر شرایطی که اکنون پیش آمده از کجا ناشی می شود، آیا حبابی است که به مرور بزرگتر و بزرگتر شده یا برنامه خاصی است که سایرین زمینه سازی کرده بودند؟
    
    ترکیبی از هر دو است. حباب انباشت شده تورم هزینه های تولید داخلی را افزایش و آنها را تحت فشار قرار داده است و رقبای خارجی هم از این فرصت استفاده و با محدود کردن ارز سعی کرده اند مشکل ایجاد شده را حادتر کنند. خوب وقتی ارز محدود شود قیمت آن فراتر خواهد رفت و به تبع آن قیمت تمام شده تولید هم بالا خواهد رفت.
    
    
    شما رویکرد مدیریت و سیاست گذاری اقتصادی دولت را چگونه ارزیابی می کنید؟ در سطح جهانی که این قدر طلا افت و خیز ندارد!
    توجه کنید که قیمت طلا به دو مولفه وابسته است. یکی قیمت جهانی طلا و دیگری نرخ ارزی که باید پرداخت کنید تا طلا را بخرید. وقتی که نرخ ارز بالا می رود قیمت طلا هم بالا خواهد رفت. اگر نرخ ارز آزاد گذاشته شود تا به نقطه تعادل اش برسد، بعد دیگر افت و خیز چندانی نخواهد داشت. چه بسا در اول کار افزایش زیادی داشته باشد و بعد کسانی که تعهدی دارند به تعهداتشان عمل کنند و یا کسانی که فکر می کنند هنوز هم قیمت طلا بالا خواهد رفت باز هم طلا می خرند خنثی می شود. بعد که قیمت ثابت ماند کسانی که طلا را خریده بودند تا از رشد قیمت آن به منفعتی دست یابند خواهند فهمید که سرمایه گذاری در بورس و یا بانک برایشان سودمندتر خواهد بود. بعد از این روال قیمت ها دوباره کاهش خواهد یافت و بالاخره این تب و تاب در نقطه ای مشخص به پایان خواهد رسید.
    
    

    
    در روزهای اخیر شاهد بودیم که از طرف دولت کارگروه های مشورتی با اقتصاددانان تشکیل یافت. آیا شما در آن گارگروه ها شرکت داشتید و نیز به نظر شما استفاده از نظرات کارشناسان اقتصادی چقدر می تواند در سالم سازی فضای اقتصادی کشور مفید باشد؟
    
    من در آن کارگروه ها شرکت نداشتم، چرا که میزبانان این جلسات می دانند که بنده دو تز دارم؛ یکی اینکه نرخ ارز باید آزاد باشد تا خودش جایگاهش را بیابد که این خلاف سیاست قبلی دولت است و دیگری نرخ سود تسهیلات بانکی باید پایین آورده شود.
    
    یکی از عوامل مهم اثرگذار در افزایش قیمت تمام شده تولیدات داخلی نرخ بالای تسهیلات بانکی است. رقیب ما در سایر کشورها با نرخ 3 الی 4 درصد از تسهیلات استفاده می کند و ما 15 الی 16 درصد. بنابرین حداقل هزینه ما نسبت به رقیب خارجی 10 درصد بیشتر است. این فقط برای تولید کننده اثر ندارد بلکه برای تامین کنندگان مواد اولیه نیز هزینه مالی بالا می رود. این مشکل در افزایش قیمت تامین انرژی هم اثر دارد. در بخش حمل ونقل لیزینگ 16 الی 17 درصد بهره می گیرد و قیمت تمام شده کامیون برای خریدار بالا می رود و در نتیجه بالا بودن نرخ بهره در نهایت باعث می شود مردم هر چه می خرند با قیمت بالایی برایشان تمام شود. همچنانکه در قرآن کریم هم می خوانیم آنقدر که خداوند ربا خواری را تکفیر کرده است دیگر گناهان را آنقدر تکفیر نکرده چرا که ما به آنها اهمیت بیشتری می دهیم. به خاطر آنکه این عمل مانند موریانه اقتصاد را می خورد و برای این مشکل هم راه حل داریم. دنیا هم نیم قرن است از آن استفاده می کند. دولت ها دیده اند که هر چه قدر ارز و طلا داشته باشند به عنوان پشتوانه اقتصادی، اگر تولید ملی از مصرف ملی عقب تر باشد، این پشتوانه های اقتصادی را به تدریج فروخته و کمبود ها را تامین خواهد کرد و بعد از تمام شدن طلا و ارز هم بدهکار خواهد شد.
    
    در نتیجه ارزش پول ملی چنین کشوری روز به روز کاهش می یابد و برعکس اگر تولید ملی بیشتر از مصرف باشد که رسیدن به این مهم دو راه دارد که اول تولید را بالا ببریم و بعد فرهنگ مصرف را بهینه کنیم. اگر این دو با هم اجرا شوند، در آن صورت هر سال مقداری اضافه بر مصرف خواهیم داشت که با صادر شدن آن ارز وارد کشور خواهد شد.
    
    به همین جهت باید حداکثر حمایت از بخش تولید انجام پذیرد و بهره وری در تولید را بالا برده و قیمت تمام شده را کاهش دهیم. هزینه های زیاد در تولید عامل منفی بزرگی است. اگر می خواهیم تولید ملی را افزایش دهیم باید به وسیله ارائه تسهیلات به واحدهای تولیدی از آنها حمایت کنیم.
    
    در ایران درآمد سرانه 5 هزار دلار است. کمتر از 10 درصد این در آمد پس انداز شده که زیر 500 دلار می شود که درصد کمتری از این مبلغ نیز در بانک ها سپرده گذاری می شود. پس اگر بانک قرار باشد که فقط با جذب سپرده ارائه تسهیلات کند همین وضعیتی پیش می آید که پیش آمده. بخش تولید می گوید کمبود نقدینگی دارم، بخش بانکی هم می گوید امکان ارائه تسهیلات ندارم. برای حل این مشکل بانک عامل هر چه قدر به بخش تولید بدهد که مطمئنیم با ارزش افزوده وارد بازار خواهد شد، بانک مرکزی این را با کارمزد یک یا دو درصد می گیرد و حساب شما را بستانکار می کند و بانک می تواند دوباره ارائه تسهیلات دهد. بدون وابستگی به نرخ سود پرداختی به سپرده گذار و بدون محدودیت منابع که هر چقدر بدهد مجددا برای بانک تجدید منابع می شود. با این سیستم هزینه مالی تولید کاهش می یابد و هم به اندازه مورد نیاز منابع مالی به تولید کننده تزریق می شود. این سیستم در بانکداری اسلامی یک امتیاز بزرگ دارد آن هم این است که در کشورهای صنعتی ممکن است که من برای شما سفته ای امضا کنم و شما هم برای من سفته ای امضا کنید و بدون اینکه تولیدی وجود داشته باشد شما آن پول را ببرید در حساب خودتان بخوابانید و من هم در حساب خودم. این ایجاد تورم می کند و یا اعتبار در حساب جاری که در آن کشورها مرسوم است. این روش برای پرداخت های مقطعی می تواند خالی از ایراد باشد به شرط اینکه در کوتاه مدت انجام شود. اما اگر از آن برای دریافت تسهیلات بلند مدت استفاده شود تقاضا را بالا خواهد برد در حالی که عرضه بدون تغییر می ماند و باز هم این تورم زا است. در بانکداری اسلامی نمی توان پول داد و برای پول بهره گرفت در نتیجه در مقابل پول کالایی وارد سیستم شده و روی این کالا هم کار صورت خواهد گرفت و ارزش افزوده خواهد یافت. این اثر ضد تورمی دارد.
    
    اگر واحدهای تولیدی به غیر از پتروشیمی ها، فولاد، سیمان، مس و خودرو را کنار بگذاریم و که دولت از آنها حمایت می کند، متاسفانه واحد های متوسط و کوچک همه گرفتارند و طبق آماری که من بدست آورده ام این واحدها زیر 40 درصد ظرفیتشان کار می کنند.
    
    
    
    آقای فاخر دریافت بنده از سخنان شما این است که جنابعالی راه برون رفت از بحران فعلی را حمایت از تولید می دانید حالا به شیوه های مختلف از جمله ارائه تسهیلات کم بهره؟
    
    بله همینطور است. حمایت از تولید راه برون رفت از بحران فعلی است باید ارز را بگذاریم به صورت شناور جایگاهش را بیابد، بعد از مدتی به ثبات خواهد رسید.
    
    
    
    به نظر شما اگر ارز در شرایط فعلی آزاد باشد به چه قیمتی خواهد رسید؟
    
    من فکر می کنم اگر انباشت تورمی را جبران کند به حدود 2300 الی 2400 تومان می رسد.
    
    
    
    
    خوب شرایط کشور ما هم طوری نیست که جلوی واردات گرفته شود. بعضی کالاهای اساسی اخیرا رشد قیمت زیادی پیدا کرده است؟
    
    بلی می دانم! در طول 33 سال ارز 7 تومانی به 1050 رسیده یعنی 15 هزار برابر رشد داشته است. این را به 33 سال تقسیم کنید ببنید چند درصد می شود؟ مهم این است این وضع را مدیریت کنیم تا گروه هایی که می توانند از افزایش نرخ ارز صدمه ببینند، صدمه نبینند یا حداقل صدمه را ببینند. از سوی دیگر وقتی ارز نیست دیگر چکار می توان کرد؟ به قول خودمان «یوخا قلم ایشله مز» و نمی توان توقع داشت. حالا دیگر بانک مرکزی و اکثر بانک های بزرگ ما را تحریم کرده اند به خاطر اینها ارتباط و نقل انتقال ارز برای بانک های ما مقدور نیست.
    
    آقای فاخر از فرصتی که در اختیار رسانه ما قرار دادید، سپاسگذاریم. 




 
  پيشخوان
  مرکز ملی فرش ایران
  اتاق فکر فرش ایران
  صفحه اختصاصی وزیر بازرگانی
  اتاق بازرگانی ایران
  چاي‌خانه: بخش ويژه دکتر طاهر صباحي
  صفحه اختصاصی فیصل مرداسی رئیس قبلی مرکز ملی فرش ایران
  اتحاديه ها
  انجمن ها
  سازمان ها
  شرکت سهامی فرش ایران
  کانون هماهنگی دانش، صنعت و بازار فرش دستباف ایران
  کنفدراسیون صادرات ایران
  سامانه خدمات کسب‌وکار پیـشه
    کليه حقوق متعلق به سايت اطلاع رساني فرش ايران است
نقل مطالب به هر شکل تنها با ذکر عنوان و نشاني سايت مجاز است
CARPETOUR.COM   2000-2009 All Rights Reserved.