بانک جامع اطلاعات فرش و دست بافته های ایران
 

  جستجو
 موزه فرش  
بازرگاني سبحه
 OldCarpet.com  
 مجله گره  
 مجله هالي
 سازمان توسعه تجارت ايران
 Miri Iranian Knots
 ICOC
 Araghchi Carpet
 DOMOTEX
 مرکز ملي فرش
 فرش در آيينه مجلات
 دسترسي اعضا
نام:
رمز عبور:


عضو جديد




 

نظر بدهيد! 

نسخه چاپ

 ارسال براي ديگران

 بازگشت




تاريخ درج: 17/4/91


تنگناهاي صادرات در گفت وگو با معاون كل سازمان توسعه تجارت ايران - بخش نخست

منابع بانكي به سمت سفته بازي مي رود : زمان خط كشي نيست


91/4/17 - روزنامه اعتماد
    نويسنده: مريم فكري
    عكس: مسعود زارعي
    
    وقتي آمار صادرات ما را در كنار كشور چين بگذارند كه هزار و 800 ميليارد دلار صادرات دارد، عددي نيست. ما نبايد به صادرات 50 و 60 ميليارد دلاري به خود بباليم
    
    
گاهي اوقات هدف گذاري براي دستيابي به صادرات 75 ميليارد دلاري را در هر جلسه يي كه به توليد و تجارت مربوط شود، مي شنويم. مي گويند در نشست كارگروه توسعه صادرات كه رييس آن، معاون اول رييس جمهور بوده، اين هدف تعيين شده و تفكر برابري واردات و صادرات پشت آن وجود داشته است. اما همان طور كه اين روزها از برنامه ها براي رشد تجارت خارجي سخن مي گويند، در عين حال بي نظمي و چند قفله شدن نظام بانكي در صدر گلايه ها قرار دارد و حتي بازرگانان و صادركنندگان معتقدند آمارهايي كه رييس كل بانك مركزي براي پرداخت تسهيلات اعلام مي كند، فقط روي كاغذ مي ماند. ته خط ماجرا، عدم تبعيت بانك هاي عامل از مصوبه هاي شوراي پول و اعتبار است و بانك ها ترجيح مي دهند منابع خود را به سمت خريد ساختمان و حتي سفته بازي و دلالي ببرند. حال اين سوال مطرح مي شود كه در شرايطي كه نظام پولي و مالي در جهت صادرات و توليد حركت نمي كند، چگونه مي توانيم به اهداف تعيين شده براي صادرات دست يابيم؟ پاسخ معاون كل سازمان توسعه تجارت به «اعتماد» اين گونه است كه يك ضعف قانوني وجود دارد و اينكه پرداخت تسهيلات توصيه يي است كه بايد تكليف شود و تا زماني كه اين گونه نباشد، اين مشكلات را شاهد خواهيم بود. كيومرث فتح الله كرمانشاهي كه 30 سال از عمر كاري او مي گذرد، در عين حال معتقد است كه در طول 30 سال گذشته همواره وقتي فضا به اقتصاد كشور تنگ آمده، فضا را به صادرات تنگ كردند. اين خلاف است و اتفاقا در اين روز تنگ بايد به فكر صادرات بود.
    
     در حال حاضر هدفگذاري هاي خوبي براي صادرات وجود دارد، اما تعيين يك هدف بدون اعتقاد به آن فقط در حد يك شعار و برنامه يي روي كاغذ باقي مي ماند. آيا قبول داريد وقتي حمايتي از توليد وجود ندارد صحبت از صادرات فقط در حد حرف است؟
    
     من اعتقاد دارم عقبه صادرات، توليد است، بنابراين اگر قرار است در شرايط سخت، كاري براي اقتصاد كشور انجام دهيم، بايد حمايت از صادرات غيرنفتي در دستور كار قرار گيرد و به هيچ وجه و در هيچ محدوديتي ترمزي براي صادرات ايجاد نكنيم. اگر اين اصل شود، شعار هميشگي «صادرات پايدار، محور توسعه» در هيچ زماني تعطيل نمي شود. امروز بايد يادمان باشد كه زمان حمايت از صادرات است. در رابطه با توليد ملي نيز بايد بگويم قرار نبوده فقط براي خودمان توليد كنيم. قبل از اين موضوع، شعار ديگري نيز مطرح شد كه توليد صادرات محور بايد دنبال شود و توليد از دو مولفه كيفيت و قيمت رقابتي پيروي كند. در صورتي كه كيفيت كالاهاي توليدي مطلوب باشد، ضمن اينكه نياز بازارهاي هدف صادراتي را تامين مي كنيم، به طور قطع بازار داخلي را نيز مي توانيم پوشش دهيم. ايده و اعتقاد من اين است كه با صادرات مي شود بازار داخلي را تنظيم كرد. همه واحدهاي توليدي بايد بيايند براي صادرات سهم تعيين كنند تا 75 ميليارد دلار صادراتي كه توسط كارگروه توسعه صادرات كشور هدفگذاري شده، محقق شود. البته هدف اصلي برنامه 61 ميليارد دلار است. 75 ميليارد دلار را كارگروه توسعه صادرات در جلسه يي كه رييس آن، معاون اول رييس جمهور بود، مشخصا اعلام كرد.
    
     سهم افزايش صادرات مربوط به چه بخش هايي بوده است؟
    
     براساس اين هدفگذاري، قرار است بخش صنعت 16 ميليارد دلار، معدن 3 ميليارد دلار، كشاورزي 11 ميليارد دلار، خدمات فني و مهندسي 5/6 ميليارد دلار، ميعانات گازي 15 ميليارد دلار، پتروشيمي 20 ميليارد دلار، صنايع دستي 5/1 ميليارد دلار، فرش يك ميليارد دلار و كالاو خدمات با فناوري بالايك ميليارد دلار صادرات داشته باشند. رقم اضافه نيز بابت وضعيتي است كه در آن قرار داريم و اگر با همين رويكرد كار و تلاش بيشتر در جهت بهره وري بالاتر و به كارگيري صنايع و دانش پيشرفته و هايتك عمل كنيم، مي توانيم سهم صادراتي در بازارهاي هدف را بالاببريم. در اينجا اين پرسش مطرح مي شود كه تحقق اين هدفگذاري ها چگونه خواهد بود.توليدپشتوانه صادرات است و به طور طبيعي بايد مشكل توليد حل شود. امروز، روزي است كه بايد دست به دست هم دهيم: امروز روز خط و خط كشي نيست كه بگوييم اين بخش دولتي و آن بخش خصوصي است يا اينكه بخواهيم مشكلات را گردن هم بيندازيم. انرژي هايمان را در حقيقت بايد مضاعف كنيم و با توان بيشتر به دنبال حل مشكل برويم. به اين مطالبي كه عنوان مي كنم، با گوشت و پوست و استخوان اعتقاد دارم. هر مشكلي با يكديگر داريم، حداقل بايد موقت باشد. قبول كنيم شرايط سختي در پيش داريم و با توجه به منافع ملي بايد پاي هدفگذاري ها بايستيم. همه اينها هزينه دارد كه اين هزينه را بايد همه با يكديگر بدهيم: به نحوي كه از محدوديت ها استفاده كنيم. من سال هاي ابتدايي انقلاب را به خاطر دارم: آن زمان در صنايع دفاعي كشور كار مي كردم. در سال 57 كل صادرات غيرنفتي 300 ميليون دلار بود، زيرا اقتصاد كشور وابسته به نفت و تك محصولي بود. من شاهد بودم در صنايع نظامي به ما ديكته مي كردند كه اين كالاو ماشين آلات را از چه كشوري بخريد و حتي قيمت را آنها تعيين مي كردند و ما از خودمان هيچ چيزي نداشتيم. در آن سال ها بحث خودكفايي مطرح شد و سپس موضوع جايگزيني واردات را مطرح كردند و حالاروي توسعه صادرات تاكيد مي كنيم. در سال 86 كه آقاي غضنفري رييس سازمان توسعه تجارت بود، جشن عبور از 20 ميليارد دلار صادرات گرفته شد. در طول برنامه چهارم نيز اتفاق خوبي در صادرات افتاد و رشد عملكرد 149 درصدي نسبت به هدفگذاري را شاهد بوديم. در اين شرايط در سال 83 كه آمار صادرات غيرنفتي حدود 8/6 ميليارد دلار بود، توانستيم به رقم 43 ميليارد و 800 ميليون دلار در سال 90 دست پيدا كنيم. در كنار اين رقم، 2/4 ميليارد دلار نيز صادرات خدمات فني و مهندسي صورت گرفت. البته آمار ساير بخش هاي خدمات در تراز پرداخت هاي بانك مركزي مي آيد، زيرا در آمارهاي گمرك فقط آمار كالاها وجود دارد. ما نيز در كميته ماده 19 بر اساس صورت وضعيت ها و قراردادها، آمار خدمات فني و مهندسي را اعلام مي كنيم. با توجه به همه اين مسائل، اگر آمار صادرات ساير بخش ها را نيز اضافه كنيم، آن رقمي مي شود كه معاون اول رييس جمهور اعلام كردند كه صادرات از 50 ميليارد دلار عبور كرده است.
    
     شما از رشد ارزشي حدود شش برابري صادرات طي هفت سال صحبت مي كنيد. اما شما اين موضوع را قبول داريد كه نرخ دلار در سال 83 بسيار پايين تر از رقم كنوني و كمتر از 900 تومان بود. ما زماني مي توانيم به صادرات خود بباليم كه از نظر حجمي نيز از همين مقدار رشد صادرات برخوردار باشيم، اما در اين حوزه به هيچ وجه موفق عمل نكرديم.
    
     دلار زماني 38 ريال و زماني 7 تومان بود. اصلاچرا شما به سراغ تبديل دلار مي رويد؟ ما از نظر كمي و حجمي افزايش صادرات داشتيم و از جهت ميزان و تناژ از رشد برخوردار بوديم.
    
     بسياري از كارشناسان اين موضوع را مطرح مي كنند كه ميعانات نفتي و گازي را نبايد در آمار صادرات بياوريم شما اين موضوع را قبول داريد؟
    
     اينكه اين كار صورت مي گيرد، بر اساس مصوبه يي است كه در نظام آماري آمده است. اما ما با «با» و «بي» ميزان صادرات را معرفي مي كنيم: به طوري كه باميعانات نفتي و بي ميعانات نفتي آمارها اعلام مي شود. در دو ماهه ابتداي امسال آمار صادرات منتشر شد كه البته به دلايلي با تاخير همراه بود، اما بايد بگويم بدون احتساب ميعانات و پتروشيمي، صادرات غيرنفتي 6/32 درصد رشد داشت.
    
     البته ما وظيفه داريم به مردم واقعيت ها را بگوييم. در تمام دنيا آمار صادرات را هيچ وقت تفكيك نمي كنند. زماني كه كشورها را در آمار اكونوميست و WTO بررسي مي كنيم، مي بينيم مجموع صادرات كشورها را در نظر مي گيرند. در واقع آمار و حجم صادرات ما را حتي با نفت محاسبه مي كنند. اعلام اين مراكز جهاني از صادرات ايران اين گونه است كه در سال گذشته 131 ميليارد دلار صادرات نفتي، پتروشيمي، ميعانات گازي و صادرات غيرنفتي داشته ايم.
    
     با تمام اين تعاريف و اينكه معتقديد در فرآيند 34 ساله وضع صادرات نسبت به گذشته خوب بوده است، اين سوال مطرح مي شود كه آيا صادرات مانسبت به عدد و رقم هايي كه در دنيا و در كشورهاي ديگر مي بينيم، رقم قابل قبولي است؟ مبادلات تجاري چين بيش از سه هزار و 500 ميليارد دلار و امريكا رقمي فراتر از اين ارقام است.
    
     اين صحبت شما را قبول دارم. وقتي آمار صادرات ما را در كنار كشور چين بگذارند كه يك هزار و 800 ميليارد دلار صادرات دارد، عددي نيست. ما نبايد به صادرات 50 و 60 ميليارد دلاري به خود بباليم. هدف گذاري 75 ميليارد دلاري در سال جاري اگر محقق شود، خوب است، اما همچنان نسبت به دنيا فاصله بسياري داريم. كشورهاي متوسط صادراتي رقم هاي 200، 300 ميليارد دلاري صادراتي را دارند. اما آيا دسترسي به اين ارقام شدني است؟ به نظر من صددرصد قابل دسترسي است. هميشه گفتيم خدا همه چيز به ما داده است، اميدوارم افكار و عقل درست به ما بدهد كه از ظرفيت و تواني كه وجود دارد نيز استفاده كنيم. به اعتقاد من در كشور ما اينقدر پتانسيل در بخش هاي صنعت، معدن، كشاورزي و خدمات وجود دارد كه مي توانيم به اين رقم ها دست پيدا كنيم. فقط به يك شرط و اينكه سند راهبردي صادرات و واردات مورد توجه قرار گيرد. براساس اين سند، واردات مديريت مي شود و در خدمت توليد قرار مي گيرد و توليد نيز در خدمت صادرات خواهد بود. حتي از نرخ ارز و سرمايه گذاري هايي دفاع مي شود كه در جهت توليد صادراتي باشد. در رابطه با نرخ ارز معتقدم كه يكي از ريشه هاي همه مشكلات و فساد و مباحثي كه در حوزه اقتصاد اتفاق مي افتد، چندگانگي نرخ ارز است.
    
     از نظر شما نرخ ارز بايد چگونه باشد؟
    
     من كارشناس نرخ ارز نيستم و وزارت امور اقتصادي و دارايي و بانك مركزي بايد در حوزه اقتصاد ورود پيدا كنند، زيرا بحثي كاملاپيچيده و چندوجهي است و از زواياي مختلف بايد مورد بررسي قرار گيرد. اما نرخ همچون چاقوي دولبه يي مي ماند. در شرايطي كه استراتژي اقتصادي كشور توسعه صادرات غيرنفتي است، دلار بايد تك نرخي شود و اين نرخ به نفع صادرات باشد. استراتژي نمي تواند توسعه صادرات باشد، اما نرخ ارز مدافع صادرات نباشد.
    
     با اين حال، در شرايط موجود فكر مي كنيد نرخ ارز بايد چه رقمي باشد؟
    
     من نمي گويم چه نرخي بهتر است، اما بايد به نفع صادرات باشد. اگر ما مي گوييم در دوماهه گذشته صادرات غيرنفتي افزايش يافته، يكي از دلايل آن نرخ ارز است.
    
     شما معتقديد كه نرخ ارز بايد به نفع صادرات باشد و نرخ هاي بالاي ارز به نفع صادرات خواهد بود. اما اين موضوع را بايد در نظر بگيريد كه ما يك كشور واردكننده هستيم و بيشتر واردات كشور مربوط به مواد اوليه توليد و كالاهاي اساسي است. در اين شرايط توليدي نخواهيم داشت كه به صادرات فكر كند.
    
     سرمايه گذاري و واردات بايد در خدمت توليد و توليد در خدمت صادرات باشد. اگر ما كل زنجيره برايمان مهم باشد، آن زمان به بخش هاي ابتدايي كه همان توليد است نيز توجه مي كنيم. من درباره كل زنجيره صحبت مي كنم. از توليد بايد حمايت شود و بانك ها به جاي اينكه به بخش هاي غيراشتغالزا و دلالي توجه كنند، به سراغ توليد بيايند.
    
     همانطور كه چند روز پيش معاون اول رييس جمهور گفت، در حال حاضر منابع بانك ها به سمت خريد ساختمان ها مي رود. بد نيست شما گزارشي در اين رابطه داشته باشيد. اين آمارهايي كه رييس كل بانك مركزي براي پرداخت تسهيلات اعلام مي كند، فقط روي كاغذ است. شما برويد ته خط را ببينيد و اينكه بانك هاي عامل چقدر از مصوبه ها تبعيت مي كنند. گفتند 37 درصد بخش صنعت و معدن، 20 درصد بخش كشاورزي، 25 درصد بخش مسكن، 10 درصد بخش صادرات و 8 درصد بخش بازرگاني تسهيلات مي گيرند، اما من حداقل پنج سال است كه مي گويم به صادرات فقط 5/2 درصد تسهيلات پرداخت شد. آيا واقعا اين 37 درصد را به صنعت و معدن دادند؟! در حال حاضر بانك هاي عامل از بانك مركزي تبعيت نمي كنند. 




 
  پيشخوان
  مرکز ملی فرش ایران
  اتاق فکر فرش ایران
  صفحه اختصاصی وزیر بازرگانی
  اتاق بازرگانی ایران
  چاي‌خانه: بخش ويژه دکتر طاهر صباحي
  صفحه اختصاصی فیصل مرداسی رئیس قبلی مرکز ملی فرش ایران
  اتحاديه ها
  انجمن ها
  سازمان ها
  شرکت سهامی فرش ایران
  کانون هماهنگی دانش، صنعت و بازار فرش دستباف ایران
  کنفدراسیون صادرات ایران
  سامانه خدمات کسب‌وکار پیـشه
    کليه حقوق متعلق به سايت اطلاع رساني فرش ايران است
نقل مطالب به هر شکل تنها با ذکر عنوان و نشاني سايت مجاز است
CARPETOUR.COM   2000-2009 All Rights Reserved.