بانک جامع اطلاعات فرش و دست بافته های ایران
 

  جستجو
 موزه فرش  
بازرگاني سبحه
 OldCarpet.com  
 مجله گره  
 مجله هالي
 سازمان توسعه تجارت ايران
 Miri Iranian Knots
 ICOC
 Araghchi Carpet
 DOMOTEX
 مرکز ملي فرش
 فرش در آيينه مجلات
 دسترسي اعضا
نام:
رمز عبور:


عضو جديد








 

نظر بدهيد! 

نسخه چاپ

 ارسال براي ديگران

 بازگشت




تاريخ درج: 5/3/98


فعالان فرش دستباف و وعده‌های طلایی!





۹۸/۰۳/۰۵_ سایت اطلاع رسانی فرش ایران _ کارپتور
    علیرضا قادری
    
    

    
    آیا بیمه تمامی قالیبافان امر قابل تحققی است؟
    
    شرایط اقتصادی کشور ناشی از جنگ سنگین اقتصادی آمریکا در لوای تحریم، زندگی و معیشت مردم را تحت تاثیر جدی قرار داده است. مردم به خوبی درک می کنند که عقب نشینی از حقوق ملی و تسلیم در برابر زیاده خواهی و برخوردهای آمرانه آمریکا، محدود به انتظارات مطرح شده امروز آن کشور نیست و با هر گام عقب نشینی، ناگزیر به عقب نشینی بعدی خواهند بود. همین درک عمیق ناشی از تجربه تاریخی است که باعث شده، ملت ایران به رغم تمامی فشارهای سنگین و طاقت سوز اقتصادی و معیشتی، به خواست حکومت تن داده و راه مقاومت در برابر خواسته های نامشروع و غیر قانونی آمریکا را در پیش گیرند.
    
    تا اینجا مردم بی کم و کاست و با تمامی وجود سهم خود را عملا به اجرا در آورده اند. اما در مقابل انتظار دارند که امکانات موجود کشور با دقت، مدیریت کارآمد و انصاف و عدالت به نحوی توزیع گردد که امکان ادامه راه برای آنان فراهم باشد و تبعیض، سوء مدیریت، رانت، رشوه و فساد و تبعیض و بی عدالتی اراده مقاومت ایشان را در هم نشکند.
    
    بلای سوء مدیریت و شگرد وعده های توخالی
    فشارهای معیشتی، بیکاری و نگرانی از آینده به خودی خود ناگوار است، ولی آنچه وضعیت را ناگوارتر و بلکه غیر قابل تحمل می کند، فساد و تبعیض و عمیق شدن فاصله طبقاتی در چنین شرایطی از یک سو و سوء مدیریت از سوی دیگر است.
    
    فعالان فرش دستباف و وعده های طلایی!!
    ..... یکی از نشانه‌های جدی سوء مدیریت وعده‌های غیرعملی و توخالی است. آثار منفی این وعده‌های توخالی را طی سال‌های گذشته به روشنی و وضوح در فاصله افتادن میان مردم و کارگزاران و تصمیم‌گیرندگان شاهد بوده و هستیم. وعده غیر عملی عملا تبدیل به یک ابزار مدیریتی شده و وعده‌دهندگان در فضای امن ناشی از عدم نظارت و فشل بودن دستگاه‌های نظارتی، بی‌مهابا، فارغ از از نتیجه خسارت بار ادعاها و وعده‌های خود، به بازنشر این توهمات مشغولند. در حالی که زخم تحریم‌ها مستقیما بر جسم و جان ملت نشسته است، این مدیران بدون توجه به آثار مخرب وعده‌هایی که عملی شدن آن اگر نه محال، بلکه به شدت غیرمحتمل است، بر این زخم نمک می‌پاشند.
    حوزه فرش دستباف ایران هم متاسفانه از این آفت مدیریتی در امان نبوده است.....
    
    یکی از این نوع وعده ها در حوزه فرش دستباف ادعاهای رئیس مرکز ملی فرش است. وی از ماه های پایانی سال و در مصاحبه های مکرر و پرشمار با رسانه ها خبر از بیمه کردن تمامی قالیبافان داد. وعده ای که تحقق آن با توجه به همه عوامل و فراهم نبودن الزامات اجرایی شدن قطعا غیرممکن خواهد بود و این ادعا را هم مثل ادعای رها کردن فرش دستباف از بند تحریم های آمریکا و یا جایگزین کردن صادرات قالی به جای نفت باید واهی قلمداد کرد.
    برای بیمه کردن قالیبافان که امری فرا دستگاهی است عوامل متعددی اثرگذار و تعیین کننده است که تنها یکی از آنها توان سازمان تامین اجتماعی است. اگر به فرض محال تمامی دیگر عوامل مورد نیاز هم فراهم باشد، این سازمان اساسا امکان برآوردن چنین خواسته ای را آن هم در ظرف زمانی یکسال ندارد. در ادامه گوشه ای از چالش هایی که سازمان تامین اجتماعی با آن دست به گریبان است را مرور می کنیم:
    

    ● رئیس مرکز ملی فرش ایران از اختصاص مبلغ ۱۹ هزار میلیاردی برای تحت پوشش قرار دادن بافندگان فرش دستبافت در کشور خبر داد و گفت: این اعتبار از محل یارانه‌ها تأمین شده است و با اعتبار مذکور ۱۰۰ درصد افرادی که در حوزه فرش در حال فعالیت هستند، تحت پوشش بیمه تأمین اجتماعی قرار می‌گیرند (ایسنا، ۴ خرداد ۱۳۹۸، کد خبر: ۹۸۳-۱۰۸۴-۵)
    
    ● رئیس مرکز ملی فرش ایران: برای اولین بار در تاریخ ایران طی سال‌جاری می‌توان تمامی کسانی را که به قالیبافی اشتغال دارند تحت پوشش بیمه قرار داد و در ردیف بودجه ۹۸ تحقق صددرصد آن پیش بینی شده است. (اقتصاد آنلاین، ۳۱ فروردین ۱۳۹۸ کد خبر: ۳۴۸۰۶۳)
    موضوع بیمه شدن تمامی بافندگان در سال جاری، یکی از همین وعده ها و ادعاهاست که رئیس مرکز ملی فرش از اولین روزهای تصدی این جایگاه آن را طرح و مرتب تکرار کرده است.
    

    نگاهی به گزارشات سازمان تامین اجتماعی و مشکلات متعددی که این سازمان در حال حاضر برای تامین ۴۲ میلیون نفر!! افراد تحت پوشش فعلی به دلیل عدم تناسب میان منابع و مصارف با آن مواجه است در کنار اظهارات کارشناسان و متخصصان امر بیمه نشان می دهد که این سازمان نه تنها توان، امکان و اعتبار لازم برای توسعه خدمات خود را ندارد بلکه برای پوشش حداقلی ۴۲ میلیون نفر تحت پوشش خود نیز با بی پولی و چالش های جدی مواجه است. فرض اضافه شدن بافندگان به جمع بیمه شدگان تامین اجتماعی (بیمه قالیبافان) که صرفا در زمینه بازنشستگی (با دریافت ۵۰درصد کمتر از حداقل دستمزد سایر کارگران)، از کارافتادگی(به تشخیص سازمان) و فوت است بدون خدمات درمانی، فرضی محال و به دور از واقع است.
    دریافت حقوق بازنشستگی یکی از مطالبات مورد انتظار بافندگان است. در خصوص بازنشستگی سازمان تامین اجتماعی با چالش های بزرگ و اساسی روبروست.
    
    همین امروز، علی‌اصغر بیات، رئیس کانون عالی بازنشستگان و مستمری بگیران سازمان تأمین اجتماعی، ضمن تاکید بر چالش جدی بی پولی در این سازمان اعلام کرده است که: در شرایط فعلی و با تحریم‌هایی که وجود دارد منابع سازمان کافی نبوده و با مصارف سازگار نیست به طوری که برای پرداخت حقوق بازنشستگان از بانک وام گرفته می‌شود (راهبرد معاصر. ۵ خرداد ۱۳۹۸، کد خبر: ۱۲۰۹۱).
    
    یک هفته پیش از این نیز اکبر شوکت؛ عضو هیات امنای تامین اجتماعی، با تاکید بر همین مشکلات اظهار داشت که: در حال حاضر سازمان تأمین اجتماعی بیش از ۴۲ میلیون نفر جمعیت تحت پوشش دارد که برای ارائه خدمات به آنها و تأمین هزینه‌ها گاهی با کسری اعتبارات مواجه است به طوری که برای جبران آن مجبور است از بانک وام‌هایی با بهره بالا بگیرد این در حالی است که دولت نیز حدود ۲۰۰ هزار میلیارد تومان به تأمین اجتماعی بدهکار است و اگر این بدهی را پرداخت کند بسیاری از مشکلات این سازمان برطرف می‌شود. شوکت در مورد کسری اعتبارات سازمان تأمین اجتماعی گفت: سازمان تأمین اجتماعی با کسری بودجه ماهیانه حدود دو هزار میلیارد تومان مواجه است که برای جبران آن باید وام‌های ۳۰ درصدی از بانک بگیرد تا بتواند امورات جاری خود را انجام دهد. او اضافه می کند: از سوی دیگر ۲۰ تا ۳۰ هزار میلیارد ریال نیز انباشت بدهی‌های گذشته سازمان تأمین اجتماعی بوده که به دلیل اجرای طرح تحول سلامت و همچنین درمان بیمه شدگان و بدهی‌های بانکی بر دوش سازمان افتاده است. شوکت اعلام کرد: تامین اجتماعی ماهیانه هزار میلیارد تومان سود بانکی پرداخت می‌کند و اینها ضرباتی است که دولت بر پیکره تأمین اجتماعی وارد کرده است (خبرگزاری مهر ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸ کد خبر: ۴۶۱۷۷۴۱).
    
    علی دهقان کیا، رئیس کانون کارگران و بازنشستگان شهر تهران گفت: تأمین اجتماعی برای پرداخت مستمری بازنشستگان با کسری ماهانه ۸۰۰ تا ۱,۲۰۰ میلیارد تومان مواجه است که برای جبران آن وام‌هایی با بهره ۳۵ درصد می‌گیرد و در ازای بازپرداخت وام‌ها نیز تاکنون شرکت‌های مهمی به بانک واگذار شده است. او اضافه می کند: کسری اعتبارات تأمین اجتماعی بر روی درمان و داروی جمعیت تحت پوشش نیز تأثیرگذار بوده است به طوری که ۷۹ قلم دارو از شمول بیمه خارج شده است. از سوی دیگر وضعیت درمان بیمه شدگان مناسب نیست و خدماتی که ارائه می‌شود بسیار کمرنگ شده است. همین موضوع اعتراض بیمه شدگان را در پی داشته است. از سوی دیگر بسیاری از مراکز طرف قرار داد از سال ۹۶ از سازمان تأمین اجتماعی طلبکار هستند و اسناد پزشکی نیز فقط تا فروردین ۹۷ تسویه شده است(خبرگزاری مهر، ۵ اردیبهشت ماه ۱۳۹۸ کد خبر: ۴۵۹۹۱۳۸)
    
    منابع پشتیبان تامین اجتماعی
    منابع کلان تامین مالی سازمان تامین اجتماعی را می توان به سه دسته کلی تقسیم کرد:
    ا. درآمد ناشی از دریافت حق بیمه و تلاش برای حفظ و ایجاد "نسبت پشتیبانی" در تعامل سازمان با بیمه شوندگان؛
    ۲. کمک های دولت؛
    ۳. سود ناشی از فعالیت های اقتصاد از طریق بکارگیری اموال و دارایی ها.
    در مورد اول، درهم ریختگی "نسبت پشتیبانی" و رشد نامتناسب و خسارت بار نسبت پرداخت کنندگان حق بیمه به مصرف کنندگان خدمات بیمه ای به بیماری مزمن تامین اجتماعی بدل شده است.
    
    صندوق های بیمه تامین اجتماعی از محل دریافت حق بیمه ایجاد درآمد می کند. این درآمد از طریق سرمایه گذاری های منطقی، مطالعه شده و نتیجه بخش منجر به سودآوری و افزایش سرمایه می گردند. هزینه ارایه خدمات بیمه ای به شرکت ها و سازمان های طرف قرارداد بیمه ها، از محل همین درآمدها پرداخت می گردد. منابع تامین هزینه های ارایه خدمات درمانی، حقوق بازنشستگی و سایر خدمات بیمه ای در سه قالب از سه محل کمک های دولت، سود ناشی از سرمایه گذاری و دریافت حق بیمه تامین می شود.
    
    "نسبت پشتیبانی" یک تناسب عددی است که به عنوان یک استاندارد مطالعه شده، از سوی سازمان جهانی کار اعلام و ملاک توفیق و شکست سازمان های بیمه ای قرار گرفته است. این نسبت باید عدد بالای ۶ به ۱ را شامل شود تا بتوان انتظار داشت سازمان مذکور از پس هزینه تامین بیمه شدگان خود (اعم از درمان، حقوق بازنشستگی، ازکارافتادگی و ...) بر آمده و قابلیت ادامه خدمات خود را داراست. به این معنی که باید بیش از ۶ نفر حق بیمه پرداخت کنند تا سازمان بیمه بتواند یک نفر را تحت پوشش قرار دهد.
    
    در صورتی که این عدد پایین تر از عدد ۶ باشد سازمان وارد ورطه خطر شده و با احتمال ناتوانی در انجام تعهدات خود روبرو می شودد. سقوط این عدد به زیر عدد ۵ نیز به معنای زمینگیر شدن سازمان تلقی و عملا و به لحاظ حسابداری و سیستم های اندازه گیری مالی ورشکسته تلقی می شود. سازمان های بیمه ای برای استمرار بخشیدن به خدمات خود تلاش می کنند تا از طریق منابع خود و با سرمایه گذاری های سودآور منابع خود را از تنوع بیشتری برخوردار کنند. اگر سود حاصل از سرمایه گذاری ها نیز پاسخگوی هزینه ها نباشد ادامه حیات سازمان بیمه ای در چنین شرایطی تنها از طریق کمک های دولتی میسر است.
    
    در حال حاضر سازمان های بیمه ای و صندوق های بازنشستگی از وضعیت شکننده و گاه گیرافتادن در وضعیت ورشکستگی رنج می برند. سازمان تامین اجتماعی به عنوان بزرگ ترین صندوق عمومی و فراگیر با بالاترین سطح پوشش (۷۵ درصد از جمعیت واجد شرایط ) با چالش بزرگ "نسبت پشتیبانی" مواجه است. در این سازمان نسبت پرداخت کنندگان به دریافت کنندگان عملا وارونه شده و درآمدهای ناشی از دریافت حق بیمه سنخیتی با هزینه های سازمان دارد.
    
    پس سازمان تامین اجتماعی عملا از این طریق قادر به ادامه حیات نیست. کمک دولت یکی دیگر از منابع تامین هزینه های سازمان است. گرچه در طول فعالیت این سازمان دولت ها به دفعات مانع با حمایت و ارایه کمک های مالی از توقف فعالیت و ارایه خدمات سازمان جلوگیری کرده اند، لکن در حال حاضر دولت به دلایل مختلفی از جمله کمبود مالی نه تنها کمک مازادی به سازمان نمی کند، بلکه با بیش از ۲۰۰ هزار میلیارد بدهی به سازمان تامین اجتماعی، خود به یکی از موانع حرکت سازمان بدل شده است.
    
     سومین منبع درآمد های سازمان، اموال و دارایی های سازمان است. بخش مهمی از این اموال و دارایی ها شرکت ها و کارخانجات است. متاسفانه سوء مدیریت در کنار چالش های اقتصادی و مساله تحریم ها، موجب گردیده تا این بخش از منابع نه تنها سودآور نباشند بلکه با زیان اداره شوند. بر این مشکل باید شرکتها و کارخانجاتی را که دولت در ازای بدهی خود به سازمان تامین اجتماعی به این سازمان واگذار کرده است را نیز افزود. این مجموعه ها اغلب به شدت زیانده بوده و حتی از پس تامین هزینه های خود بر نیز نمی آیند.
    
    در چنین وضعیتی انتظار ایجاد تعهد بیمه ای دو میلیون قالیباف (بنا به اظهار رئیس مرکز ملی فرش ایران) از سازمانی که برای حیات و ادامه ارایه خدمات فعلی خود با چالش هایی اساسی روبروست عجیب و ناممکن است. اگر حقوق بافندگان بیمه شده را همانند سایر بیمه شدگان فرض کنیم، حق استفاده افراد تحت تکفل از خدمات تامین اجتماعی بیمه شده آمار افراد تحت پوشش این دو میلیون نفر را دست کم تا ۶ میلیون نفر بالا خواهد برد. این مساله عدم امکان تحقق این وعده بیشتر روشن می کند. سازمانی که در حال حاضر برای سازمانی که در حال حاضر در تامین هزینه های درمان بیمه شدگان تحت پوشش، تامین منابع هزینه سنگین ماهیان ۳ میلیون و ۲۰۰ هزار مستمری بگیر، صدها هزار استفاده کنندگان از بیمه بیکاری و... با هزاران مشکل حل شدنی و حل نشدنی مواجه است.
    
    بیمه به شرط اما و اگر
    در طول سال های گذشته انتظار به حق بافندگان از یک سو و سروصدا و جو سازی مدیریت هایی که انگیزه اصلی آنان در تعقیب این مساله -با توجه به نوع مواجهه و اقدامات بیشتر تبلیغاتی و شبه انتخاباتی شان- از سوی دیگر باعث شده تا بدون بررسی عمیق و صحیح از امکان عملی شده این امر و خواسته هایی نظیر این، تصمیم هایی گرفته شده و سازمان تامین اجتماعی تحت فشارهای مختلف به آن تن دهد. در این موارد نیز سازمان مذکور انجام این طرح های دستوری را "به شرط تامین منابع" شروط کرده است.
    
    فراموش نمی کنیم که در سال ۸۷ قرار شد ظرف ۱۰ سال یک میلیون نفر از قالیبافان تحت پوشش بیمه تأمین اجتماعی قرار گیرند و تا سال ۹۳ ادامه پیدا کرد و سالانه ۸۰ هزار نفر و در مجموع ۴۵۰ هزار نفر بیمه شدند. از آن به بعد سازمان تأمین اجتماعی به دلیل عدم تأمین منابع مالی!!، علاوه بر آنکه افراد جدیدی را بیمه نکرد، بلکه با حذف قریب ۱۵۰ هزار نفر که در بررسی های آن سازمان قالیباف بودن آنان اثبات نشده بود. این تعداد به ۳۲۰ هزار نفر کاهش یافته و در همین حد باقی ماند.
    
    وعده متکی بر منابعی که تامین آن یقینا غیر ممکن بوده، مهمترین عامل شکست طرح های هیجانی و توام با جوسازی از جمله همین طرح بیمه قالیبافان است که سال ها قبل با همین سر و صدا و با هزار وعده و وعید در بوق و کرنا شد. تعدادی بیمه شدند و پس از چندی بیمه آنان قطع گردید. اکنون افرادی که با شور و هیجان خود را "پرچمدار دفاع از حقوق بافندگان مظلوم" معرفی می کردند در پست های دیگری مشغول همین قسم پرچمداری ها و کندن چاه! هایی هستند که اگر برای بافنده آبی نداشت برای آنان بدون نان نبود.
    
    از همین دست است شعارهای دیگری نظیر حمایت "هنرمندان بافنده"، " طرح رفع تحریم از فرش دستباف ایران" و خنده دار تر از همه "جایگزین کردن صادرات فرش به جای نفت" که به زودی به بررسی آنها خواهیم پرداخت.
    
    .... بیاییم در قبال صبر و سکوت شرافتمندانه ملتی که با همه چیز خود در راه سرفرازی کشور ایستادگی می کند، با تکرار مکررات بی نتیجه و وعده های بی اساس، کم فروشی نکنیم و بر زخم شرمندگی تامین معاش نان آوران خانوارها، نمک بی مسئولیتی و ناسپاسی نپاشیم. 


  همچنين در اين باره بخوانيد:
  رئیس مرکز ملی فرش ایران:
در سال 98 تمام قالیبافان رسمی کشور بیمه می‌شوند
 


 
  رويدادها
  مقالات
  گفتگو
  دنياي نشر
  گزارش
  نقد و نظر
  قوانين و مقررات
    کليه حقوق متعلق به سايت اطلاع رساني فرش ايران است
نقل مطالب به هر شکل تنها با ذکر عنوان و نشاني سايت مجاز است
CARPETOUR.COM   2000-2009 All Rights Reserved.