بانک جامع اطلاعات فرش و دست بافته های ایران
 

  جستجو
 موزه فرش  
بازرگاني سبحه
 OldCarpet.com  
 مجله گره  
 مجله هالي
 سازمان توسعه تجارت ايران
 Miri Iranian Knots
 ICOC
 Araghchi Carpet
 DOMOTEX
 مرکز ملي فرش
 فرش در آيينه مجلات
 دسترسي اعضا
نام:
رمز عبور:


عضو جديد










 

نظر بدهيد! 

نسخه چاپ

 ارسال براي ديگران

 بازگشت




تاريخ درج: 20/3/91


فرش دستباف ایران و دایه های مهربان تر از مادر



91/3/20 - کارپتور
    
    
فرش قم؛ گالري عکس سايت فرش فرهاد
فرش قم؛ گالري عکس سايت فرش فرهاد

    هنر قالیبافی ایران یکی از اصیل ترین و بکرترین هنرهای ایرانی است که علیرغم سابقه ای چند هزار ساله، همچنان اصالت و هویت اصلی خود را حفظ کرده و به اتکاء تجربه تاریخی اش، همواره توانسته است درگذار از مراحل مختلف تاریخی و شرایط متنوعی که گاه عرصه را تا مرز نابودی اش تنگ می نموده است، همچنان توانمند و استوار، حلقه های مرتبط با این زنجیره مستحکم را حفظ و از نابودی مصون دارد.
    
    پیشرفت های تکنولوژیکی، تغییرات سریع و متنوع در روش زندگی و تحول نیازمندی های بشر در طول بیش از سه هزار سال گذشته، با تمامی قدرت کوبنده اش، اگرچه شاخه های پربار و ارزشمند زیادی را از پیکر این درخت تناور و پر ثمر شکسته و با خود به یغما برده است، ولی نتوانسته ریشه های عمیق و قدرتمند این هنر اصیل را از دل خاک این سرزمین بیرون بکشد.
    
    بی شک می توان از هنر قالیبافی ایران به عنوان يکي از معدود عناصر فرهنگی ایرانی- اسلامی که بیشترین مقاومت را در برابر تغییرات تحمیلی و استحاله های هویتی از خود نشان داده است نام برده و بدان افتخار نمود.
    مهمترین عامل این مقاومت و پایداری، نقش اصلي و مستقیم بخش بزرگی از مردم این سرزمین در این هنر است. مردمی که در پهنه گسترده ایران با تنوعی فراوان از قومیت ها و آداب و رسوم، تحت لوای نام ایران در روستاها و شهرهای کوچک تا عشایر و طوایف کوچ رو، توانسته اند ضمن حفظ سنتها و آداب و رسوم خود، پیوندهای ناگسستنی ای را میان این آداب محلی و اختصاصی با آرمان های ملی و ارزش های فرهنگی آن ایجاد نمایند.
    
    به بیانی دیگر تولید دستبافته ها در آداب و باورهای تاریخی مردم بخش های مختلف این سرزمین ریشه داشته و مبنای اصلی آن را نه عرضه تجاری بلکه کاربردهای خانوار تشکیل می داده است. مهمتر از آن عدم وابستگی این هنر به کمک ها و یاری حکومت ها و اتکاء کامل آن به منابع دسترس مواد اولیه و نیروی انسانی موجودی که کار تولید را در کنار سایر فعالیت های خود انجام می داده است، موجب تسهیل و تسریع در تولید هزاران طرح و نقشی شده است که در مناطق مختلف در کار بافت انواع فرش و نیز قالی ها بکار می آمده و می آید.
    
    از این رو حاملان اصلی این هنر را جمع کثیری از جمعیت کشور تشکیل می داده است. بطوری که در اکثر مناطق ایران مردمان با این هنر ریشه دار انسی خانوادگی داشته و آگاه از فوت و فن آن به تولید دستبافته های مختلف می پرداختند.
    وجود نقاشان و هنرمندان نگارگر و تمایل صاحبان مکنت و دولت موجب گردید تا این هنر فراگیر و مردمی همواره وجه دیگری از جلوه پر جذبه خود را در آثاری با طراحی های استادانه و بافتی ظریف و دقیق به نمایش گذارند. انواع فرش ها و گستردنی ها در خانه دارا و ندار، از انواع معمولی تا فاخر، جزئی از سامان زندگی بود.
    
    توسعه شهرها و ایجاد مشاغل اداری و ورود کارخانجات صنعتی بخش قابل ملاحظه ای از بافندگان را جذب و هضم نمود. در حالی که تقاضا نه تنها کاهش نیافته بلکه بیشتر نیز شد و درآمد کشاورزان و دامداران دیروز با تبدیل آنان به کارمندان دولتی و شرکتی و صنعتگران و ارایه کنندگان خدمات در شهرها، تولید کنار سفره روستایی را به سفارشاتی تبدیل کرد که مستلزم رعایت قیودی بود که زمان تحویل و قیمت از جمله اصلی ترین آن بودند. ادامه این روند بر تعداد بافندگان حرفه ای که تلاش اصلی روزمره شان تولید انواع بافته ها از جمله قالی بود افزود.
    تقاضای حجیم تر از تولید موجب توسعه فعالیت کسانی شد که سفارشات گاه گاهشان به شغل اصلی بدل شده و فاصله دارهای روستاها و مناطق عشایری را با بازار پر می کردند تا بازار بتواند نیاز خود را تامین کند. این سیر تا ظهور کارگاه های شاهی برای تولید آثاری فاخر و متعاقب آن حضور و ورود تجار و سرمایه گذاران خارجی به عرصه تولید و تجارت، دستبافته های ایرانی خصوصا قالی ایران را وارد مرحله تازه ای نمود که تامین نیاز توسعه یافته داخلی و بازارهای صادراتی اساس آن را تشکیل می داد.
    
    تقاضای حجیم شده و رو به تزاید و اقبال بازار های جهانی، نه تنها تولید فرش را از مناسبات سنتی و متعارف خارج و به عرصه تجارت و قواعد حاکم بر آن وارد کرد بلکه آن را عملا به يک صنعت تبدیل نمود. صنعتی که توانست بخش بزرگی از جمعیت کشور و سفره نان آنان را به خود وابسته کند.
    در اين ميان حکومت به واسطه وظیفه تولیگری، با نقش تازه ای آشنا و درگیر شد که تا قبل از آن تجربه نکرده بود. قواعد و قوانین تجارت خارجی و صادرات کالا و چالش های آن دستگاه تجارت کشور را ناگزیر به دخالت و حضور در این عرصه برای نظام مندی و وضع قوانین تازه و نظارت و کنترل بر آن کرد و از این به بعد بود که رابطه حکومت و دولت ها با فرش دستباف رقم خورده و تولید و عرضه فرش در امور جاری دستگاه ها جایگاه یافت.
    
    آن چه که آمد نه به عنوان تاریخچه و سیر تاریخی فرش کشور بلکه به انگیزه ارایه شمائی کلی از انگیزه ها و نحوه تولید از یک سو و ورود حاکمیت به عرصه فرش کشور از سوی دیگر بیان گردید. قطعا برای بسیاری از خوانندگان این مطلب خصوصا فعالان و دستاندرکاران این هنر-صنعت به حق این سئوال مطرح می شود که چنین تعریف شتابزده و کوتاه شده ای از تاریخچه فرش کشور، به چه کار فرش کشور خواهد آمد؟
     پاسخ این سئوال ساده است. مخاطب این مطالب نه دستاندرکاران تولید و تجارت بلکه مسئولین و متولیان دستگاه های مختلف حکومتی، از دستگاه های قضایی و تقنینی و اجرایی اند که ذاتا و طبعا آشنایی لازم و کافی را در این خصوص ندارند.
    
    
* * * * * * * * * *

    عدم آشنایی دستگاه ها خصوصا دستگاه اجرایی کشور امری است که با تاریخ فرش کشور گره خورده است. هیچیک از معضلات و چالش های موجود از افت کیفیت بافت تا رنگرزی ناپایدار، کشور های کپی کننده نقشه قالی های ایرانی تا مشکلات فراروی صادرات، هیچکدام پدیده تازه و جدیدی نیست. سابقه این مشکلات به اولین رشته های پیوند میان دو بخش حکومتی و بخش خصوصی باز می گردد. رشته هایی که نه تنها از ابتدا بدرستی به هم پیوند نخوردن،د بلکه در طول تاریخ یکصد ساله حضور فرش دستباف ایرانی در بازارهای رسمی جهانی نیز هیچگاه این امر عملا و واقعا به عنوان ضرورت مورد توجه دولت ها قرار نگرفته است. بجز مجلس که آنان نیز نمایندگان ملتند و مطالبات حقه موکلین خود را طرح و پیگیری می کنند، عملا دستگاه و مرجع دیگری از جمله دولتها نقش تعیین کننده، اثرگذار و آینده نگرانه ای در روند تامین مواد اولیه، تولید، تجارت و صادرات فرش کشور نداشته اند.
    
    در بیش از سی سال گذشته با اینکه همواره دولت ها از ظرفیت اشتغال پذیری و ارزآوری این بخش بهره برده اند، هیچگاه به معنی واقعی تن به اجرای کاری درخور و شایسته برای حفظ و توسعه آن نداده اند. این برداشت یکسویه متاسفانه با سیاست ها و تصمیمات یک شبه و نادرست در اغلب موارد ناشیانه و شبیه برداشت محصول با شاخ و برگ و تنه و از آن ناگوارتر ریشه آن بوده است. چالش امروز فرش کشور برای دستگاه های اجرایی، چالشی خود ساخته و نتیجه قهری سیاست های ناکارامد است. انتظار بیرون از طاقت دولت از دستاندرکاران این بخش که همواره و بیدریغ تلاش داشته اند تا با دولت ها همراهی پیشه کنند، انتظاری نابجا و بی فرجام است چرا که دیگر توش و توانی برای آنان باقی نمانده و اسفناک تر اینکه درهای هیچ دستگاهی را نیز برای پاسخگویی، پناه و حمایتی واقعی بر خود گشوده نمی بینند.
    
    تا سال 1382 تعدد دستگاه های تصمیم گیرنده و موازی در تولیگری فرش کشور و ورود دستگاه های دولتی و نیمه دولتی به عرصه های تولید و تجارت رقابتی ناعادلانه شکل گرفت. نهادها و تشکلهای دولتی و وابسته به دولت با استفاده از تسهیلات بی حساب و کتاب عرصه فرش کشور را به میدان رقابت با بخش خصوصی تبدیل کردند. حمایت جانبدارانه از این دستگاه ها و اعطای وام ها و تسهیلات بزرگ عرصه را بر فعالیت بخش خصوصی سخت و سخت تر کرد. البته نباید از یاد برد که این تسهیلات به گواهی نتیجه ای که هرگز بروز نکرد، بیش از آنکه در مسیر تسهیل تولید و تجارت و صادرات صرف شود به فربه شدن سیستم های مذکور انجامید و در نهایت نیز اصل تسهیلات، بهره بانکی و جرائم دیرکرد اکثر آنان بخشوده شد!
    
    شرایط اقتصادی کشور، تحریم ها و تحدید های بین المللی در کنار عدم ثبات قوانین و مولفه های اثرگذاری چون نرخ ارز فشارهایی بود که می رفت تا فرش کشور را زمینگیرکند. کلاف فرش دستباف چنان در هم گره خورده بود که انتظار اصلاح آن کمتر متصور بود تا آنجا که با تاکید و پیگیری بخش خصوصی، دولت در بن بست فرش کشور تن به پذیرش خواست دستاندرکاران واقعی داده و پیشنهاد آنان را برای تجمیع فعالیت های دولتی و نهادهای مختلف به منظور ایجاد یک مرکز مستقل با اختیارات و بودجه مستقل بر روی میز مذاکره گذاشت. گرچه این گام بنوبه خود تنها راه باقیمانده بود و دولت می توانست در هیاهوی یکپارچه سازی رد تصمیمات غلط خود را در بروز مشکلات پاک کند، ولی در عین حال بارقه هایی از امید، دوباره فعالان این بخش را مجاب کرد تا با استفاده از تجارب و فرصت بوجود آمده بتوانند سرو سامانی به وضعیت فرش کشور بدهند.
    
    البته در نهایت سال 1382، طرح ایجاد سازمانی مستقل و تحت نظر ریاست جمهوری که بتواند با اختیارات قانونی و بودجه معین به کار هدایت و حمایت از فرش کشور برسد، بصورتی حداقلی و در قالب مرکز ملی فرش ایران به عنوان دفتری در حوزه وزارتی به وزارت بازرگانی سپرده شد. همین میزان از همراهی و یا به عبارت بهتر عقب نشینی دولت از تصدیگری و رقابت با بخش خصوصی خود انگیزه ای شد برای دوره تازه ای از روابط میان این دو بخش. تا آنجا که پیش از آن هیچگاه چنین مشارکت و همکاری ای میان بخش رسمی و خصوصی سابقه نداشت.
    
    بر همه روشن بود که مرکز ملی فرش ایران با این میزان اختیارات، حتی اگر اراده کافی داشته باشد، نخواهد توانست وظائف کلی خود را در حمایت، هدایت و پشتیبانی دستاندرکاران بانجام رساند. ولی همین مقدار نیز گامی به جلو برای فرش کشور تلقی می شد. ضمن اینکه انتظار می رفت در ادامه روند، وزارت بازرگانی با تفویض اختیارات بیشتر و بودجه مناسب این مرکز را که بخش خصوصی آن را به عنوان خانه خود خوانده و می خواند مورد حمایت روزافزون قرار دهد.
    
    متاسفانه وزارت بازرگانی پس از تشکیل مرکز ملی فرش ایران هیچگاه به این موجودیت بها و اهمیت نداد و در برهه های حساسی که مرکز نیازمند پشتیبانی از طرف وزارت بازرگانی برای بقای خود بود، حمایت کارسازی از آن نکرد تا آنجا که اگر بخش خصوصی نبود این مرکز در جریان صدمات و فشارهایی که از ناحیه سایر دستگاه ها بر آن وارد آمد از حرکت باز می ایستاد.
    
    بخش خصوصی همواره معتقد بوده و هست که هیچ حساسیتی نسبت به اینکه کدام دستگاه و سازمان دولتی متولی فرش کشور باشد نداشته و ندارد چرا که همه آنان را در نهایت تحت لوای دولت می شناسد. دولتی که یقینا و بر اساس وظیفه ذاتی اش حامی منافع ملت و کشور است. بر این اساس نام و عنوان متولی عقلا از اهمیت خاصی برخوردار نیست. آنچه اهمیت دارد نوع نگاه دولت و توان دستگاهی است که تولیت فرش کشور را بدست دارد. اگر بنا باشد متولی فرش کشور صرفنظر از اينکه وابسته به کدام دستگاه است، مجموعه ای ضعیف و بی اختیار باشد نه برای فرش کشور تاثیری دارد و نه امکان حمایت و هدایت و راهبری این بخش را خواهد داشت.
    بخش خصوصی مرکز ملی فرش ایران را به عنوان ملجاء و پناهگاهی می شناسد که در سنگ بنای آن دخالت مستقیم داشته و در طول دوران فعالیت این مرکز همواره همکاری صمیمانه ای را با آن داشته است.
    
    پیش از این و در اسفند ماه 89 تهمینه دانیالی، رئیس وقت صنایع دستی به یکباره در مصاحبه مطبوعاتی که به بهانه ارایه گزارش اقدامات یکساله صنایع دستی برگزار نموده بود ادعا کرد که فرش دستباف با تمامی امکانات و پرسنل کارشناسی اش به صنایع دستی منتقل خواهد شد. این امر از سوی رسانه ها بازتابی گسترده داشت و اثرات مخربی را نیز بر روند حرکت در بخش های تولید و تجارت فرش دستباف گذارد. علیرغم اینکه رئیس وقت سازمان میراث فرهنگی ادعای او را ناشی از جو گیر شدن وی بواسطه حضور خبرنگاران خوانده و گفته بود که سازمان میراث فرهنگی با ورود به فرش دستباف صرفا برای خود دردسر خواهد خرید و این سازمان چنین قصدی ندارد، دانیالی تا آخرین لحظه بر ادعای خود پافشاری کرد.
    
    منصفانه باید گفت که معاونت صنايع دستي با درک صحیحی که از بي اهمیتي فرش در وزارت بازرگانی بدست آورده بود چنین توهمی را در اداره فرش کشور داشت لکن در مواجهه با دستاندرکاران و نظرات کارشناسی ذینفعان که صنایع دستی را برای قبول چنین مسئولیتی به هیچ وجه آماده و مناسب نمی دانستند از این میدان کناره گرفت.
    
    با کمال تاسف دوباره شاهد تحرکاتی از سوی سازمان میراث فرهنگی برای الحاق فرش به صنایع دستی هستیم. این بار اما بجای معاون صنایع دستی ریاست سازمان، بدون مروری بر منطق و نظرات کارشناسی دستاندرکاران، نسبت به موضوع فرش ابراز تمایل و علاقه می کند.
    خانواده بزرگ فرش دستباف بنا به تکلیف ملی و دینی و پاسداری از حریم تلاش های صنفی خود یکبار دیگر بر اصولی که بارها بر آن اصرار ورزیده پای فشاری می کند و از مدیران ارشد کشور از جمله ریاست جمهوری و رئیس سازمان میراث فرهنگی می خواهد تا در شرایط سخت و ناگواری که بر فرش کشور می رود اجازه ندهند تا تنش هایی اینچنین، موجب رکود و یاس دستاندرکاران آن هم در سالی که سال تولید ملی نامگذاری شده است گردند و بجای جابجایی های بی نتیجه، فرش کشور را که جنبه های تولید آن متکی و وابسته به تجارت و خصوصا صادرات است، از بدنه وزارت صمت که نزدیکترین جایگاه را در جهت اهداف کلان فرش کشور دارد جدا کرده و فضای تلاش آن را متشنج کنند.
    
    چنین تصمیمی به هیچ وجه به نفع فرش کشور، دستاندرکاران، قریب 12 میلیون نفر که مستقیم و غیر مستقیم از این محل ارتزاق می کنند نبوده و با اهداف سال تولید ملی که اطمینان به تلاشگران و حمایت از سرمایه های ایرانی بکار گرفته شده در آن از اسباب اصلی آن است تناسبی ندارد.
    
    از سوی دیگر انتظار داریم تا وزیر صمت با درک بیشتری از شرایط موجود ضمن انتقال مصرانه خواسته ذینفعان به هیئت و رئیس دولت، تمامی امکانات ممکن را برای توانمند سازی بیش از پیش مرکز ملی فرش ایران به کار بندد.
    کمی تامل کنیم.... و در خلوت خود بیاندیشیم که به عنوان مسئول آیا بیش از آنکه سنگی از سرراه تولید برداشته باشیم با تصمیم و تسلیم نادرست سنگ اندازی نکرده ایم!
    خداوند در این ماه عزیز توفیق خدمت به بندگانش را به همه ما ارزانی دارد. بحق کرمه و عنایته . آمین یا رب العالمین 




 
  رويدادها
  مقالات
  گفتگو
  دنياي نشر
  گزارش
  نقد و نظر
  قوانين و مقررات
    کليه حقوق متعلق به سايت اطلاع رساني فرش ايران است
نقل مطالب به هر شکل تنها با ذکر عنوان و نشاني سايت مجاز است
CARPETOUR.COM   2000-2009 All Rights Reserved.