بانک جامع اطلاعات فرش و دست بافته های ایران
 

  جستجو
 موزه فرش  
بازرگاني سبحه
 OldCarpet.com  
 مجله گره  
 مجله هالي
 سازمان توسعه تجارت ايران
 Miri Iranian Knots
 ICOC
 Araghchi Carpet
 DOMOTEX
 مرکز ملي فرش
 فرش در آيينه مجلات
 دسترسي اعضا
نام:
رمز عبور:


عضو جديد






 

نظر بدهيد! 

نسخه چاپ

 ارسال براي ديگران

 بازگشت




تاريخ درج: 22/6/87


نشر الکترونيک:طرحها و نقوش فرش چين



87/6/22 - کارپتور
    
    ترجمه: راضيه بندگي
    به سفارش: سايت اطلاع رساني فرش ايران
    منطقه خراسان بزرگ
    تابستان 87
    
    
    
    طرح هاي قاليچه هاي چيني با قاليچه هاي ساخت ساير کشورها از هر دو جهت شکل ظاهري ونيز مذهبي، ادبي، و تاثيرات هنري که روي آنهاست با هم تفاوت هاي کلي دارند.
     واضح ترين دليل اين مطلب اينست که اسلام تاثير نافذ در بيشتر کشورهاي بافنده- روي چين فشار کمي داشت،هر چند اقليت کمي از چيني ها مسلمان هستند(هيو هيو)نقشي جزئي در توسعه توليد قاليچه در چين داشت .
    در نتيجه سنت هاي سمبوليک و هنري اسلام به سختي از،وراي حوزه هاي بيروني مغول ها و ترکستان شرقي رسوخ کردند و حتي در اين مناطق،طرح هاي واضح تر اسلامي ترکمن توسط غير مسلمان ها تغيير يافتند.
     تاثير چيني ها بر مناطقي که اکنون نام بردن آنها بسيار مشکل است،چه نقشه هاي مرکزي دايره شکل که در اين قاليچه ها رايجند اصالتا نقشه هاي بزرگ ايراني- اسلامي با نشانه هاي اعلام يا مسجدي شکل آنها و يا مدل هاي چيني/ بو دائي/ تائويست بودند که چرخه زندگي را نشان مي دادند(صفحه106).
    
    طرح هاي چيني از طرح هاي ايراني/اسلامي به دو طريق انشعاب پيدا کردند،اول آنکه آنها براي موضوع خودشان فرم هاي ديگري از هنر(نقاشي ،سفالگري و غيره) را برگزيدند و دوم اين که اغلب اوقات نقشه را براي خلق طلسمي ديداري،يا شمايل به کار ميرفت که هدف راندن شيطان بود و سهم خوبي هم داشت.
    عقيده به قدرت نمادها در ادبيات چيني جايگاه محکمي دارد وحتي امروزه بيشتر مردم سعي مي کردند نمادهايي که معتقدند ثروت آنها را زياد مي کند در اطراف خود داشته باشند.
    طرح هاي معاصر قاليچه نه تنها موضوعي حاکي از ظريف طبعي و توجه تاريخي مردم به مو همات قديمي و بلکه اعتقاد اتي است که بخش عمده زندگي روزمره چيني ها را تشکيل مي دهد يک تاجر چيني ممکن ست قاليچه اي با نقش خاص را تنها به دليل زيبا بودن آن بخرد،اما اغلب اوقات اين انتخاب تاثير گرفته از معاني سمبوليک نقشه هاي قاليچه هاست.
    
    
    اصول طرح قاليچه چيني
    
    طرح هاي امروزه قاليچه چيني را ميتوان از پنج منبع مهم برسي کرد.سه مورد اول که مي توان آنها را با تعاريف
    الف:منابع مذهبي وافسانه اي(تائيزم _بودائيزم
    ب:ساير شکل هاي هنر(نقاشي،سفالگري،قلاب دوزي)
    ج:گروهاي بافتني از تاثيرات چيني(ترکستان شرقي،مغول)
    مضافاً اينکه امروزه چين قاليچه هاي زيبايي بر اساس طرح هاي ايران باستان توليد مي کند که کپي هاي قابل اعتمادي از نسخه هاي اصلي ميباشند و هيچ ارتباطي با چين ندارند جز اين حقيقت که آنهادر چين ساخته شده بودند ونيز چين بيشتر قرن بيستم سرگرم ساختن قاليچه هايي با طرح هاي اروپايي و آمريکاي شمالي بوده است و بطور کنايه آميز اين قاليچه ها طرح هايي هستند که بيشتر با انواع چيني ارتباط دارند.(شکلهاي17،18،19)
    بعضي از سطوح قاليچه هاي فعلي (مثلا طرحهاي ايراني و سين کيانگ) تقريبا به طور کامل بر پايه اين پنج مبنا هستند ،اما بيشتر آنها طرحها و نقشه هايي را از تعدادي اصيل گرفته و بهم آميخته اند .
    به عنوان مثال ،چيني استاندارد طرحهايي را توليد مي کند که از ساير هنرها اقتباس شده است (منظره ها)،مذهب و منابع افسانهاي (موضوعات افسانه اژدها) و نيز ترکيبات غربي (آبيوسان، موضوعات خاص مربوط به گل و گياه) و مواردي متعلق به ترکستان شرقي، تبت و گروههاي بافنده قديمي ديگر چيني.
    بعضي از قاليچه ها بشکل زيبايي از يک منبع نقاشي شده اند. اما اکثريت آنها از بيش از يک يا چند منبع ترکيب شده اند، به عنوان مثال چشم اندازي از عصر حاضر يا موضوع آبيوسان با بافت شو که در حاشيه به کار رفته است.
    در نمونه هاي قديمي و آنتيک ،بعضي طرح هاي خاص با مناطق معين و يا گرو هاي بافنده منطبق شده اند (مثلا نمونه درخت انار که در قاليچه هاي ترکستان غربي يافت شده است،ساير نمونه ها (نقشه هايي بزرگ )با رنگ هاي کمتر و تغييراتي در مضمون در قاليچه هاي از نواحي و گروههاي مختلف ديده شده اند.
    
    
    به طور مشابه بعضي از انواع قاليچه ها از طرح هاي خاص برخوردارند يا بدين دليل که شباهت طبيعي به موضوع خاص آن رديف دارند(مثلا شاه عباس و قاليچه هاي جا نمازي در رديف هاي طرح ايراني ) يا بدليل سازگاري کامل ساختاري (گره شمالي ،طول زياد و غيره).
    مثلا طرح گلستاني با پيچيدگي کمتر و موضوعات الهام گرفته از غرب براي قاليچه هاي استاندارد چيني درجه 2 مناسب است.
    شناخت قاليچه هاي چيني از روي طرحهاي آنها کار بسيار مشکلي است زيرا طرحهاي تقريبا يکسان را مي توان در گروههاي بافندگي مختلف ديد .
    اين مطلب تا حدودي براي هر دو نوع جديد و قديمي صحت دارد هر چند قاليچه هاي قديمي غالبا نشانه دارند ،زيرا طرحهاي آنها مشابه قاليچه هاي توليد آن منطقه اند.(به بخش 6 مراجعه کنيد)
    با اينحال ،در قاليچه هاي معاصر طرح نشان مي دهد که قاليچه به کدام رديف تعلق دارد ،زيرا هر رديف به مقدورات و امکانات طرحهاي خود محدود است.
    اولين قدم براي تشخيص اين است که بدانيم قاليچه به کدام رديف غير مشابه تعلق دارد ، مثلا اگر بدانيم که طرحهاي درخت انار به ايران و رديف سين کيانگ تعلق دارد(صفحه132)همه رديف هاي ديگر را بخوبي مي توان تشخيص داد،با استفاده از دانش خود درباره رنگها و عوامل ساختاري (مثل گره شماري ،طول قاليچه ،نوع شستشو)هر يک از ديگري شناخت.
    در مورد قاليچه هايي هم که از طرح هاي انواع مختلف بهره گرفته اند همين روش استفاده مي شود ،مثلا نوع چيني استاندارد ،آنتيکها و قاليچه هاي پرده اي همه از طرحهاي سنتي مناظر چيني برخوردارند ،اما ساختار و رنگ آميزي آنها کاملا متفاوت است.
    اگر قاليچه اي کم گره کار شده باشد تقريبا بايد مطمئن بود که به گروه استاندارد چيني تعلق دارد ،اما اگر قاليچه خيلي ظريف بافته شده باشد و رنگهاي قوي داشته باشد به احتمال زياد قاليچه پرده اي است ،و اگر کم گره و در رنگ ضعيف اما پرز آن کوتاه باشد مربوط به گروه آنتيک مي باشد.
    براي بررسي بيشتر به جزئيات طرح هاي به کار رفته توسط گروهاي مختلف در قاليچه هاي فعلي و گروهاي بافنده قديمي مربوط به موارد قديمي و آنتيک به بخش بعدي و بخشهاي شش و هفت مراجعه نماييد.
    
    
    
    
    
    
    پيکره قاليچه :
    
    A: اندازه و نقشه بزرگ:
     هر نقشه اي با مرکزيت بزرگ،معمولا دايره شکل يا گرد که به کار گرفته شده باشد به عنوان نقطه مرکزي يک طرح (صفحه106 و قسمتهاي 1-3-16-22 و غيره)
    B: زمينه: سطح اصلي قاليچه به انضمام کناره ها
    C: کچک ها (يا گوشه ها):
     چهار بخش راست گوشه اي که زمينه قاليچه به کناره ها مي رسد و شامل نقشه هايي است که تکرار نقشه مرکزي است (مثل نمونه هاي 15و 16).در بعضي از قاليچه هاي چيني کچک ها فقط نقشه زمينه را دارند.
    D: حاشيه اصلي:
     بلند ترين و اغلب اوقات حاشيه مرکزي يا تنها حاشيه قاليچه.معمولا نقشه خروش و طرحهاي فرعي را دارد.
    حاشيه هاي فرعي:کوچکتر،حاشيه هاي تکميلي معمولا به تعداد مساوي در هر طرف حاشيه اصلي
    متن:
    نقشه اصلي که در هر نقطه از قاليچه به رنگي است (مثل متن حاشيه کرم رنگ )و گاهي به عنوان ايجاد تفاوت در زمينه استفاده مي شود.
    نقشه:
    يک فرم منفرد يا ترکيبي پيوسته از فرم ها (مثل دسته گل) که به عنوان عضوي از طرح ها مي باشد.
    زمينه باز :
    زمينه تک رنگي که يا هيچ تزييناتي ندارد و يا فقط مختصر تزييناتي دارد با فاصله هاي زياد.و غالبا در نقشه هاي بزرگ استفاده ميشود (مثل نمونه هاي 37و15)
    زمينه رنگ شده :
    چيزي که در آن طرح مکرري در زمينه هاي رنگ شده متفاوت بدون تغيير باقي مي ماند.
    پالت(يا رنگ پالت ):
     واژهاي براي توصيف نقشه کاملا رنگ شده (مثل پالت پر رنگ)
    جلوه:
    جلاي سطح يا با شکوه پرز( مثل ابريشم يا کرک)
    شکلهاي اصلي طرح
    طرح هاي سراسري :
    چيز هايي که همه زمينه به يک نمونه در آن پخش شده باشد (نمونه 21)
    طرح هاي تکراري :بافتي واحد يا گروهي از بافت ها بکار گرفته شده اند که بطور يکنواخت در سرتاسر زمينه تکرار شده است .
    
    طرح هاي حاشيه:
     بخش هايي که زمينه به حاشيه هايي تقسيم شده است (نمونه 25)که معمولا شامل زمينه هايي يا بافت هاي رنگي متفاوت مي با شند.
    طرح هاي تصويري :
    طرح هايي هستند که صحنه هايي قابل شناختي از طبيعت،افسانه ها،يا زندگي را به تصوير کشيده اند.به آساني قابل عکاسي نيستند (مثلا تاج گل ) و بايد با محيط اطراف مناسب باشند مثل منظره يا منظره هاي افسانه اي .طرح هاي تصويري موضوعات عمدهاي از پرده هاي قاليچه هاي فعلي هستند و در اندازه هاي کوچکتر در مواردي از چيني هاي استاندارد،آنتيک ها و طرح هاي فارسي استفاده شده اند .
    اين طرح ها در قاليچه هاي قديمي وآنتيک عمدتا در قاليچه هاي سوئي يان و گاهي نيز در قاليچه هاي پائو تائو و فينگ سياه ديده مي شوند .گاهي نيز در بيشتر قاليچه هاي چيني ،بخصوص در نوع تبتي (نمونه 39)آمده اند،اما در نمونه هاي مغولي و ترکستان شرقي بسيار نادر است.
    قاليچه هاي طرح جا نمازي:
     ساختار مسجد را دارند در بالاي ترکيب معمولا طاقي ديده ميشود(محراب که جاي مهر يا سنگ است و نماز گذار صورتش را روي آن مي گذارد) پايين طرح راست گوشه است که محل ايستادن است و مسلمانان در هنگام نماز روي آن به زانو مي نشينند. در بافت ها ي جديد چيني،طرح هاي جا نمازي معمولا فقط به شکل هاي سين کيانگ و طرح ايراني ديده مي شوند.
    طرح هاي سجاده :
    قاليچه هاي با نقشه هاي چند جا نمازي که چندين نماز گذار مي توانند در کنار يکديگر روي آن نيايش کنند اين نقشه هم به همان گروه بافت هاي طرح جا نمازي محدود مي شود ، اما کمتر رايج است .
    
    
    
    طرح هاي درختي:
    در مرکز آن تنه با شاخه هايي است که به اطراف پراکنده شدهاند ،و معمولا در امتداد درخت تا پائين کشيده شده اند .طرح شجره نامه اي از قديمي ترين و جهاني ترين نشانه ها و مدلها ست و معمولا بيانگر اتصال بين دنياي انسانها و دنياي خارج آنهاست .مشهورترين نوع آن در قاليچه هاي چيني،نقشه اناري (نمونه 10) معمولا فقط در همين انواع و گرو هاي قالي با طرح هاي جا نمازي ديده مي شود .
    طرح هاي گل و بوته :
    تقريبا اصول همه ترکيب هاي ترکمن است و معمولا از يک يا دو نوع گل تشکيل مي شود (شکل لوزي )که در همه متن تکرار شده است .بعضي معتقدند که کلمه (گل) يا از واژه فارسي گل مشتق شده است و يا به احتمال بيشتر ،واژههاي ترکي قديمي است به معني قبيله .بسياري از منابع موثق امروز ،احتمال دوم را مي پذيرند زيرا ترکمن باديه نشين قرنها از زمينه گل و بوته بعنوان نشان قبيله اي يا علامت مشخصه استفاده ميکرده است .
    هر قبيله نوع گل و بوته خاص خود را داشته و اين امري عادي بوده و اگر از قبيله قويتر از خود شکست مي خوردند براي اينکه نشان خودشان پذيرفته شود معمولا از آن به عنوان نشان فرعي استفاده مي کردند .
    نقشه هاي گل و بوته در بسياري از قاليچه هاي قديمي و آنتيک ترکستان شرقي ،مغول و تبت و نيز در انواع جديدي از قاليچه هاي چيني ،تبتي ، نپالي و هندي ديده مي شود
    طرح گل و بوته افتاده (نمونه 9 و صفحه 10)نوعي از طرح گل و بوته معمولي ترکمن است که در قاليچه هاي قديمي ترکستان شرقي و به ميزان کمتر در قاليچه هاي مغولي ، تبتي و بعضي انواع چيني ديده مي شود.
    معناي دقيق آن مشخص نيست،اما بسياري از اسناد حاکي از آن است که نشانه اي است از ما ه.اين طرح در ساير قاليچه هاي با نقش گل و بوته نيز ديده مي شود .
    طرح هاي لچک و ترنج (نمونه هاي 4،16،6) که بيشترين ترکيبات رايج قالي هاي چيني و شرقي را در بر دارد .
    اين طرح شامل نقشه بزرگي در وسط (ترنج)و نقشه هائي تکراري در چهار گوشه است که با زمينه باز يا نقشه دار مناسبت دارد .اين موضوع طرح انواع زيادي دارد و دقيق ترين طبيعت اين لچک ترنج ها مشخص مي کند که قالي به کجا تعلق دارد .مثلا قالي هاي ايراني موضوع ايراني اسلامي دارد (مبتني بر چشم کرم در داخل مسجد ،و نام آن از نمونه چرمي گرفته شده که جلد قران است )در مقابل، قاليچه هاي چيني و آنتيک اين نقشه را با بافتهاي قديميتر چيني مثل اژدهاي حلقه زده در مرکز نقشه بزرگ همراه با چهار اژدهاي کوچکتر باز در گوشه ها استفاده مي کنند .
    طرح لچک و ترنج در همه انواع قالي هاي گوشت دار چيني ،تبتي ،و نپالي ديده مي شود و بسيار به ندرت در گلدوزي ها وجود دارد و فقط گاهگاهي در گليم به کار مي رود .
    اين نقشه در مورد بسياري از گروههاي قالي هاي چيني و آنتيک امري عادي است هر چند مخصوص قالي هاي پکينگ است و به ميزان کمتر در قالي هاي متعلق به کانسو و سوئي يان و نيز قالي هاي ترکستان شرقي ،تبتي ،مغولي .
    رنگ قرمز و ساير طرح هاي غربي:
    از ابتداي قرن بيستم خيلي زياد در قالي هاي چيني از زمانيکه وارد کنند گان اروپايي و آمريکاي شمالي طرح هايشان را براي توليد به چين فرستادند استفاده مي شد .
    بيشترين تاثير اينها نشات گرفته از موضوعات سرشار از مفاهيم گياهي قديم بوده که طي قرن هاي هفدهم و هجدهم توسط کارگاهاي آبيوسان و ساونري در فرانسه بو جود آمد .
    تغييراتي نيز در اين طرح ها بو جود آمد و امروزه نقشه رنگ قرمز از معروفترين و مشخص ترين نقشه هاي قالي در چين است (نمونه 21)
    از اواخر دهه 1970 مقدار و تغيير طرح هاي غربي سرعت گرفت و يا بعبارت ديگر طرح هاي غربي هم توسط چيني ها و هم توسط تبتي ها و نپالي ها دستخوش تغيير گرديد .
    بعضي از اين تغييرات توسط صنعت سازان ،بخصوص در چين بر اساس تغييرات طرح اروپايي بوده (مثل نمونه آرت25)اما بيشتر آنها ساخته هنرمندان غربي است که معمولا طرح ها و بافت هاي چين باستان را طوري جور مي کنند که گوئي طرحي غربي است (نمونه 17،18).
    طرح هاي غربي ابتدائا در قالي هاي چيني ،گلدوزي ها ،گره کوچک و گليم ديده مي شود (نمونه 19،20)و نيز در بعضي قالي هاي تبتي و نپالي .در قالي ها منگوله و قلّاب دوزي نيز بسيار ديده مي شود .
    طرح هاي گياهي :
     که در آن گونه هاي مختلف برگ درختان ،ساقه و بافت هاي گياهي در شکل هاي متفاوت موجودند .اين طرح را مي توان در تمامي نقشه يا بطور تکراري ،يا بطور شاخه هاي کوچکتر سبز متناسب با گل و بوته هاي زمينه ديد همچنين اين طرح بطور مرتبط با زمينه استاندارد ديگري ،بخصوص زمينه هاي لچک و ترنج به کار مي رود .
    نقشه هاي مربوط به گياهان بطور کامل يا تکراري معمولا در قالي هاي امروزه سين کيانگ ،نقشه ايراني و تا حدود کمي در انواع آنتيک و نيز در بعضي قالي هاي تبت و نپالي ديده مي شود.
     در نمونه هاي قديمي ترکستان شرقي و مغولي و نيز ساير گرو هاي بافندگي چيني نيز اين نقشه را دارند .
     شکل هاي ساده گياهي در گلدوزي ها و گره کوچکهاي اخير و نيز در انواع قالي هاي چيني و به ميزان کمتر در رديف هاي آنتيک و بعنوان نقشه اي مشهور در قالي هاي تبتي و نپالي رايج است .
    نقشه هاي گياهي ساده در مورد قالي هاي کهنه تبتي نيز به کار رفته و در قالي هاي همه مناطق و گرو هاي چيني نيز ديده مي شوند هر چند در قالي هاي مغولي و ترکستان شرقي زياد رايج نمي باشد.
    طرح ها ي افسانه اي :
     بر مبناي شکل ها ،موجودات و مناظري از رشته هاي مذهبي ،فلسفي و منابع افسانه اي و حتي احتمالا طبيعت گرا يا معنوي تر و کنايه مي باشند.
    تصاوير طبيعت گرا شکل يا شکل هاي گياهي را در يک مجموعه مرتبط با بعضي موارد زندگي (واقعي يا افسانه اي ) و يا مواردي که بر تساوي آنها تاکيد دارند نشان مي دهند . به عنوان مثال معمولا بودا به صورت نشسته در زير درخت چهار زانو يا نشانه ديگري حاکي از عبادت در دست دارد ،لائوتسو را حواريون احاطه کرده اند و سپاهيان طائوريس در حالي نشان داده شده اند که طلسم هاي شخصي خود را حمل مي کنند (مثلا فلوت يا پوست درخت) وقتي شخصي يا چيزي يا موجودي چندين حالت دارد معمولا آنچه او را احا طه کرده است بيانگر حالت يا کيفيت خاص آن است گاهي اوقات آنچه که به نظر مي رسد که منظره اي بسيار خوب و يا اجتماعي از مردم باشد ،مايع مذهبي قوي،فلسفه،داستاني سينه به سينه يا افسانه اي قوي پشت آن است .
    بعضي از صحنه ها نمايشي دوباره را به تصوير مي کشد که حاکي از حادثه اي داستاني است( مثل داناياني که نشانه هر خالق جهان (طبق داستاني چيني )را فرا مي گرفتند،فدائياني که براي زيارت نزد شوشان مي رفتند ،تپه هاي لانگ وي تي يا خداي زرد ،هوانگ تي که به تخت سلطنت جلوس دارد )،که فقط آنها که با ادبيات چيني و تاريخ آن آشنايي دارند مي توانند ان را درک کنند .
    ساير صحنه ها مبهم ترند و براي چشم اندازي ساده موضوع نا آشنايي نيست و مفهومي سمبوليک دارد ،به خصوص با تپه ها يي که از افسانه اژدها ،درختها و سنگ هايي که حکايت دارند که هر کدام روح و رواني خاص را مي رسانند (صفحه 104)، و تمامي طرح که با حالت هايي نا مرئي از افسانه اژدها تجزيه شده است.
    (حالت هاي افسانه اژدها خط هائي نا مرئي هستند که از بهشت تا نقاط خاصي از زمين کشيده شده اند ).
    در قالي هاي امروز طرح هاي افسانه اي در نمونه هايي از قاليچه هاي پرده اي (نمونه 41 ) و تا حدود کمتري در نمونه هاي چيني و قاليچه هاي آنتيک ديده مي شود اما ممکن است اجزا ي نقشه هاي افسانه اي به هر ميزان در نمونه هايي از قاليچه هاي امروزي نيز ديده شود،مگر طرح هاي ايراني يا سين کيانگ .
     در نمونه هاي قديمي مناظر افسانه اي بيشتر در قاليچه هاي پائو تا تو و فينگ سي آ ديده مي شود اما در قاليچه هاي گروهاي ديگر نيز ديده مي شود هر چند که در قالي هاي ترکستان شرقي و مغولي تقريبا کمتر وجود دارند.
    طرح حيوانات:
    معمولا طرح هاي مختلف افسانه اي هستند زيرا هر حيواني مفهوم نمادين خاصي دارد که بيانگر معناي دقيق آن با تغيير رنگ عوض مي شود .
    گاهي حيوانات ،پرندگان يا حشرات به تنهايي استفاده مي شوند (معمولا در ساختاري صحيح ،پرندگان روي شاخه ها ،مرغابيها در حوضچه آب )و گاهي بخشي از تداخل زياد گياهان ،حيوانات و شايد اشياي نمادين يا شامل اشخاص هستند(حروف چيني و شيار هاي حجاري شده).
    در طرح قبلي ،معناي طرح بستگي به تعداد حيوانات دارد و با تغييرات رنگ يا جزئيات تغيير مي کرد .
    در طرح بعدي معناي هر طرح از ترکيب نشان هاي مرتبط با هر بافت مشخص مي شد و غالبا مفهومي مرکب از چندين پيام داشت (صفحه 115).
    طرح هاي حيوانات امروزه در بسياري از قاليچه ها در تصاوير متفاوت استفاده مي شود .
    بيشتر در قاليچه هاي پرده اي نمايش داده شده (نمونه 40)و گاهي نيز در نوع چيني و بعضي قاليچه هاي تبتي و نپالي ديده مي شود به عنوان اجزايي از نقشه در منظره هايي ترکيبي نيز به کار مي رود .
    طرح حيوانات در قاليچه هاي قديمي و آنتيک نيز زياد ديده مي شود ،به خصوص قاليچه هاي مربوط به پائو تا تو (که عمدتا طبيعت گرا هستند)،فينگ سي آ،سو ئي يان و تبت .
    
    
    طرح هاي اژدهايي :
    گروهي فرعي از دو طرح حيوانات و طرح افسانه اي است، اما
    بخشي جداگانه دارد زيرا اهميت آن هم به اعتقادات و هم به طرح چيني بر مي گردد ،و نيز به اين دليل که تمايزي دقيق بين قاليچه هايي دارد که اژدها بخشي از طرح کلي آن است و قاليچه هايي با زمينه اصلي اژدها.
     در نوع اول ،اژدها در شکل ها و انداز ه هاي مختلف ظاهر مي شود و جزئي از نقشه خاص مي باشد (نمونه 15،16- نقشه بزرگ ها )اما در قاليچه هايي با زمينه اصلي اژدها ،نه تنها اژدها بيشترين عضو طرح مي باشد،بلکه اعتبار افسانه اي خود را حفظ مي کنند (رعد آفرين ،نگهبان کره ماه )و فرم و رنگ اصلي آن را همواره دارد و با تبعات سنتي احاطه شده است .
    به عنوان مثال وقتي اژدها يي که خيلي نزديک به مرواريد نشان داده شود اين مطلب نقش او را در نگهباني از کره ماه شبيه تر مي کند (مرواريد بهشت)و با بلعيدن آن کسوف ايجاد مي شده و با برگرداندن از دهانش ،روشنايي را برمي گرداند .
    طرح هاي اژدها يي که هم به اندازه ميزان در گروه هاي طرح هاي حيوانات در قاليچه ها ديده مي شوند ،اما به خصوص در قاليچه هاي نقشه ستوني قديمي و بيشتر نمونه هاي بي هيو تان جديد چهره هي بر جسته دارند .
    طرح هاي نقش ببر :
    به مقدار نسبتا کم در مقايسه با مقدار گرو ها ي چيني در نقشه اژدها ديده مي شوند ،اما وقتي فرش فروش ها از قالي ببري صحبت مي کنند معمولا به مدلي از قالي اشاره دارند که مربوط به تبت است (صفحه 116 نمونه 6،3،4).
    معناي هر شکل طرح معمولا از بافت آن شناسايي مي شود نه طرح کلي آن در نتيجه قالي نقش بزرگ طرح اژدها معنايي نمادين متفاوت با قالي طرح گل و بوته يا پرنده دارد همينطور معناي قالي با شکل گل و بوته بيشتر به نوع خاصي گل يا به گل هاي به کار رفته بستگي دارد (مثلا گل داوودي و گل اناري ).تا اينکه اين فرش کلا بازسازي شده يا نقشه شجره نامه دارد .
     فرشهاي طرح ايراني از اين قاعده مستثني هستند زيرا استفاده از علائم و نشانه هاي رمزي در فرشهاي ايراني اسلامي با قيمت و طرح هاي غربي ،به عنوان مثال نقشه آبيوسان با بافت هايي خوب تزئين شده اندو به هيچ وجه معناي رمزي ندارند .
    قالي هاي سين کيانگ هر دو نوع کهنه و نو آنها انفرادي است از قالي هاي سنتي چيني و ايراني اسلامي ( که تاکيد بيشتري دارند بر مفهوم شکل پيچيده مثل قاليچه جا نمازي ،شجره نامه اي نسبت به بافت آنها )،و بنابرين تفسير طرح به کار رفته در اين نمونه ها بايد مبتني بر اين واقعيت باشد که دو نوع ارزش فرهنگي و نمادين در بين است.
    استفاده از نشانه هاي رمزي چيني :
    نشانه گذاري چيني برگرفته از چندين مذهب ،منابع فلسفي ،تاريخي و اساطيري است که مهمترين آن بودائيم،تائو ئيم ،کنفوسيوئيمو عقايد و افسانه هاي گوناگون مي باشند که به دوران اعتقاد به عالم روح پرستش کاهن ها بر ديگري که گفته مي شود در دوران انقراض شنگ دانياستي (سال1766 قبل از ميلاد )بسيار متداول بوده
    نشانه گذاري چيني با بيشتر کشور هاي ديگر دو تفاوت عمده دارد :
    الف)اعتقاد به اينکه هر موجودي اعم از جاندار يا بي جان داراي روح متعلق به خود است و ب)ارتباطي رمز گونه يا نوعي انتقال فکربين شيئ و کيفيتي که نامي هم صدا داشته باشد .
    اصول فن گشاي و ساير اصول اساسي :
    فن گشاي (يا فانگ شاي )نام قديمي رمل و اسطرلاب چيني است که هنوز در ارتباط چيني در سرتاسر جهان بطور گسترده اي رايج است.
    وقتي که بروس لي ،ستاره افسانه اي فيلم و متخصص کنگ فو بطور غير منتظره اي در سن 32 سالگي در گذشت ،يک روزنامه هنگ کنگي بلافاصله فنگ شاي بد را مقصر دانست زيرا کلي قبل از مرگ او درختي که به خانه او مشرف بود در اثر طوفان فرو افتاد و آينه بوآت گائو را شکست (که بر طبق آيئن فن گشاي ،نحوست دارد)،و شيطان در او نفوذ کرد .
    طبق اعتقادات چيني ها تقريبا همه بدبختي ها و بيماري ها مي تواند شخصي يا مکاني را متاثر کند که فن گشاي براي او بد بخواهد و همينطور بخت و پيروزي در اثر خواست خوب فنگ شاي براي اشخاص است.
    مثلا تپه ها خيلي زيبا هستند و نشانه اژدها يند و در نتيجه خانه اي که در مجاورت تپه ساخته شده اژدها را ناراحت مي کند (که اين امر زمين لرزه يا بلا را بدنبال دارد ).
    همينطور در آيئن فانگ شان مردم معتقدند که معبد ها ،قصر ها و ساختمانها ي مهم به جزچند استثناء به اصول فانگ شان ساخته شده بودند .
    اين اعتقاد ويژگي هاي بودائيم ،توآئيم و کنفو سيوئيم را برتري مي بخشد و به طبيعت به عنوان اندامي زنده و نفس کش نگاه مي کندکه از ميليو نها بخش تشکيل يافته اند که هر کدام با مواد و روح مربوط به خودبه يکديگر پيوسته اند .
    در نتيجه همان قانوني که مثلا داروي چيني را کنترل مي کند مي تواند بر هنر ،طبيعت و مهندس ساختمان نيز حاکم باشد .
    عقيده مذهبي اصلي اين است که در ابتدا اصلي موهوم و نفوذي وجود داشت که همه چيز را بوجود آورد .
    وقتي نوبت به استراحت و حرکت رسيد دو موجود يين وفينگ به وجود آمدند ،يعني زن و مرد ،که يکي فرياد مي کشد و ديگري پيش مي رود .
    تنش بين اين دو نيروي مخالف طوفان زندگي را باعث شده که به آن چ اي مي گويند ،تا در سرتا سر جهان بدود و انرژي را براي همه جانداران و بي جانها به ارمغان ببرد .
    پيشرفت اين طوفان با قوانين تغيير ناپذير (li ) و اصول رياضي (so) کنترل مي شود که از فهم افراد معمولي بيرون است ،اما کساني که در طبيعت و خارج از دنيا ي فيزيکي کار مي کنند به آن دست مي يابند(يينگ ها ).
    دو مکتب عمده فانگ شاي يعني فوکي ين و کي يانگ سي بر اساس درک چهار اصل چ آي ،لي ،سو يينگ مبتني است .
    مکتب اولي که نام ديگر آن افسترال هال يا روش رهبري مي باشد .تاکيدي شديدي بر طالع بيني و شش خط موضوع کتاب چينگ (کتاب تغييرات که براي پيشگويي زندگي استفاده مي شود )دارد. مکتب دوم که گاهي مکتب اشکال به آن اطلاق مي شود ،بيشتر به تشکيل منظره و ارتباط آن با چ ي يا زندگي لا يتناهي مي پردازد.
    فونگ شاي و طرح به طور غير قابل گشايشي بهم پيوسته اند زيرا کيفيت روحي رمزي مربوط به هر شيئي يا مخلوقه (درختان ،گلها و غيره تا حدودي به وضعيت گياهي آن مربوط مي شود .
     در نتيجه براي آب رنگي باستاني يا جوهر نقاشي منظره،کاملا ظرافت يکنواخت بودن کافي نيست تا خوشبختي را به خريدار هديه کند و بايد مطمئن سازد که ارتباط رمزي مثلا بين تپه ،درخت ،اب و آسمان در اثر فونگ شا ي خوب بود .
    همينطور حيوانات ،گياهان و اشياي خاصي به يکديگر مربوط بودن و اگر هنرمندي موجودات و اشياء ناسازگار را دور هم گرد آورد بدبخت خواهد شد.اين اصول اوليه ترکيب در بسياري از طرح هاي قالي بديهي و آشکار است.
    
    ماهيت روح :
    طبق معتقدات چيني ها در همه چيز وجود دارد چه انسان ،حيوان ،پرنده باشد يا ماده اي معدني ،تفاوت ماهيت روح بين انواع خاصي از حيوانات و گياهان ، چه بسا که کاملا دقيق باشد ،اما مثلا در مورد نوعي از انواع گل ها اين چنين نبا شد و ماهيت روح گل داوودي مثل ماهيت روح در گل قرمز يا درخت سدر نيست و ماهيت روح در ببر و فيل و اسب کاملا متفاوت است .
    قدرت ماهيت روح در هر گياه ،حيوان يا سنگ قيمتي و امثال آن نسبت به قدرت معالجه بيماري کوچک کاملا متفاوت است و هر چيزي بر حسب داراييهاي خاص و قدرت کلي آن به دقت مرتبه بندي مي شود .
    همچنين کاشتن گل داوودي در با غچه خود تان باعث طول عمر شده .مرغابي حوضچه شما وفا داري همسر تان را تضمين مي کند و تفکر درباره پوست ببر به شما کمک ميکند تا نيرومندي و قدرت ببر را به دست بياوريد .
    اين نفوذ رمز آميز به موجودات واقعي اطراف محدود نمي شود و تصور ديگري نيز بر اين عقيده است که هر موجود مقداري روح دارد ،بنابرين قرار گرفتن شما در مجاورت يک نقاشي ،مجسمه و يا قاليچه تاثيري مشابه را خواهد داشت .
    ماهي روغني موجوداتي با روح هستند که در هر نقطه از دنياي طبيعي و افسانه اي وجود دارد .
    تعدادشان تقريبا بي نهايت است و قدرت ،شخصيت خاصي دارند که شبيه موجودات (هر دو شکل حقيقي و افسانه اي )،گياهان و عوامل طبيعي مي باشند (مثل باد شرقي _باد غربي _آب خالص دريا – چشمه ها ).
    بهر حال اينها اضافات جانداري با روح هستند ،اما چون شخصيت شبيه بشري دارند مي توانند غير قابل پيش بيني و موزي باشند مگر آنکه در مقابل آنها ايستد.
    اشياء مختلف به عنوان موجوداتي با روح کيفيت هائي با عمر هاي متفاوت را جذب مي کنند . هر چند عمر ميزبان بيشتر باشد ماهي هاي جذب شده قدرت بيشتري خواهند داشت .
    علم کيمياي چيني تاثير کافي اما قدرتمندي بر طرح هاي چيني دارد، و هر چند مقداري معدود نشانه مربوط به کيميا گري به کار گرفته شده اند ، توجه اصلي آن جستجو براي ابديت ،موضوعي هميشه زنده است (صفحه 54). در مقابل جوامع زياد غربي ،عمر براي چيني ها بسيار قابل تکريم و ستايش است ،بنابرين هدف نمادين بيشتر بافت هاي چيني معنا هاي مشخص تري دارند ،اما فراگيري عمر طولاني عاملي پايدار است (مثلا شو آ،خوشبختي و عمر زياد ،گوزن ها ،موفقيت در شغل و عمر طولاني)
    مفاهيم مشترک :
    چيني ها معتقدند که همه اشياءبه يکديگر متصلند ،و در نتيجه اشيائي که در يک مورد شباهت دارند (مثل رنگ يا شکل )بايد ساير مشخصه ها را هم اشترکا داشته باشند .
    همينطور هم بخاطر اعتقادشان که روح اشياء مجاور يکديگر را سايش مي دهند ،ارتباطي نمادين را بين جسم و مصرف آن يا ارتباط آن درک مي کنند.
    در نتيجه گوزنها ،که توسط ثروتمندان شکار مي شدند ارزش نمادين پيدا مي کردند و گل هاي قرمز رنگ که بطور سنتي در باغچه هاي ثروتمندان پرورش داده مي شد ،درجه،جنس و کيفيت خوبي را براي آن ايجاد کرده.
    همانند ها کلماتي هستند که صدا ئي يکسان دارند اما معناي آنها متفاوت است .
    چيني ها معتقدند که اين امري اتفاقي نيست و اگر جسمي (عصا )و موضوعي (شادماني )تلفظي مشابه داشته باشند آن جسم کيفيت آن موضوع را خواهد داشت .
    بعنوان مثال وقتي ويژگي هائي براي (گوزن قرمز )و( درآمد ) (سود حاصل از اشتغال )دقيقا به يک شکل تلفظ مي شوند،گوزن قرمز نشانه پيروزي است.
    ترکيبي از بافت ها در بسياري از طرح ها ي چيني امري عادي است و الزاما پيامي پيچيده و نمادين را نشان نمي دهد .
     مثلا در قاليچه طرح گل و گياه با شو آ يا نقشه خط کوفي (صفحه 112) مهمترين هدف نمادين نقشه با توجه به نوع گل به کار رفته شناخته مي شود در حاليکه بافت اهميت کمتري داشته باشد بايد بسادگي به عنوان نشانه اضافي از خوشبختي و عمر طولاني بيان شود.
    با اينحال اگر نقشه اصلي از يک يا چند بافت ترکيب شده باشد که يا بطور فيزيکي بهم متصل باشند و يا بطور موضوعي کاملا وابسته ،کل متن باشد بهتر از آنرا پيامي مرکب يا بعبارتي حکيمانه پنداشت ،بايد بخاطر داشت که بيشتر بافت هاي چيني بيش از يک مفهوم دارند،و دو يا سه مورد آن با هم به کار گرفته شده اند چندين تفسير بر آن مترتب است.
    نقشه هاي بزرگ و قالي هاي مدالي از لحاظ نماد او را که بيشتر از شکل ظاهريشان با يکديگر تفاوت دارند .تقريبا هر قالي با بافت مرکزي بزرگ ،بدون توجه به ويژگي نمادينش به گروه قالي هاي مدالي تعلق دارد، اما بهتر است آنرا براي بافت هائي به کار برد که يا مستقيما از نوع ايراني اسلامي بافته شده اند ،(مثل لچک و ترنج ) يا ساير انواع غير چيني با نقشه هاي تزئيني .
    احتمالا قالي نقش بزرگ مهمترين قدرت و نمادي جهاني از بودائيم ،هندوئيم و قدري کمتر،تائوئيسم است هر چند که بعنوان کره هاي قابل رويت در جهان هستي ،چرخ زندگي و ابديت است و بعنوان مرکزيت قالي هاي مدالي به کار مي رود.
    تزئينات داخلي (مثل خفاشها، ابرها،شوا)بعنوان نقطه مرکزي عبادت به حساب مي آيند درک و فهم دقيقتري از موضوع را که مورد نياز است باعث مي شود ،مثلا هماهنگي انرژي هاي نهفته در همسر خالق جهان (طبق افسانه چيني ) وفينگ ،يا احتياج به خالص ماندن در محيط تباهي ،همچنانکه درخت سدر نماد آنست .
    در فرش هاي جديد بهتر است چنين وانمود کرد که در طرح ايراني و بيشتر نمونه هاي ترکستان شرقي به جاي قالي هاي مدالي ،طرح نقشه بزرگ بيشتر استفاده مي شود .
    اين موضوع در مورد قاليچه هائي که در غرب توليد مي شوند نيز مصداق دارد.
    مفهوم نقشه هاي خاص :
    نقشه هاي چيني بر حسب نوع (گياهان ،حيوانات ،و غيره ) يا اصالت (بودائيست ،تائوئيست ،افسانه اي )مي توانند به چندين گروه مجزا تقسيم شوند.
    اما بعنوان مثال قالي نقش اژدها هم به گروه بودائيست مربوط مي شود و هم به گروه تائوئيست، البته با مختصر تفاوت طبيعت نمادين در هر کدام ،همچنانکه در بسياري از افسانه هاي قديمي آماده اند .
    گاهي نيز در سبک هاي استعاره اي ،چه بعنوان تپه ها و يا شجاعت اژدها ظاهر مي شود(صفحه 101).
    در نتيجه به ياد داشتن اين نکته مهم است که گروه هاي زير بخشهاي سخت و محکمي نيستند و شخص هميشه بايد اختلاف آنها را بداند و گاهي تناقص آنها را که تاثير گرفته از مفاهيم نمادين بيشتر شکل هاي طراحي شده مي باشند .
    حيوانات و چهار پايان افسانه اي :
    احتمالا اژدها تنها نماد افسانه اي مهم در فرهنگ و هنر چنين است و تنها طرحي است که در نقشه هاي قالي ها زياد استفاده مي شود (صفحه 24).
    ضرورتا ،اژدها جانوري دو رگه است ،ترکيبي از خداي مار است و خداي پرنده (افسانه هندوي بودائي گارو لاس و ناگاس )، که با محيط و عقايد روحاني وفق داشت .
    بر طبق افسانه هاي سلت اسپانيا و ايسلانديک مردم معتقد بودند که ماهي قزل آلا بياني از اژدها بود ،يعني وقتي که خداي نورسي شکل ماهي قزل آلا را با چرخش خود زميني را لرزاند، و فين (يا فيون )ماهي قزل آلا را خورد تا بينشي معنوي پيدا کند .
     يک شعر قديمي چيني با اين ابيات تمام مي شود که (اگر ،دنبال اژدها نگرديم ،آنها نيز دنبال ما نمي گردند .
    در يک شعر اسکاتلندي قديمي نيز احساسي نهفته است که (من اهريمن را آزار نمي دهم و اهريمن من را نمي آزارد).
    متون قديمي چيني فرضيه سير تکامل اژدها را اين چنين توصيف مي کند که :( مار آبي پس از پانصد سال بعد به کيا ئو (اهريمن و اژدها )تبديل شد و يکصد سال بعد اهريمن به کيائو لانگ (اژدهايي با صورت ماهي )،پانصد سال بعدبه کيوه لانگ (اژدهاي شاخ دار )تبديل شد.پس از هزاران سال بعد به شکل يينگ لانگ (اژدهاي بالدار) تکميل شد .
    اين داستان و افسانه هايي از اين دست ،حاکي از تکامل اژدها مسيري را نشان مي دهند که اژدها طي ساليان سال تکامل پيدا کرده است و در اين سال هاي دراز نشانه ها و کيفيت هاي متفاوتي را پذيرفته است.
     اژدهاي چيني ميتواند به هر شکلي در آيد از گوزن قرمز تا دختري نوجوان و نيز مي تواند بر حسب مواردي خاص رنگ خود را نيز عوض کند اما نشانه هاي ثابت خاصي هميشه هستند .
    طبق يک متن قديمي ، اژدها سر شتر دارد ،شاخه هاي گوزن ،چشم هاي ديو ،گوشهاي گاو ،گردن مار ،شکم سوسمار ،صورت ماهي کبود ،پنجه هاي عقاب و پاهاي ببر را دارد .
    روي سر او بر آمدگي است که چمي ها چ ناميده مي شود و مثل کيسه هوا براي پريدن به هوا استفاده شده .
    بدن او از سه بخش متصل به هم تشکيل شده است :سر و شانه ها ،شانه ها و سينه و سينه و دم .
    تعداد 117 رديف دارد که 81 رديف آن قابل چرخش بوده انعطاف دارند و 36 رديف آن انعطاف کمتري دارند ،تعداد رديف ها در زير گردن حيوان بر عکس مي باشد .
    نوع نر حيوان که به وسيله ريش حيوان از نوع ماده شناخته مي شود بيني ريش دار و شاخ هايي موج دار دارد و معمولا در زير چانه اش مرواريد گونه هاي درخشاني را مي توان ديد .
    اژدهاي شاخ دار (نر )کيو لانگ نام دارد . و اژدهاي بدون شاخ (ماده )را چيلانگ مي نامند .
    اژدهاهاي نقشه قالي مي توانند نر يا ماده ،بالدار يا بدون بال بوده يا از هر نوع ديگر آن باشند .
    عمدتا به شکل حلقوي کشيده مي شوند که مشغول جدال يا بازي با توپ يا مرواريد دروغين هستند (صفحه 102).
    اژدها ها به نوعي به شاه و قدرت شاهانه مربوط است و تاريخ چين آن را گواهي مي کند.
    اين ارتباط از زمان حکومت چينگ دانياستي وارد نقشه فرش ها شد ، زماني حاکمي آن اژدها هاي پنج چند گالي را بنا نهاد که تنها در قاليچه هايي به کار روند که شاه آنها را انتخاب کرده باشد و يا براي شاهزاده هاي درجه اول و دوم ،اژدهاي چهار چندگالي براي شاهزاده هاي کم اهميت تر ، و اژدها هاي بدون صورت ( پرنده و شيطان )( يا باستاني ) براي شاهزاده هاي درجه پنجم و اشخاص اداري مهم .
    اژدها هاي سه چندگالي يا آبزي چندان به دربار مربوط نمي شود و به ندرت در قاليچه هاي قديمي و آنتيک ديده مي شوند.
    اين نشانه ارتباط با قدرت دربار به همه موضوعات نمادين اژدها نيز کشيده شده و عمدتا مربوط مي شوند به نشانه هاي دلخواه مثل قدرت ،اختيارات ،نيرومندي ،عقلانيت ،حمايت الهي و البته عمر طولاني .
    ققنوس ،مثل اژدها ترکيبي است از تعدادي موجودات جسمي و روحي و به دوره حکومت شانگ دانياستي بر ميگردد که بعنوان علامت طايفه يا قبيله به کار مي رفت .
    گفته مي شود که اين حيوان پيشاني درنا ،تاج اردک نر، گلوي چلچله، منقار ماکيان ،گردن مار ،دم ماهي ،پشت لاک پشت و صورت اژدها را دارد .
    ققنوس در افسانه هاي کشور هاي سراسر دنيا بعنوان نشانه تولّدي دوباره ديده مي شود و غالبا نشاني از ساير پرنده ها دارد .
    بنظر مي رسد که اصالت اين حيوان نيز مثل اژدها به ترکيب بين اهريمن و خداي پرندگان بر مي گردد ،اما هر چند تکامل اژدها مثل تکامل اهريمن بوده ،ققنوس به پرندگان ماندگاري بيشتري داشته است .
    غالبا ققنوس چيني از نوع اژدها ي ماده نقاشي شده ،هر چند که اين جانور هر دو نوع نر و ماده را دارد (ققنوس نر فنگ و ققنوس ماده هيو آنگ نام دارد و هر دو جنسيت شامل واژه فنقانگ مي باشند ).
    و بعد ها بعنوان سمبل و نماد خوشبختي و پادشاهي در آمد ،و بدون ترديد تشويقات شاهانه نيز بدنبال آن بود و اين اعتقاد که کسي نمي تواند دنبال بخت بهتري از مهرباني شاهانه باشد ،وامروزه بعنوان نمادي از شادماني ،خوشبختي ،آرامش،زيبائي و تهذيب نفس به کار مي رود .
    پنج رنگ سنتي ققنوس ،قرمز ،بنفش، آبي ، زرد و سياه غالبا با فضيلت هاي پنج گانه کنفسيوس مربو طند.( به صفحه 53 مراجعه کنيد.)
     در نقشه هاي قالي ،ممکنست ققنوس به تنهايي و يا همراه با اژدها ئي طراحي شود و يا بخشي از صحنه افسانه اي خاص باشد ،بعنوان مثال افسانه ون فنگ(که در آن ققنوس قرمز در مقابل خورشيد قرار مي گيرد )
    و يا داستان چائو فنگ (که ققنوس به هزار پرنده اجازه ورود مي دهد).
    ببر ها :
    اژدها هاي دشمني هستند که در افسانه هاي چيني باستان به اين شکل در آمده اند و قدرت ،مردانگي را همراه دارند .نماد ببر به نماد اژدها مربوط است و بخش کاملي است از فنگ شو آ(به صفحه 116 نيز مراجعه کنيد ).
    شير ها نمادي از شجاعت و نيرو هستند و يکي از نگهبانان سنتي بودا و بودائيم مي باشد .
    نقش آنها بعنوان محافظ بعدها به افسانه هاي چيني سرايت کرده و ساليان سال شير هاي فلزي يا سنگي براي محافظت از ساختمانهاي مهم مورد استفاده بوده اند (صفحه 52)و در درهاي ورودي دادگاها ،قلعه ها و ساختمان هاي دولتي و تجارتي قرار داده مي شو ند ،حيوان نر در سمت شرقي ،که معمولا توپي در چنگال سمت راست و حيوان ماده در سمت غربي که بچه شيري را با پنجه چپ خود نوازش مي کند .
    سگ شير ها:
     نيرومند ي و دليري را نشان مي دهند و مثل شير هميشه همراه بودا محافظ مکان هاي مقدس بودائيم بوده اند .
    بيشتر در قاليچه هاي قديمي ديده مي شوند و گفته مي شود که سگ ها يا دست آموز هستند و يا سگ پشمالو و شايد هم ترکيبي از هر دو .
    اسب ها:
     که بيشتر به دو گروه ثروتمندان ونظاميان تعلق داشتند و بخصوص اسب هاي سفيد که اختصاصا براي انتقال آموزه هاي بو دائي به هند استفاده مي شوند.
    در نتيجه نماد ثروت ،حالت ،تحرک و ارائه دانش بودند .در بسياري از قاليچه هاي آنتيک و قديمي اسبي را مشاهده مي کنيم که به درختي مهار شده است .
    اسبهاي گستاخ افسانه اي به دو شکل در افسانه هاي چيني ديده مي شوند (يکي به شکل حيواني با بدن گوزن نر و ديگري با بدن گاو نر ) و تصور مي شود با تولد گوزن هاي نر ظاهر شده اند .نشانه اي از عقل و قدرت شفا دهندگي مي باشند.
    گوزن هاي نر :
    بعنوان بخش پايدار گروه گوزن ها .نمادي از پول هستند (صفحه 105)و نيز بر حسب توانائي آنها براي پيدا کردن لينگ چي نشانه طول عمرند (صفحه 112)
    الاغها:
     که گاهي در قالي هاي چيني ديده مي شوند معمولا براي نمايش خداي الاغ در صحنه يکي از چندين ماجراي اوست.
    لاک پشت ها:
     به ندرت در نقشه هاي قالي هاي چيني ديده مي شوند هر چند که نمادي از بيشترين عمر هستند ولي نام يکي از مهمترين انواع آنها بنام واهبا ناسزائي عاميانه است . در نقشه قاليچه ها نيز کمتر ديده مي شود.
    وزغها نوع آشنا (هره مرموز )از لوئي هائي مي باشند و از اينرو نماد خوش شانسي در تجارت هستند .اين حيوان به ندرت در نقشه هاي قاليچه ديده مي شوند .
    خفاشها:
     در نقشه قاليچه هاي چيني بسيار مشهود و رايج است و شادماني را نشان مي دهد .زيرا وقتي دو واژه خفاش و شادماني را در زبان چيني با صداي بلند ادا مي کنيم صدائي يکسان دارند(صفحه 105).
    اين حيوان بيشتر با نقشه هاي ديگر به کار مي رود (صفحات 115، 119، 127).
    پنج حيوان مضر –مارها ،مارمولک ها ،کژدم ها ،قورباغه ها و هزار پاها حيواناتي هستند که روحي موذي دارند و از اينرو در نقشه هاي قالي زياد کاربرد ندارند .با اين حال کژدم در قاليچه هاي ترکستان شرقي نقشه اي معمولي و رايج است.
    پرندگان ،پروانه ها ،ماهي ها:
    درنا ها (نمونه 40)همراهان قديمي و پيام رسانان ابدي تائوئيست ها هستند ،و آمده اند تا نمادي از عمر دراز و دانش جاويدان باشند.
    و نيز نشانه ادارات مهم دولتي در زمان مانچو دايناستي شدند ،و از اينرو بيانگر اعتبار و افتخارند(به صفحه 56 مراجعه نمائيد )
    
    لک لک سفيد:
    بخصوص اگر آبي با شند ،همراه ابدي ملکه بودند و لذا نشانه عمر ابدي هستند.غاز ها هيچ ارتباط اسطور ه اي يا آوائي با کيفيت هاي ظاهر ندارند ، اما معمولا به عنوان نماد عمر دراز و آزادي و عدم وابستگي تصور شده اند .غاز وحشي تنها غالب لذت تنهايي را نشان مي دهد.
    کلاغ ها:
    علامت خوشبختي هستند و واژه چيني کلاغ به معني پرنده شادماني مي باشد و لانه اين حيوان در نزديکي منزل شما نشانگر يافتن قدرت مالي است.
    و نيز معتقدند که (پرندگان خوش شگون ) بوده قار قار کردن آنها در خارج منزل شما مژده رسيدن مهمان هايي خوب بوده شنيدن گريه حيوان در زمان مرگ نشانه موفقيت است .
    مکتب بودائيم در خلال قرن هاي هفتم تا دهم توسط گروهي از معلمين و راهبه ها که رئيس قبيله تانتريک يعني پادها سامبا ها وا و محقق هاهايانا بنام سنيتراکسيتا از معروفترين آنها بودند به تبت آورده شد.
    در سال 1042 معلم بزرگ بنام آميتا از هند وارد شد و تغييراتي را ايجاد کرده که به ايجاد حزب گلوگپا ( يا يکي از سيستم هاي روحاني ) انجاميد که به نوبه خود ،حزب دالائي را سازمان داده که نهايتا زندگي روحاني مردم تبت را رهبري مي کرد تا در سال 1950مملکت ضميمه چين شد.
    مضافا اينکه ارثيه افسانه اي جالبي هم است ،که از ترکيب چندين مکتب بودائيم با مذهب بون بوجود آمده است .
    ساير سيستم هاي فلسفي بعد از دوران چا ئو دانياستي بر پا شدند و شامل مکتب هوئيسم است که هو تا سئو (در سال هاي 39 تا 470 قبل از ميلاد ) بناه نهادند .که مکتب عشق جهاني را ايجادکرده.
    هوئيست ها به عقيده کنفسيوس درباره جن و نيز (دنبال گيري بهشت موعود )و کار هاي گروهي مهيج توسط رهبران بزرگ يا ايجاد و رواج هوئيسم به رهبري و مرکزيت پاتو سو سانگ اعتقاد داشتند. مکتب لگا ليسم مي گفت که بشر ها اصلا شيطانا و روش سياسي کلسينيکي را ايجاد کرده که بيشتر از 1500 سال بعد توسط ايدئو لوژيست ايتاليا يي رونسانس به نام نيکولوها چياولي در رساله اش به نام شاهزاده از آن ياد کرده است .
    مکتب استدلاليون که توسط هوئي شيح ، کانگ سان لانگ تسو و ساير فلاسفه به نام بنا نهاده شد . در مقابل تعليم هاي سلطه اي محرمانه تاريخ با دفاع از روشهاي خاص براي دستيابي به حقيقت عکس العمل نمود .
    مکتب کاهنان که به دنبال تکميل نظريه يين وينگ و پنج ماده (مغز، چوپ ،آب ،آتش و زمين ) سبب انتظام گيتي و گسترش هستي بودند .
    اهداف آنها را که سيستم مذهبي و فلسفي ديگر بر عمدتا توآيئسم بودند جذب کردند و بيانگر ستاره شناسي ،علم کيميا ،علم جادو و شايد از همه موثر تر علم داروي چيني شدند . 




 
  رويدادها
  مقالات
  گفتگو
  دنياي نشر
  گزارش
  نقد و نظر
  قوانين و مقررات
    کليه حقوق متعلق به سايت اطلاع رساني فرش ايران است
نقل مطالب به هر شکل تنها با ذکر عنوان و نشاني سايت مجاز است
CARPETOUR.COM   2000-2009 All Rights Reserved.